سلام 👋🏼😁 اینم پارت جدید رمان 🌷
رفتم مدرسه که دیدم کیم هان سو اونجاست یکی از بزرگترین طراح های کره مثل اینکه افتخاری اومده بود تا بهمون آموزش طراحی لباس بده رفتم سریع نشستم که شروع به توضیحات کرد گفت:سلام دخترای گل من کیم هان سو هستم طراح لباس هستم و امروز میخوام براتون راجب طراحی لباس توضیح بدم چند ساعتی آموزش داد و برامون
توضیح داد منم با علاقه گوش میکردم بعدش از هممون خواست لباس طراحی کنیم منم دوباره شروع به طراحی کردم که در کمال ناباروری کیم هان سو بهم گفت:گلم استعداد طراحیت به شدت بالاست حتما کلاس برو و تقویتش کن منم بله ای گفتم و حدودا بلاخره مدرسه تموم شد مستقیم رفتم کافه برای کار اومدم پیش بندمو پوشیدم و
سریع رفتم سفارش هارو بگیرم یهو دیدم کیم هان سو اونجاست من نمیتونستم ازش سفارش بگیرم نمیخواستم بدونه کار میکنم بقیه گارسون ها هم نبودن تصمیم گرفتم ماسک بزنم و چتری هامو کنار بزنم تا اصلا شک نکنه رفتم پیشش دودوهی:سلام خانم سفارشتون چیه ؟ کیم هان سو:سلام یه هات چاکلت
دودوهی :بله چشم به سرعت نور حرکت کردم که کیم هان سو:صداتون خیلی برام آشناست میشناسمتون دودوهی:من؟نه بابا من اصلا نمیدونم کیم هان سو با تعجب سری تکون داد منم سریع رفتم تا سفارششو حاضر کنم تا فقط زودتر بره زیرماسک
داشتم خفه میشدم بعد آماده کردن رفتم سفارششو تحویل دادم رفتم داخل اتاق کافه یکم ماسکمو در آوردم نفسی تازه کردم بقیه سفارش ها هم گرفتم بلاخره تموم شد رفتم خونه که یهو........
نظرات بازدیدکنندگان (5)