3 سال پیش 5 اسلاید 1,721 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (33)
  • منظورم از کامنت این نبود بیاین بگید باید تو پی بگید

  • تا ⁵⁰⁰تاییم بک میدم
    فالو=فالو
    پین؟

  • تابستون داشتم میرفتم باشگاه انگشتر ابجیم دستم بود (طلا بود) تو راه یا تو باشگاه گم کردم پیدا نشد و الان جز دوستام و مامانم کسی چیزی نمیدونه 🤫

  • من اونی که ادامس قورت میده رو درک میکنم😂
    به قصد مردن بوده😑چه تباهی بودم الان هرچی بشه به هیجام نیس

  • اعتراف میکنم شیشم ک بودم زنگ تفریح برگه های امتحانمون رو میز بود معلم رفته بود دفتر برگه های دوستامو واسشون حل کردم🥲🤣🤌

  • من یبار انگشتر مامانمو(طلا) گم کرده بودم ولی بعد چن سال پیدا شد و خوشبختانه زندم🙂

  • اعتراف میکنم من و دوتا دوستم تو ریاضی خیلی ضعیف بودیم
    و امتحان داشتیم، قرار بود کسایی که برگشونو تموم کرده بودن هم صبر کنن تا وقتی امتحان تموم بشه بعد همه برگه هاشونو بزارن رو میز معلم
    خب من و دوستام خدایش هیچی ننوشته بودیم رو برگه، فقد اسممونو نوشته بودیم و تامام
    خب زنگ کلاس خورد و همه رفتن برگه هاشونو بزارن رو میز معلم، کلاس شلوغ شد، منم از فرصت استفاده کردم برگه های خودمو دوستامو قایم کردم اصلا نزاشتم رو میز

  • @Nafas
    منم یه اعتراف کنم رفته بودیم خونه یکی از دوستای بابام خونه شون دوبلکس بود و طبقه بالا اتاق زیاد داشتن من رفتم اشتباهی یاز کردم در یکی از اتاقارو و پسر صابخونه چیزی نداشت تنش و برگشت من درو بستم و اون منو دید و مامانم همیشه میگه چرا با پسر اونا صمیمی نمیشی و منی ک حتی روم نمیشه تو چشم طرف نگا کنم خیلی بد شد و فک کنم اون فک میکنه من عمدا در رو باز کردم
    ______
    نمیتونم قیافه اون پسره رو تصور کنم

  • منم یه اعتراف کنم رفته بودیم خونه یکی از دوستای بابام خونه شون دوبلکس بود و طبقه بالا اتاق زیاد داشتن من رفتم اشتباهی یاز کردم در یکی از اتاقارو و پسر صابخونه چیزی نداشت تنش و برگشت من درو بستم و اون منو دید و مامانم همیشه میگه چرا با پسر اونا صمیمی نمیشی و منی ک حتی روم نمیشه تو چشم طرف نگا کنم خیلی بد شد و فک کنم اون فک میکنه من عمدا در رو باز کردم

  • خداییی این چرا رف تو در حال پیشرفت؟

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.