5 ماه پیش 4 اسلاید 184 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (22)
  • عالیییی

  • یکم رو پدرام تمرکز کن، دوست دارم بدونم، کدومشون واقعا عاشق الهه هستن؟

  • image𝓡
    مشغول

    چقدرررررر قشنگهههههههههه😍🩷
    من غش کردم برای این داستانننن

  • وای خدا چقدر ناناز بود و راستی به نظرم فرار آرمان و الهه درست نیست شاید کل ریتم داستان بهم بخوره و باید خیلی زود به شخصیت پدرام بپردازی چون همه میخوام بشناسنش و نظرش درمورد الهه رو بدونن و راستی اینکه آرمان یهو میره تو حالت تاریک کلیشه شده و داستان رو آبکی میکنه بزار همینطوری مهربون و خوب بمونه کاری کن هم پدرام هم آرمان به یک‌ اندازه واسه‌مون محبوب باشن کاری کن خواننده‌ها سره اینکه کدوم بهتره بحث کنن و به همه‌ی شخصیت ها حتما بپرداز و حتما ریتم داستان رو حفظ کن و پایانی هماهنگ با داستان بنویس

    • خیلی ممنون بابت انتقادت،چشم حتما توی پارتای بعد کم کم متوجه میشید❤

  • اگه جای الهه بودم وقتی آرمان کمرمو گرفت دستشو میشکستم☺(وی روانی است)

    • جون منم از آدمای روانی خوشم میاد آخ جون روانیییییی😆😆😆🤣🤣🤩

    • 😂😂😂😂❤

    • باعث افتخاره😂😂

  • عااالی بود .

  • به نظر من همه بمی.رن
    متاسفم ولی من ذهن مریضی دارم .

  • وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییی خیلی باحال و قشنگه داستانتتتتت
    به نظر من که بتونن فرار کنن بهتره

    • مرسیی قشنگم احتمالش هست که بتونن😉

  • خیلی زیبا بود داستانت 🙇🏻‍♀

    • مرسیی قشنگم🥹🩷

    • خواهش می کنم خوشگل
      ولی اگر یه پست بزاری فقط شخصیت ها رو معرفی کنی بهتره مثلا چند سالشونه با عکس(اگر داشتی)

  • عالی بود زیباااا💖💖

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.