وقتی به بیمارستان رسیدند سوفی را به داخل بردند.رز هم تقریبا دنبالشان میدوید.
یکی از پرستار ها به او گفت که میخواهند معده ی سوفی را شستشو دهند و بهتر است بیرون منتظر بماند.
رز با اکراه قبول کرد و روی صندلی فلزی نشست.صندلی سرد بود و باعت میشد استرس بیشتری بگیرد.
سعی کرد به صندلی توجه نکند و جملاتی را که میخواست توی اداره پلیس بگوید با خودش مرور کند:سلام.میخواستم از خانم براون شکا.یت کنم.اون توی قهوه خواهرم س.م ریخته!جکسون هستم.رز جکسون.اوه نه!...اونا توی خونه بودن و کسی دیگه ای هم توی خونه نبوده.
رز خودش را تصور کرد که پلاستیک را از توی کیف در می آورد و به افسرپلیس نشان میدهد.
پارتتتت33 لطفاااا مردممم
به خدا نوشتمششش دیروز هنوز بررسی نکردن😭
به بیست رسید حالا پارت بدههع
و دیگه هم از این تا فلان لایک لطفا نزار دیوو.نه شدممم
باشهه😂
الان نوشتمش گذاشتم توی بررسی
عالی
مرسییی💚
عالی بود💫✨ همینجوری ادامه بده
ممنون💙
سلین
مشکلی نداری اگه از عکس کاور توی داستانم استفاده کنم؟
نه عزیزم مشکلی نیست💚
ممنون
عکس پروفایلم چی؟
میتونم؟
اره البته اگه توی پینترست سرج کنی عکس دختر انیمه ای و یکم راجب چیزی که میخوای توضیح بدی میاره ولی اگه اینو دوست داری چرا که نه؟💙
چطوری سیوش کردی؟
واسه من نمیشه
یه سه نقطه بالای صفحه هست.که توی سایت پینترست هم هست.اونو بزنی گزینه اول دانلودش مبکنی
ببین نظرات بقیه برات مهم نباشه و حتی اگه لایکات به ۲۰ تا نرسید باز هم ادامه بده. Fighting 👍🏻
حتما ولی خب گفتم حالا یه مقدار لایک بیشتری بگیرم...آخه میدونی لایک هام خیلی بشه میشه 5 یا 8 تا...
فکر کنم قبل نوشتن این رمان کتاب خوب های بد بدهای خوب رو خوندی....نه؟
آره ولی داستانش با اون متفاوته فقط اسماشون شبیه هم هست...
عالییی
مرسییی💙
دختری به نام سوفی............(پارت 32) به لیست حمایتشون میکنی؟😭 افزوده شد.
توسط Jervis
--------------
وایی مرسیی عزیزمممم💜💜💜💜💜
قریونت کاری که نکردم🙏
چه کنم پارت بعد میخوام🤦♀😁
عزیزم!💙
آخه دیدم خیلی کم بازدید میخوره گفتم اینطوری بازدید بیشتر میخوره🙃
کاور جدیدش چه باحاله
عالی بود❤❤❤
ممنونم!
آره دیگه تصمیم گرفتم اون کاور قدیمی رو کنار بزارم!