لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
چقدر حال میده دیگه مطمئنم که آخر میشم🤡
بلاگ ورژن هیکاری پارت 2🤓
دیگر آدنا نیست که مرا از دست خودم نجات دهد.
منتظر من بود که به خانه بازگردم.
اما خودش هرگز به خانه بازنگشت.
مرگ.
جالب است که چگونه سه حرف ساده میتوانند نشانه پایان زندگی من باشند.
_قدرتمند
من فقط میخوام مامانم بهم افتخار کنه.✧
_کیم جنی
اژدهای بدون سوار تراژدی است.
سوار بدون اژدها مرده است.
_جناح چهارم
توی جنگ قهرمان واقعی وجود نداره.
_ونژی، قلب جنگجوی خورشید
در پایان، هیچ چیز نبود جز نور و تاریکی، جز آوا و سکوت.
چیزی جز خاطره آنان که دوستشان داشتم برایم باقی نمانده است.
یکی دوست، دیگری رابطه ای ناتمام.
و این تمام چیزی است که با خود به اسمان بردم. اما آنها را تماشا میکردم. گرم و درخشان، در آسمان ها.
همانطور که او با من عهد کرده بود.
تاحد امکان با کسایی بگردین که مجبور نیستین پیششون بخشی از وجودتون رو مخفی کنید.
اونا خود واقعی شما رو میخوان.