انیمه
من کیم؟ داره چه بلایی سرم میاد؟ ی صدا تو گوشم میگه دیگه تمومه ... من... واقعا کیم ؟ ی صدا تو ذهنم میپیچه ی مرد با مو های سپید بلند با لبخند میگه : تو پسر اونی؟ درست میگم؟ گفتم ش..ش..ما کی؟
هه پس تو پسر ناروتو ای! گفتم شما کی هستی؟ ی پوز خند زد و گفت بهم اعتماد کن همراهم بیا... ی لحظه قیافش آشنا اومد ... قبلا دیده بودمش .. اون تو کتابای آکادمی بود.. اون جیرایا ساما ارو سنین بود !! منو برد...
گفتم ا..اینجا کجاست ؟؟ گفت اینجا کونوهاست حدودا ۱۴ سال پیشه..زمانی که پدرت فقط ی بچه بود .. و به پسرکی اشاره کرد که روی تاب نشسته بود ... گفت میدونی تو و کاواکی منو خیلی یاد اونو ساسکه میندازید .... رفتیم جلو تر..
رفتیم جلو تر.. مرد گفت پدرت اینجا همسن توعه میدیدم که او چقدر برای هر کاری سخت تلاش میکنه...
و حتی جلو تر گفت پدرت اینجا ۱۶ سالشه زمان اوجش یا به قول خودتون ورژن پرایم هه هه .. وای ! گفتم میشه یکم بیشتر اینجا بمونیم؟ نبردش با عمو ساسکه رو تماشا کردم وای!! ازش عکس گرفتم تا اورا یادم بماند..
گفت هنوزم بنظرت پدرت آدم بدیه بوروتو؟ لبخند زدم آروم گفتم میدونی .. نه دوربینمو در آوردم و ازش عکس گرفتم آروم ادامه دادم بلاخره فهمیدم کیم .. من پسر تو هستم اتوسان... تا دفعه بعد....
نظرات بازدیدکنندگان (0)