اون مرده و دیگه بین ما نیست ولی... توی قلب ما که هست؟
یو منگلونگ… هنوز باورش سختِ که دیگه صدات رو نشنویم. مرگی ناگهانی و پر از ابهام که قلبِ همهمون رو میفشاره. هوادارها سوال دارن، شایعاتی هست، اما حقِ او و خانوادهاش اینه که حقیقت روشن بشه. آرام باشی هنرمندِ عزیز. 😭🖤
هنوزم نمیتونم باور کنم یو منگلونگ دیگه بین ما نیست… یه هنرمند که با نگاهش میتونست سکوت رو معنی بده، با صداش میتونست درد رو آروم کنه، با لبخندش میتونست دنیا رو قشنگتر نشون بده. حالا فقط عکسها موندن، صحنههایی که بارها دیدیم، و اشکایی که هر بار از نو سرازیر میشن. 😭 گفتن یه حادثه بوده… یه سقوط، یه شب معمولی. ولی هیچچیز معمولی به نظر نمیرسه. هیچچیز اونقدر ساده نیست که با یه جمله تموم شه. آدم ته دلش حس میکنه یه چیزی اون شب درست نبوده، یه حقیقتی پشت این سکوت پنهونه. همه فقط گفتن “تمام شد” ولی ما هنوز نمیفهمیم چطور… چرا…
میگن قبلش مهمونی بوده، میگن نوشیدنی بوده، میگن تصادف بوده — اما این “میگن”ها فقط زخمه، نه مرهم. اون شب چند نفر اونجا بودن؟ چرا هیچکس دقیق نگفت چی شد؟ چرا همیشه وقتی یه آدم خوب میره، همهچیز ناگهانی و بیجواب تموم میشه؟ ما دنبال جنجال نیستیم… دنبال شایعه هم نه. ما فقط میخوایم بدونیم چی واقعاً اتفاق افتاد، چون حقِ آدمی مثل یو منگلونگه که با تموم قلبش زندگی کرد، حقیقت روشن باشه. میدونی، شاید خسته بود، شاید دنیای اطرافش خیلی سنگین شده بود… شاید لبخند میزد تا ما نفهمیم توی دلش چی میگذره. آدمهایی مثل اون همیشه سکوت میکنن، همیشه دردشونو قایم میکنن تا بقیه نگران نشن. اما آخرش همین سکوت، همون درد پنهون، آدم رو میسوزونه…
یو منگلونگ، دلمون برات تنگه. برای حرفزدنت، خندیدنت، اون نگاه پر آرامشت… تو رفتی ولی هنوز اینجا تو دلهامون زندهای. هیچکس جای تو رو نمیگیره، هیچوقت. روحت شاد قشنگترین انسان… 🕊️ امیدوارم اون بالا لبخند بزنی، جایی که دیگه نه دردی هست، نه ترسی، نه شبهای تنهایی. ما همیشه یادت میمونیم و تا روزی که حقیقت روشن بشه، صدات تو گوشهامونه.