دگ خودتون پستو بخونید توضیح نمیخواد:))))
خب میدونید تنهایی داریم تا تنهایی و هرکس یه جور تنهایی رو معنی میکنه
مثلا یه کی وقتی که عش.قش ولش میکنه معتقده دیگه تنهای تنهاس . . و یکی وقتی رفیقاشو از دست میده یا کلا رفیق نداشته باشه میگه تنهای تنهاس
یه نفر وقتی عزیزی رو از دست میده میگه دگ تنها شده و.... هرکس به طریقی تنهایی رو تفسیر میکنه
که البته همشون تنهایی یا تنها شدن به حساب میان ولی با میزان کمتر و بیشتر
اما بنظر من یکی از بد ترین انواع تنهایی اونیه که تو عش.قت، رفیقت، عزیزت و یا هرکس دیگه ای که نیازش داری رو داشته باشی و نداشته باشی! نمیدونم متوجه منظورم میشید یا ن
منظورم اینه که تو ظاهرا اونو داری ولی باطنا نداریش! واقعا نداریش! دلش باهات نیس، و اونطور که باید باشه نیس!
و خب میدونید، از اون بدتر هم هست احتمالا بیشتر آدما مادرشون رفیقشونه و خب اتفاقا رفیق بی کلکشون هم هست(منظورم جوکایی که برای اسم رفیق بی کلک میزارن نیس )
اما بدتر از تنهایی هایی که گفتم اینه که مادرت باهات اونجور باشه:,) واقعا این دیگه ته تنهاییه نمیتونی روی مادرت حساب کنی! نه به عنوان یک رفیق واقعی! چون قطعا رفیق واقعی از حرفایی که با منظورای دیگه و لحنای دیگه و ... زدی استفاده نمیکنه
و هیچوقت سعی نمیکنه حتی غیر عمد دلت رو بشکونه یا هیچوقت حتی توی دعوا هم بهت نمیگه ازت بدم میاد،حالم ازت بهم میخوره و... فک نمیکنم همچین مادری رفیق بچش مخصوصا دخترش باشه:,)