
رمان طنز و تخیلی که حتما سرگرمتون می کنه
تو ماشین نشسته بودم و اگه براتون سواله ماشین از کجا باید بگم پدر محترم رو راضی کردم تا بهم رحم کنه و الان وسط ترافیک گیر کرده بودم و دلم می خواست کلمو بگویم به شیشه ( بکوب راحت باش بلکه عقلت سر جاش بیاد شایدم مردی یه شهر از دستت راحت شدن ) وا باز این صدارو شنیدم حتما خل شدم چند بار پشت سر هم کلمو روی فرمون کوبیدم ( خل تر از تو ندیدم ببین بچه چطوری نگات می کنه) _کدوم بچه؟؟
( کنار پنجره ی ماشینت احمق جان) یه پسر بچه با یه دسته گل کنار ماشین وایستاده بود ، معلوم بود جزو بچه های کاره شیشه رو دادم پایین ، یه مقدار پول به سمتش گرفتم و مهربون ترین لبخندمو نثارش کردم پسره _ عمو پول نمی خوام _ چرا گل پسر؟ پسره _ پولو برای خودت نگه دار برو دکتر _ چرا من حالم خوبه سرما هم نخوردم پسره _ اخه بابام میگه آدمای مریض و دیوانه کلشونو به اینور و اونور می کوبن ( خخخخ بچه هم فهمید خلی)
_ تو ساکت پسره _ من که چیزی نگفتم عمو بعد هم شروع کرد به عر زدن _ نه عمو جون با تو نبودم هیییس بابا با تو نبودم که (پس با من بودی بزمجه ) _آره با تو بودم گمشو دیگه صدای بچه بالاتر رفته بود و با تمام قدرت داشت عر میزد داشتم سعی می کردم پسره رو آروم کنم که یه مرد حدودا بیست و خورده ای ساله به سمتم اومد از اونایی بود که اسمشون به چنگیز می خوره
مرده _ هووووی عمو زورت به بچه رسیده _ نه بابا من کاریش نداشتم مرده یقمو گرفته و به سمت خودش کشید مرده _ پس چرا گریه می کنه همینجا تیکه تیکت کنمممم ( آره بکن دلمان خنک شود خخخ) _ این چه صدایی هست دیگه الووو تو کی هستی مرده _چه فرقی می کنه _ نه با شما نبودم با اینم (خخخخخخ) _ اها این مرده _ ها چی میگی؟ ( خل جان اونا صدامو نمی شنون بعد بهت میگم) _ ها؟!
مرده _ بیا بریم ارژنگ این اقا دیوونس بالا خونه رو کلا اجاره داده بعد هم دست بچه رو گرفت و رفت ها این الان با من بود اهاااااای نفس کش از مادر کسی زاییده نشده که به من بگه بالا چشت ابرویه ، سینه رو دادم جلو و از ماشین پیاده شدم مرده داشت می رفت اما از همین فاصله هم می تونستم بزرگتر بودن نسبت به خودمو درک کنم بزرگ که نبود غولی بود بر خودش اگه می رفتم منو می خورد الان که فکر می کنم بحث و دعوا اصلا خوب نیست ، بخشش هم هم چیز خوبیه ،مثل بچه ادم نشستم سر جام و دوباره من ماندم و ترافیک
لایک و نظر یادت نره که کلی بهم انرژی میده
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
جهت حمایت ❤️
داستانت عالیه:)
همینجوری با اشتیاق ادامه بده ❤️🩹
از خودت بهترین نویسنده رو بساز 🍁
هیچوقت نام امید نشو ،
چون با کمی تلاش
میتونی بهترین خودت باشی 🌷
همیشه تلاشت رو ادامه بده تا به اهدافت برسی🥹
با آرزوی موفقیت : لونا 🌻
مرسی برای حرف های قشنگت🥺🤍
خواهش زیبا✔️❤️🩹
وای خیلی گیج شدم
ولی عالی بودد🌷🤍
فکر کنم به خاطر اینه که پارت دومش هنوز در حال برسیه 🚶🚶🚶