سلام 🙂 من AT هستم این داستان میزارم امید وارم هیجان انگیز باشه
خاله مامان بابا کی برمی گردن؟ هق.. هق.(صدای گریه) میرا عزیزم، مامانی رفته یک مسافرت خیلی دور که قابل برگشت نیست به خاله قول بده که هیچ وقت، هیچ وقت نزدیک خون آشام ها نشی. چلا خاله (چرا؟ به زبون بچه ها) اونا بدجنس هستن اونا خطرناک هستن میرا عزیزم... درینگ... درینگ (صدای زنگ گوشی) اههههه لعنت بهش چرا خفه نمیشه گوشی کجایی نمی خوام برم دبیرستان.... آههه دوباره اون رویا. (صدای غمگین) از روی تخت م با هزار یک بیچارگی کلی فوش از روی تختم بلند شدم یک راست رفتم تو در. عر درد داشت. نگاهم به آینه افتاد موهای مشکی چشمای قرمز. موهام امروز دراز تر شده؟ سریع وسایل جمع کردم یک آهنگ سبک کلاسیک آپلود کردم. . آروم در خونه باز کردم به سمت مترو میرم. اسم من. میرا. یازده سال پیش داخل یک آتش سوزی پدر و مادرم خواهرم از دست دادم جزئیات زیادی یادم نمی یاد. اصلا تصویر پدرم یادم نیست. وقتی مادرم مرد. خاله مادر بزرگم منو بردن پیش خودشون. به امید اینکه مثل مادرم باشم. یک روز دعوا کردم، چشمام با مداد زخمی شد. وقتی رسیدیم بیمارستان رنگ چشمام قرمز شد مادر بزرگم ازم متنفر شد. خالم منو قبول کرد همراه بچه هاش بزرگ شدم. فقط یک قانون برای من وجود داره. از خون آشام ها دوری کن چه داخل هالوین مراسم مدرسه فقط دور باشم چرا که، خاله بهم نگفته منم بی خبر از همه جا بودم تا اون روز حتا روحم خبر نداشت که من کی هستم!
خدایا چه وضعی شده تا بلند شدم نگام به نگاش دوخته شد، قد من ازش بلند تره چرا؟ خیلی کوچیک از نظرم چرا این پسر انقدر چشماش شبیه پدرم سرخ... سرخ مثل یاقوت.. دلم می خواد نگام بدزدم ولی نمیشه
اسمت چیه؟ جانم الان اون پسر با منه؟ مگه خواب بودی؟ من همکلاسی جدیدت هستم اسمم املیا هست . درسته من خوابیدم. برای همین نفهمیدم چی شد. در کلاس باز شد بعضی از بچه ها ترسیده سمت آملیا اومدن ازش درخواست کردن باهم برن تا با من هم چشم شدن فرار کردن خیلی مسخره هست
آم آملیا میرا دست نشکست؟ یا دعوا نکرد؟ چی؟ میرا؟ وایسا ʕ ꈍᴥꈍʔ (๑•﹏•) 0 اونی که من باهاش حرف زدم یه دختر بود؟. آره اون یه دختره از قد دراز بدنش میخوره که پسره، اما یه دختره . عجب ... ممکن سوء تفاهم بشه به گوش عمو برسه پر پر می شم آه احساس می کنم یکی پشتم حرف زد
قسمت ویژه سلام دانش آموزان عزیز امروز یک دوست جدید به کلاسمون اضافه شده.(معلم) بیا تو. سلام من آملیا لاورت هستم. امید وارم سال خوبی داشته باشیم. خدایا چقدر چشمای زرد ش. نازه. موهای مشکی خوشگل.... آملیا می خوای کجا بشینی؟ پیش اون آدم که هودی سیاه داره باش برو ممنون . چی رفت پیش اون، خدا رحمتش کنه بغل دستی من پسر یا دختر؟ چهار شونه هست اما بنظر لاغر. پس پسره.. میرا بیچاره پشتش بهش بود 😂 پایان قسمت اول
جالب بود
مشتاقانه منتظر پارت بعد
امروز تولدمه..... یعنی یه مهربون پیدا میشه که یه هدیه ی خیلی کوچولو بهم بده تا حداقل یه هدیه گرفته باشم؟🙂 راستی پستت به شدت زیبا بود
ممنون....
تولدت مبارک
شرمنده یکم در هم شده.
قضیه اینه میرا اول از خونه میگه که یک دفعه سر کلاس می خوابه بنظرش حرف معلم زیاد مهم نیست وقتی بیدار میشه چشم تو چشم یه دختر به اسم آملیا میشه که تازه اومده .
اگه یک دفعه چشم تو چشم شدیم. برای اینکه از خواب پریده
فقط منم که هیچی نفهمیدم؟
کجا نفهمیدی؟ تا توضیح بدم
تو مدرسه رو