31 اسلاید توسط: ⚛️ɴᴏᴠᴀᴍᴀᴛᴛᴇʀ انتشار: 4 ماه پیش 763 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

🔗 سازنده پیشنهاد می‌کند:

از دارالفنون تا قتل در حمام فین

امیرکبیر، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ ایران، با اصلاحات بنیادین و اندیشه...

مشاهده

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (166)
  • راستی...
    🔹طراحی پوستر🔹عکس نتیجه🔹 و کاور🔹
    این پارت و پارت قبلی با کاربر ᴍᴀʜʟᴀ بوده🌹

  • image⊹₊𝒴𝓊𝓀𝑜⑅˚₊
    « Let's love each other »

    یکی دیگه از ترسناک ترین اتفاقا برا من همین امروز افتاد ..
    من واسه امتحانی که اصلا فک نمیکردم مهم باشه پودمان ۳ کتابو خونده بودم
    بعد امروز سر جلسه امتحان سوالا واسم خیلی عجیبو ناشناخته بودن :| بعد که بالای برگه رو نگا کردم .... آزمون پودمان ۲ :/// وایی حتی یه نگاه کوچیکم به اون ننداخته بودمم .. هیچی بلد نبودم
    (خیلیی حواس پرت شدممم خیلیییی🥲)
    بدتر ازون اینه که این آزمونه نمره مستمر و نصف نمره نوبت اولمون بوده ....
    دیگه نوبت اولم خراب شده و مجبورم اردیبهشت جبرانی اینو بدم ..

  • image⊹₊𝒴𝓊𝓀𝑜⑅˚₊
    « Let's love each other »

    یکی از ترسناک ترین اتفاقا .. اینه که انتشار این پستو زده ۴ ماه پیش بعد انتشار پیام پین شده تو همین پستو زده ۶ ماه پیش :///
    + من اشتباه میبینم یا واقعن اینطوره؟

  • ترس و خوب البته به خودم اثبات شده که توهم نمیزنم چون ی بار تو دستشویی مدرسه هم من و هم دوستام دیدیم 😑

  • میگن بین ساعت ۳ تا ۵ صبح ورود اونا به این دنیا است که منم از این ی خاطره دارم ساعت۳ نصفه شب بود که از بی خوابی نشستم یکم درس بخونم که یهو دیدم در دستشویی مون یهو باز شد
    گفم بابا چیزی نیست شاید درست نبستمش بعد یهو دیدم از راه پله هامون صدا پا میاد ویکی داره از پشت بوم میاد گفتم نه بابا دارم توهم میزنم ( آخه معمولا یا جدا میبینمشون یا صدا و اینا ازشون میشنوم ولی کسی توجه نمی کنه) بعد دیدم هی صدا داره نزدیک و نزدیک تر میشه ، به خودم گفتم وایمیسم بینمش و به همه ثابت میکنم توهم نمیزنم ولی خوب نشداز

  • image☆ZSD☆
    ایران‌حسین‌تاابدپیروز‌است

    یه چیز دیگم هست .یبار همه خواب بودن.بعد دیوارای خونه ی ما یه آینه های کوچولو و باریک داره که مثلا اگه توش نگاه کنی و کسی از پشت سرت رد بشه میتونی ببینیش(مثل همه آینه ها)بعد من با چشمای خودم،دقیییقا با همین چشما دیدم یکی رد شد.فکر کردم بابامه .نگاه کردم دیدم هیچکس نیست .رفتم ببینم بابام بود یا نه،دیدم باابام خوابه.

  • image☆ZSD☆
    ایران‌حسین‌تاابدپیروز‌است

    یه بار نمیدونم خواب دیدم یا بیدار بودم،شب بود دیدم وایستادم .یه سایه ی کاملا شبیه خودم اونطرف تر روی دیواره و داره لبخند میزنه.پرسیدم تو کی هستی ولی یهو از خواب پریدم.دیدم صورتم کامل کامل خیس آبه.ساعتو نگاه کردم،راس ساعت ۳ صبح بود.

  • چندوقت بعدش بالای میزم روی دیوار با فاصله یک متر تقریبا، همون خط سبز که با گواش بود کشیده شده بود
    هنوزم هست
    یوقتایی هم از توی راهروی خونه صدای راه رفتن میاد ولی کسی نیست

  • من الان دقیقا وسط خاطرم دارم زندگی میکنم
    اتاق من، جن توش زندگی میکنه😐
    اینو از خط هایی که خودش روی دیوار و وسایلم کشید میگم
    دفعه اول، دفتر طراحی‌ای که جدید خریده بودم و گذاشته بودمش روی میز رو، روش یه خط سبز کشید که اون موقع اهمیتی ندادم
    دفعه دوم، یه برگه سفید که توی کشوی میز بود روش خط سبز کشید. اون موقع منو مامانم ترسیدیم و کلی وقت داشتیم دنبال چیزایی که رنگ سبز میکشن میگشتیم تا بالاخره فهمیدیم این رنگ گواشمه که اصن معلوم نیست کجاست و دم دست نبود

  • یکی به من بگه وقتی میترسیو الان یک نصف شبه برا چی همه رو با دقت میخونی؟😐😅
    حالا من خودم صبح میام خاطره ترسناکمو تعریف میکنم
    الان میترسم

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.