(پارت اخر !) قبل از دیدن این پارت لایک کن و برو پارت قبل و ببین بعد این پارتو ببین [=
(یوگی سوکاسا یه برادر بزرگتر دوقلوی به اسم یوگی امانه داره امانه در ۴ سالگی به شدت مریض میشه و اگه خوب نشه م.یم.ی.ره سوکاسا یه روز زیر خونشون چیزی مثل یه خدا - یا یه موجودی که بتونه ارزو هارو براورده کنه پیدا میکنه اون هر روز مارمولک جوجه قورباغه عنکبوت و اینا به زیر خونه میبره و ارزوهایی مثل یه موشک اسباب بازی یه کتاب داستان و ارزو میکنه وقتی میشنوه که اگه برادرش خوب نشه میمیره سوکاسا ارزو میکنه امانه درمان شه و در عوض باید بهایی بده و بهایی که باید بده ق-ر-ب-ا-ن-ی کردنه به همین دلیل یوگی سوکاسا بعد از خوب شدن امانه تو شب تولد ۴سالگیشون خودشو فدا میکنه و تو مانگا یک سال و نیم بعد سالم و صحیح به خانوادش بر میگرده اون به ظاهر شبیه هم بودن ولی اون بچه تغییر کرده بود شاید همچین سوالایی بکنید و بگید چه اهمیتی داره یا اون سوکاسا نیست و یه موجود ماورا الطبیعس ولی قراره بعد ۳ پارت بهتون بگم که چه اتفاقی افتاده و این مطمئنا بیشتر از یه تئوری هستش چون تو مانگا هم این یجورایی ثابت شده ولی بستگی به دید شما داره) خب بریم تئوریو شروع کنیم
اینجای داستان یاشیرو و کو میرن دنبال این بچه تا برش گردونن به زمان خودش تا از اون خونه بیاد بیرون و پیش خانوادش برگرده ولی خونه میسوزه و یوگی سوکاسا تنها کسیه که از اونجا بیرون نمیاد ولی اون داره برمیگرده
ایشالا اون چیز سیاه وسط لباس سوکاسارو میبینید [= و سوکاسا میگه باهم برگردیم اخه با کی ؟ |= خب تئوری مطمئنا واقعی من میگه که یوگی سوکاسا وقتی ارزو میکنه و خودشو ق-ر-با-ن-ی میکنه تسخیر میشه اون میگه برمیگردم اما به کجا؟ خب معلومه! به خونش گفتم که یاشیرو و کو اومدن تا اون رو برگردونن اما اون داره خودش برمیگرده به خونه دلیلیم که ممکنه به خاطرش بر نگشته باشه اینه که میدونسته توسط اون چیز تسخیر شده و یا همچین چیزی
یوگی امانه چند سال بعد برگشتن برادرش وقتی که یوگی سوکاسا بر میگرده امانه تو سن ۱۳ سالگی م-ی-م-ی-ر-ه بعد از ک-ش-ت-ن برادر کوچیکش ... ولی چرا باید همچین کاری بکنه؟ اون برادرشو دوست داشت اگه سوکاسا تسخیر شده بود چرا امانه نباید تسخیر شده باشه؟ بچه که مرض نداره داداششو ب-ک-ش-ه بعد خودشو ب-ک-ش-ه |= حتی معلم امانه سوگیچیموری (اگه درس نوشته باشمم /= ) گفت امانه تنها کسی بود که سرنوشتشو تغییر داد و خودشو ک-ش-ت
پس یه جورایی میشه گفت هم امانه و هم سوکاسا تسخیر میشن و بعد توی ۱۳ سالگی م-ی-م-ی-ر-ن ولی اون سوکاسا همون سوکاسایی هست که قبلا پیش امانه بود و خب امانه هم تسخیر شده بود به خاطر همین شاید یه جاهایی از سوکاسا دوری میکرد
هرچند این بچه یکم دارک بود ولی منظورش از نمیتونم صبر کنم چی بود |= پس نتیجه میگیریم یوگی سوکاسا بعد یک سال و نیم بعد از شب تولدش پیش امانه بر میگرده امانه هم تسخیر میشه و سوکاسارو تو ۱۳ سالگی م-ی-ک-ش-ت-ه و بعد از اون اتفاق ... خودش و میکشه