جام اتش شروعی برای یک دورگه پارت دوم✨
دید میسو:بعد از اینکه سدریک منو از اونجا برد نجات پیدا کردم…رون و هرمیون و آقای ویزلی بعد از اینکه مرگ خوار ها رفتن رفتن دنبال هری و پیداش کردن و بازرس اومد و کلی اتفاق…امروز باید برگردیم هاگوارتز نمیدونم چرا حس خوبی به امسال ندارم سوار قطار شدم و با دوستام بانی جسیکا و انجلا توی کوپه نشستم جسیکا:وای بچه ها شنیدم امسال از مدرسه دورمسترانگ میان هاگوارتز!اگه بتونم با یکیشون جور بشم خیلی خوبه! بانی:اره خیلی هیکلین ولی شنیدم عصاب ندارن انجلا:عصاب که مهم نیست!تو قیافه رو بچسب تازه توی جام جهانی کوییدیچ کرام داشت میسو رو نگاه میکرد شاید ازت خوشش میاد! میسو که انگار از فکر بیرون اومده:ها؟چی…اره ازشون خوشم نمیاد کلا یه جورین… انجلا:وای دختر!بیخیال خیلی خوشتیپه نکنه از کس دیگه ای خوشت میاد؟ میسو:نه بابا…فقط از این ادمای عصبی و اخمو خوشم نمیاد جسیکا:چی بگم،حداقل کاش یکیشون گیرم بیاد تو که خوشگلی قطعا میتونی یکیشون رو گیر بیاری! میسو:عه!گفتم بیخیال! جسیکا:باشه حالا نخور منو… -پایان صحنه قطار
زمان حال: از قطار پیاده میشن و به سمت تالار بزرگ میرن و مثل همیشه دامبلدور شروع به سخنرانی میکنه دامبلدور:خوش آمدید دانش اموزان!شروع سال جدید رو بهتون تبریک میگم،امسال سال جام آتشه مهمانانی از دو مدارس جادوگری داریم،دورمسترانگ و بوباتان!به درستی به آنها خوش آمد بگویید دید میسو:پسرای دورمسترانگ وارد شدن و کرام نفر اول وایساده بود چرا منو نگاه میکنه همینطور که نگاهم رو ازش دزدیم نگاهم به میز هافلپاف خورد،سدریک… دید سدریک:همینطور که دورمسترانگ ها داشتن وارد میشدن نگاهم به میز ریونکلاو رسید،میسو خودشه لبخند کج همیشگیم رو زدم و نگاهم رو برگردونم روی دورمسترانگ ها ادامه زمان حال: دختران بوباتان هم وارد شدن و نمایششون رو اجاره کردن دخترای نازی بودن جسیکا زیر لب:با وجود اینا یدونه همراه هم به من نمیرسه بانی:سخت نگیر… جسیکا:ساکت شو… میسو در حال خفه کردن خنده اش:راست میگه سخت نگیر… -پایان سخنرانی
بعد از سخنرانی راهروی طبقه اول: دید میسو:با جسیکا داشتم راه میرفتم بانی و انجلا رفته بودن پیش پسرای دورمسترانگ که یهو سدریک توی راهرو پیداش شد،وای همون لبخند سدریک لبخند کج:ام خب گفتم شاید بشه حرف بزنیم؟تنها؟ جسیکا:اوه اوه مزاحم نمیشم خوش بگذره،(زمزمه در گوشمیسو)خوش بگذره… جسیکا رفت و سدریک و میسو توی راهرو موندن میسو:کارم داشتی؟… سدریک با همون لبخند و لحن مخصوصش:منو تو رو قبلا دیدم درسته؟ میسو:اره… سدریک:شاید بهتره بیشتر با هم اشنا بشیم؟ میسو لبخند خجالتی:چرا که نه… -پایان صحنه
اسلاید اضافی🥨
عالی بود