
بی تو من باز به تماشای دریا نشستم. با دیدن جای خالی تو من باز شکستم. اینبار به زیبایی گیسوان آب دل نبستم. ریسمانی بود میان من و تو که رفت ز دستم. ریسمانی که شبی به زلف روی تو بستم. هنوزم به یاد تبسمی از سوی تو مس.تم. ای کاش بدانی بی تو من همانم که هستم. با تو باران بود ؛ جان بود ؛ درد و درمان بود. بی تو باران رفت ؛ جان رفت و تنها درد بود. چطور شده؟




