سلام خدمت تمامی عزیزان، در این پست میخواهم شما را با کسانی آشنا کنم که در طول تاریخ چند هزار ساله ایران از کشورمان دفاع کردهاند و همواره در برابر بیگانگان تا سرحد مرگ جنگیدند. آنان در زمان خودشان و حتی اکنون مورد احترام بسیاری از مردم قرار گرفتهاند و ایرانیان برای آنان ارزش زیادی قائلند.
آریوبرزن (Ariobarzanes) (حدود ۳۸۰ پیش از میلاد – ۳۳۰ پیش از میلاد)، زادگاه و محل فعالیت: ایرانِ هخامنشی، ساتراپی پارس (محدوده استان فارس امروزی) آریوبرزن از سرداران برجسته و شجاع امپراتوری هخامنشی و ساتراپ پارس در واپسین سالهای حکومت داریوش سوم بود و نام او بیش از هر چیز با مقاومت تاریخیاش در برابر اسکندر مقدونی گره خورده است؛ مقاومتی که به نماد ایستادگی تا آخرین نفس در تاریخ ایران تبدیل شد. پس از شکست سپاه هخامنشی در نبرد گوگمل، زمانی که اسکندر بهسوی قلب ایران و تختجمشید حرکت میکرد، آریوبرزن با درک اهمیت مسیر، در تنگهای کوهستانی که معمولاً از آن با نام تنگه دربند پارس یاد میشود، راه سپاه مقدونی را سد کرد و با نیرویی بسیار کمتر، چندین روز پیشروی دشمن را متوقف ساخت و تلفات سنگینی به آنان وارد آورد؛ تا جایی که حتی منابع یونانی نیز شجاعت و توان نظامی او را ستودهاند. سرانجام بهدلیل خیانت یک راهنمای محلی و دور زدن مواضع ایرانیان، آریوبرزن و یارانش در محاصره افتادند اما او از تسلیم سر باز زد و همراه با نیروهایش تا واپسین لحظه جنگید و کشته شد؛ ایستادگیای که هرچند مانع سقوط هخامنشیان نشد، اما نام آریوبرزن را بهعنوان نماد وفاداری، غیرت و دفاع از سرزمین در تاریخ ایران جاودانه کرد.
سردار سورنا (Surena) (زادروز نامشخص، حدود سدهٔ اول پیش از میلاد – ۵۳ پیش از میلاد)، زادگاه و محل فعالیت: شاهنشاهی اشکانی، خاندان سورن، ناحیهٔ سکستان/سیستان امروزی سورنا یکی از درخشانترین و هوشمندترین فرماندهان نظامی تاریخ ایران و از اشرافزادگان قدرتمند خاندان سورن بود؛ خاندانی که بهطور سنتی نقش مهمی در تاجگذاری شاهان اشکانی داشتند. نام او بیش از هر چیز با نبرد تاریخی حَرّان (Carrhae) گره خورده است؛ نبردی که در آن سورنا با نیرویی بهمراتب کمتر، ارتش عظیم روم به فرماندهی کراسوس، یکی از سه مرد قدرتمند جمهوری روم، را به شکستی فاجعهبار کشاند. سورنا با تکیه بر تاکتیکهای نوآورانه، از جمله استفادهٔ هوشمندانه از سوارهنظام کماندار، عقبنشینیهای فریبنده، و پشتیبانی لجستیکی با شتر برای تأمین بیوقفهٔ تیرها، لژیونهای سنگین و کند رومی را در بیابانهای بینالنهرین زمینگیر کرد و سرانجام کراسوس در جریان این شکست کشته شد؛ واقعهای که ضربهای حیثیتی و سیاسی بزرگ به روم وارد کرد و مرزهای شرقی آن را برای سالها متوقف ساخت. با وجود این پیروزی عظیم، محبوبیت و نفوذ سورنا باعث بدگمانی شاه اشکانی، اُرُد دوم، شد و او اندکی پس از این نبرد، بهفرمان شاه کشته شد؛ سرنوشتی تلخ برای سرداری که نامش بهعنوان نماد نبوغ نظامی و غرور ایرانی در برابر قدرتهای جهانی در تاریخ ماندگار شد.
رستم فرخزاد (Rostam Farrokhzād) (زادروز نامشخص، حدود اواخر قرن ششم میلادی – ۶۳۶ میلادی)، زادگاه و محل فعالیت: شاهنشاهی ساسانی، تیسفون و جبهههای غربی ایران رستم فرخزاد از بزرگترین سرداران و سیاستمداران دورهٔ پایانی ساسانی و از خاندان نامدار اسپهبدان بود و در حساسترین مقطع تاریخ ایران، فرماندهی سپاه ساسانی را بر عهده داشت. نام او بیش از هر چیز با نبرد قادسیه گره خورده است؛ نبردی سرنوشتساز میان ایران ساسانی و سپاه عرب که عملاً مسیر فروپاشی شاهنشاهی ساسانی را هموار کرد. رستم فرماندهای باتجربه، محتاط و آگاه به شرایط بحرانی کشور بود و پیش از آغاز جنگ بارها تلاش کرد با مذاکره، از درگیری جلوگیری کند، چرا که بهخوبی از ضعف ساختار سیاسی و فرسایش درونی ایران آگاه بود. با آغاز نبرد، او چند روز سپاه ایران را با مهارت هدایت کرد، اما در نهایت در میانهٔ آشفتگی میدان جنگ کشته شد و مرگ او ضربهای روانی و نظامی سنگین به ارتش ساسانی وارد کرد. رستم فرخزاد در حافظهٔ تاریخی ایران بهعنوان آخرین سردار بزرگ پیش از سقوط ساسانیان شناخته میشود؛ شخصیتی که نه بهخاطر شکست، بلکه بهدلیل ایستادگی در بدترین شرایط ممکن، جایگاهی ویژه در تاریخ دارد.
ابومسلم خراسانی (Abu Muslim al-Khorasani) (حدود ۷۱۸ میلادی – ۷۵۵ میلادی)، زادگاه: خراسان بزرگ (احتمالاً حوالی مرو)، محل فعالیت: خراسان، ایران و عراق امروزی ابومسلم خراسانی یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال بحثبرانگیزترین چهرههای تاریخ ایران پس از اسلام است که نقش محوری در سقوط خلافت اموی و روی کار آمدن عباسیان داشت. او در دورهای ظهور کرد که نارضایتی عمیقی از حاکمیت امویان، بهویژه در میان ایرانیان و غیرعربها، وجود داشت و با هوش سیاسی بالا، کاریزما و توان سازماندهی کمنظیر، توانست جنبشی گسترده را در خراسان شکل دهد. ابومسلم با تکیه بر نیروهای ایرانی و شعار عدالتخواهی، ارتشی منسجم ساخت و در مدت کوتاهی کنترل خراسان را به دست گرفت و سپس با شکست دادن سپاه اموی، مسیر قدرتگیری عباسیان را هموار کرد. با وجود این پیروزی عظیم، پس از استقرار خلافت عباسی، نفوذ و محبوبیت روزافزون او برای خلیفهٔ جدید، منصور عباسی، تهدیدآمیز شد و در نهایت ابومسلم به بهانهای سیاسی به بغداد فراخوانده و کشته شد. ابومسلم در تاریخ ایران نماد قدرت، استقلالطلبی و نقش ایرانیان در تحولات بزرگ سیاسی جهان اسلام شناخته میشود و شخصیت او الهامبخش بسیاری از جنبشهای بعدی، از جمله قیامهای محلی و ملیگرایانه در ایران شد.
بابک خرمدین (Babak Khorramdin) (حدود ۷۹۵ میلادی – ۸۳۸ میلادی)، زادگاه: آذربایجان، محل فعالیت: آذربایجان و نواحی شمالغرب ایران بابک خرمدین رهبر یکی از طولانیترین و سرسختترین جنبشهای ضد خلافت عباسی در تاریخ ایران بود و نام او بهعنوان نماد مقاومت، استقلالخواهی و ایستادگی در برابر سلطهٔ بیگانه شناخته میشود. او رهبری جنبش خرمدینان را بر عهده داشت؛ جنبشی با ریشههای ایرانی که ترکیبی از باورهای کهن، عدالتخواهی اجتماعی و مخالفت با فشارهای سیاسی و اقتصادی خلافت عباسی بود. بابک بیش از بیست سال از پایگاه کوهستانی و مستحکم خود در دژ بَذ، سپاه عباسی را بارها شکست داد و با تکیه بر شناخت دقیق جغرافیا، جنگهای چریکی و روحیهٔ بالای نیروهایش، هزینههای سنگینی به خلافت تحمیل کرد؛ تا جایی که چندین سردار عباسی در برابر او ناکام ماندند. سرانجام پس از بسیج گستردهٔ نیروها به فرمان معتصم عباسی و با خیانت برخی اطرافیان، بابک دستگیر شد و به شکلی بسیار خشن اعدام گردید، اما مرگ او پایان راهش نبود؛ بابک در حافظهٔ تاریخی ایران بهعنوان چهرهای اسطورهگونه از مقاومت ملی باقی ماند و نامش قرنها الهامبخش جنبشهای آزادیخواهانه شد.
مازیار طبرستانی (Māzyār ibn Qārin) (زادروز نامشخص، اواخر قرن هشتم میلادی – ۸۳۹ میلادی)، زادگاه: طبرستان، محل فعالیت: طبرستان و شمال ایران مازیار از شاهزادگان خاندان کهن قارنوندیان و یکی از مهمترین چهرههای مقاومت محلی ایرانیان در برابر خلافت عباسی بود که در منطقهٔ کوهستانی و سختگذر طبرستان قدرت گرفت. او وارث سنت دیرینهٔ حکومتهای بومی شمال ایران بود و با تکیه بر استقلالطلبی، مخالفت با مالیاتهای سنگین و نفوذ کارگزاران عباسی، قیامی گسترده علیه خلافت سامان داد. مازیار با بهرهگیری از جغرافیای خاص طبرستان، جنگهای فرسایشی و حمایت مردم محلی، مدتی توانست کنترل منطقه را در دست بگیرد و نفوذ خلافت را به چالش بکشد. با این حال، اتحاد عباسیان با برخی نیروهای رقیب محلی، بهویژه طاهریان، موجب شکست او شد و مازیار دستگیر و به سامرا منتقل گردید و در آنجا اعدام شد. مازیار در تاریخ ایران بهعنوان نماد تلاش برای احیای حاکمیت بومی و هویت ایرانی در برابر تمرکز قدرت خلافت شناخته میشود و قیام او یکی از آخرین مقاومتهای بزرگ خاندانهای کهن شمال ایران بهشمار میآید.
سلطان جلالالدین خوارزمشاه (Jalāl ad-Dīn Mangburnī) (۱۱۹۹ میلادی – ۱۲۳۱ میلادی)، زادگاه: خوارزم، محل فعالیت: ایران، قفقاز، آسیای صغیر و بینالنهرین جلالالدین خوارزمشاه واپسین و برجستهترین پادشاه سلسلهٔ خوارزمشاهیان بود که نامش با مقاومت بیامان در برابر یورش مغولان گره خورده است. پس از حملهٔ سهمگین چنگیزخان و فروپاشی سریع ساختار حکومتی خوارزمشاهیان، جلالالدین برخلاف بسیاری از فرمانروایان زمان خود تسلیم نشد و سالها با تکیه بر شجاعت فردی، تحرک بالا و جنگهای برقآسا، در نقاط مختلف ایران و پیرامون آن با مغولان و دشمنان محلی جنگید. او در نبردهای متعددی توانست سپاهیان مغول را شکست دهد و حتی چنگیزخان را وادار به تعقیب شخصی خود کرد؛ از جمله صحنهٔ مشهور پرش او با اسب به رود سند که به یکی از تصاویر ماندگار تاریخ نظامی بدل شده است. با وجود رشادتهای کمنظیر، جلالالدین در مدیریت سیاسی و ایجاد ثبات ناتوان بود و درگیر جنگهای همزمان با خلافت عباسی، سلاجقهٔ روم و حاکمان محلی شد؛ امری که نیرو و فرصت او را فرسوده کرد. سرانجام در غرب ایران، در حالی که بهطور پراکنده و بدون سپاه منسجم حرکت میکرد، کشته شد، اما در تاریخ ایران بهعنوان نماد مقاومت فردی و جنگیدن تا آخرین لحظه در برابر ویرانگرترین هجوم تاریخ باقی ماند.
نادرشاه افشار (Nāder Shāh Afshār) (۱۶۸۸ میلادی – ۱۷۴۷ میلادی)، زادگاه: درگز خراسان، محل فعالیت: سراسر ایران، قفقاز، آسیای مرکزی و شبهقاره هند نادرشاه افشار یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی تاریخ ایران و بنیانگذار دولت افشاریه بود که در دورهای از فروپاشی و آشفتگی، ایران را دوباره به یک قدرت بزرگ نظامی تبدیل کرد. او از دل هرجومرج پس از سقوط صفویان برخاست، افغانهای غلزایی را شکست داد، اشغال ایران توسط عثمانیها و روسها را پایان داد و مرزهای کشور را بازپس گرفت. نادرشاه با اصلاح اساسی ارتش، ایجاد سپاه منظم، تقویت توپخانه و تکیه بر تحرک و انضباط نظامی، ارتشی ساخت که در زمان خود بیرقیب بود. او در قفقاز، داغستان و آسیای مرکزی شورشها را سرکوب کرد و سپس با لشکرکشی تاریخی به هند، امپراتوری مغول را شکست داد و با تصرف دهلی، ثروتی عظیم از جمله تخت طاووس را به ایران آورد که اقتصاد کشور را برای سالها تقویت کرد. نادرشاه امنیت داخلی را برقرار کرد، اقتدار دولت مرکزی را احیا نمود و نام ایران را دوباره در سطح جهانی مطرح ساخت، هرچند در سالهای پایانی عمر بهدلیل فشار جنگهای مداوم و سوءظن، رفتاری خشن پیدا کرد و سرانجام به دست اطرافیانش کشته شد؛ با این حال، در تاریخ ایران بهعنوان نابغهٔ نظامی، احیاگر قدرت ایران و آخرین فاتح بزرگ شرق شناخته میشود.
عباسمیرزا قاجار (Abbās Mirzā Qājār) (۱۷۸۹ میلادی – ۱۸۳۳ میلادی)، زادگاه: نواحي آذربایجان، محل فعالیت: آذربایجان، قفقاز و ایران عباسمیرزا ولیعهد فتحعلیشاه قاجار و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای اصلاحطلب تاریخ ایران بود که نامش بیش از هر چیز با نوسازی ارتش و آغاز آگاهی از عقبماندگی ساختاری ایران گره خورده است. او در جریان جنگهای ایران و روسیه، با وجود شکستهای نظامی و از دست رفتن بخشهایی از قفقاز، بهدرستی دریافت که علت اصلی ناکامی ایران نه کمبود شجاعت، بلکه ضعف آموزش، سازماندهی و فناوری است. عباسمیرزا با تشکیل ارتش منظم به سبک اروپایی (نظام جدید)، استخدام مستشاران خارجی، ایجاد کارخانههای اسلحهسازی، اعزام نخستین دانشجویان ایرانی به اروپا و تلاش برای اصلاح ساختار فرماندهی، پایههای تحول نظامی و فکری ایران را بنا نهاد. او شخصیتی پرتلاش، واقعگرا و دلسوز داشت و برخلاف بسیاری از حاکمان زمان خود، شکست را فرصتی برای یادگیری میدانست. هرچند مرگ زودهنگامش مانع تکمیل اصلاحات شد، اما عباسمیرزا در تاریخ ایران بهعنوان پیشگام نوسازی، آینهٔ بیداری ملی و نقطهٔ آغاز اصلاحات مدرن شناخته میشود.
رئیسعلی دلواری (Raʾīs-ʿAlī Delvārī) (۱۲۶۱ خورشیدی / ۱۸۸۲ میلادی – ۱۲۹۴ خورشیدی / ۱۹۱۵ میلادی)، زادگاه: دلوار تنگستان، محل فعالیت: جنوب ایران و سواحل خلیج فارس رئیسعلی دلواری از برجستهترین چهرههای مقاومت مردمی ایران در برابر استعمار بریتانیا بود که در دوران جنگ جهانی اول، در شرایطی که دولت مرکزی قاجار ضعیف و ناتوان بود، رهبری مبارزه در جنوب کشور را بر عهده گرفت. او با تکیه بر نیروهای بومی تنگستان، شناخت دقیق از جغرافیای منطقه و جنگهای چریکی، بارها به نیروهای انگلیسی ضربه زد و مانع تثبیت کامل نفوذ آنان در بوشهر و اطراف آن شد. رئیسعلی شخصیتی شجاع، میهندوست و مورد اعتماد مردم محلی بود و مبارزهاش نه از سر قدرتطلبی، بلکه در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران شکل گرفت. سرانجام در جریان یکی از عملیاتها، بر اثر خیانت یکی از همراهانش ترور و کشته شد، اما نام او در تاریخ ایران بهعنوان نماد مقاومت جنوب، ایستادگی مردمی و مقابله با استعمار خارجی جاودانه ماند.
میرزا کوچکخان جنگلی (Mirzā Kūchak Khān Jangalī) (۱۲۵۹ خورشیدی / ۱۸۸۰ میلادی – ۱۳۰۰ خورشیدی / ۱۹۲۱ میلادی)، زادگاه: رشت، محل فعالیت: گیلان و شمال ایران میرزا کوچکخان از برجستهترین رهبران مبارزه با استبداد داخلی و دخالت خارجی در اواخر دورهٔ قاجار بود و رهبری جنبش جنگل را بر عهده داشت؛ جنبشی مردمی که با هدف استقلال ایران، اجرای عدالت، مقابله با نفوذ روس و انگلیس و دفاع از حقوق مردم شکل گرفت. او با تکیه بر نیروهای بومی، جنگهای چریکی و استفاده از جغرافیای جنگلی گیلان، سالها در برابر دولت مرکزی ضعیف و قدرتهای خارجی ایستادگی کرد و توانست ساختاری منسجم و اثرگذار ایجاد کند. میرزا کوچکخان شخصیتی پاکدست، آرمانگرا و ملیگرا داشت و با وجود همکاری مقطعی با نیروهای مختلف، هرگز استقلال فکری و سیاسی خود را از دست نداد. در نهایت، بر اثر فشارهای نظامی، اختلافات داخلی و شرایط سخت طبیعی، جنبش جنگل تضعیف شد و میرزا کوچکخان در سرمای کوهستان جان باخت، اما در تاریخ ایران بهعنوان نماد مقاومت مردمی، استقلالطلبی و مبارزه با سلطهٔ بیگانه ماندگار شد.
شهید محمد جهانآرا (Mohammad Jahān-Ārā) (۱۳۳۳ خورشیدی / ۱۹۵۳ میلادی – ۱۳۶۰ خورشیدی / ۱۹۸۱ میلادی)، زادگاه: خرمشهر، محل فعالیت: خرمشهر و جبهههای جنوب ایران محمد جهانآرا از برجستهترین فرماندهان مردمی آغاز جنگ تحمیلی و نماد مقاومت خرمشهر بود که نامش با ایستادگی ۳۴ روزه این شهر در برابر ارتش عراق جاودانه شد. او از پیش از شروع رسمی جنگ، با شناخت دقیق از شرایط جنوب و تهدیدهای مرزی، در سازماندهی نیروهای مردمی و دفاع شهری نقش کلیدی داشت و پس از آغاز حمله، با امکاناتی بسیار محدود اما روحیهای بالا، دفاعی تاریخی را هدایت کرد که پیشروی دشمن را بهشدت کند کرد و زمان ارزشمندی برای کشور خرید. جهانآرا فرماندهای شجاع، مردمی و الهامبخش بود که حضورش در خط مقدم، انگیزه و انسجام رزمندگان را چند برابر میکرد و خرمشهر را به نماد مقاومت ملی تبدیل ساخت. او پس از سقوط شهر نیز به فعالیتهای عملیاتی و سازماندهی نیروها ادامه داد، اما پیش از آنکه آزادی خرمشهر را ببیند، در سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسید؛ با این حال، در تاریخ دفاع مقدس بهعنوان چهره ماندگار مقاومت، غیرت و دفاع از خاک ایران شناخته میشود.
شهید دکتر مصطفی چمران (Mostafā Chamrān) (۱۳۱۱ خورشیدی / ۱۹۳۲ میلادی – ۱۳۶۰ خورشیدی / ۱۹۸۱ میلادی)، زادگاه: تهران، محل فعالیت: جبهههای جنوب و غرب ایران مصطفی چمران از منحصربهفردترین چهرههای تاریخ معاصر ایران بود؛ ترکیبی کمنظیر از دانشمند، مبارز، فرمانده میدانی و متفکر که در آغاز جنگ تحمیلی نقشی حیاتی ایفا کرد. او با سابقهای طولانی در مبارزات چریکی و نامنظم در لبنان، بلافاصله پس از شروع جنگ، خلأ فرماندهی و سازماندهی در خطوط مقدم را تشخیص داد و با تشکیل ستاد جنگهای نامنظم، شیوهای تازه از نبرد را وارد میدان کرد که متکی بر تحرک، ابتکار، شجاعت فردی و استفاده حداکثری از امکانات محدود بود. چمران شخصاً در خط مقدم حضور داشت، عملیاتهای جسورانه طراحی و اجرا میکرد، روحیه رزمندگان را بالا میبرد و در بحرانیترین مقاطع، مانع پیشروی دشمن در مناطق حساس شد. او علاوه بر نقش نظامی، با نگاه انسانی و اخلاقیاش، جنگ را صرفاً میدان نبرد نمیدید، بلکه عرصهای برای مسئولیت، فداکاری و دفاع آگاهانه از میهن میدانست. سرانجام در یکی از عملیاتهای شناسایی–رزمی در دهلاویه به شهادت رسید، اما در تاریخ دفاع مقدس ایران بهعنوان نماد عقلانیت در کنار شجاعت، ابتکار در دل بحران و فرماندهی از دل میدان ماندگار شد.
شهید سرلشکر علی صیاد شیرازی (Ali Sayyad Shirazi) (۱۳۲۳ خورشیدی / ۱۹۴۴ میلادی – ۱۳۷۸ خورشیدی / ۱۹۹۹ میلادی)، زادگاه: درگز خراسان، محل فعالیت: جبهههای جنوب و غرب ایران علی صیاد شیرازی از برجستهترین فرماندهان نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران و یکی از معماران اصلی هماهنگی ارتش و سپاه در دوران دفاع مقدس بود که نقشی تعیینکننده در تغییر موازنه جنگ به نفع ایران ایفا کرد. او با دانش عمیق نظامی، انضباط حرفهای و روحیهای متعهد، در طراحی و اجرای عملیاتهای بزرگ و سرنوشتسازی چون ثامنالائمه، طریقالقدس، فتحالمبین و بیتالمقدس نقش کلیدی داشت و آزادسازی مناطق اشغالی، از جمله خرمشهر، بدون همکاری و فرماندهی مؤثر او قابل تصور نبود. صیاد شیرازی فرماندهای میدانی اما استراتژیک بود که هم به جزئیات صحنه نبرد توجه داشت و هم تصویر کلان جنگ را میدید و توانست اعتماد متقابل میان نیروهای مسلح را تقویت کند. پس از جنگ نیز در مسئولیتهای عالی نظامی به خدمت ادامه داد تا سرانجام سالها بعد ترور شد؛ با این حال، در تاریخ ایران بهعنوان نماد انضباط، وحدت نیروهای مسلح و فرماندهی عقلانی در جنگ جایگاهی ماندگار دارد.
در طول تاریخ ایران، افراد بسیاری بودهاند که در جایگاههای مختلف، با احساس مسئولیت و تعهد نسبت به سرزمین و مردم خود ایستادگی کردهاند و آنچه گفته شد تنها گوشهای از این مسیر طولانی است. بهویژه در دوران جنگ ایران و عراق، شمار این چهرهها آنقدر زیاد است که نام بردن از همه آنها ممکن نیست. یاد کردن از این افراد به معنای دعوت به جنگ یا درگیری نیست، بلکه تأکید بر ماهیت وطندوستی، مسئولیتپذیری و تسلیم نشدن در برابر زور و بیعدالتی است. این روحیه میتواند در هر زمان و هر شرایطی معنا داشته باشد و هرکس، متناسب با توان، دانش و موقعیت خود، میتواند به شکل متفاوتی در حفظ کشور، پیشرفت جامعه و دفاع از ارزشهای انسانی نقش ایفا کند.
این است ایران من🙂↕🫠
خسته نباشی سازنده🌷🦋
سلامت باشین، خوشحالم خوشتون اومده 😇🌹
عالی بود🎀
خواهش میکنم، ممنون از نگاه پرمهرتون 💖🌹
💕🫶
سرداران و فرماندهان تاریخی ایران توسط 🐾Ch01 ყe ŋa به لیست (My peiborite?(Favourite افزوده شد.
خیلی ممنونم، لطف دارین 🌹🙏🏻
زیادی عالی رو چی میگن؟💛
خیلی ممنونم، خوشحالم خوشتون اومده 🙂🙏🏻