گفتاورد
عکس

آبی عزیزم ؛ بعضی آدم‌ها را نميشود داشت فقط ميشود يک جور خاصی دوستشان داشت بعضی آدم‌ها اصلا برای اين نيستند که برای تو باشند يا تو برای آن‌ها ؛ اصلا به آخرش فکر نميکنی آن‌ها برای اينند که دوستشان داشته باشی آن هم نهاز جنس دوست داشتن معمولی نه عشق يک جور خاصی دوست داشتن که کم نيست اين آدم‌ها حتی وقتی که ديگر نيستند هم در کنج دلت تا ابد يک جور خاص دوست داشته خواهند شد آنها آدم هایی هستند چون تو .. آبی ؛

گفتاورد
عکس

آذرخش من ؛ دلم گرفته‌ است، به ایوان می‌روم و انگشتانم را بر پوست کشیدۀ شب می‌کشم. چراغ‌های رابطه تاریک‌اند. کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد، کسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد برد. پرواز را به‌خاطر بسپار پرنده مردنی‌ست..؛

گفتاورد
عکس

آنچنان دلتنگ تو‌ام که دلم می‌خواهد دست بکشم به تمام کوچه‌های این حوالی آنجا که ردپای تو در میان است؛ بر دیوارهای مغازه‌های اطراف که هر روز از آن خرید می‌کردی، بر روی کلیدی که بر در می‌چرخاندی، بر روی صندلی میز از چوب درخت چنار کافه تئاتر که مدت‌هاست جای تو آنجا خالی است، سلمانی سر کوچه کاپشن سبز ارتشی و جای خالی‌ات سر سفره؛ ولی می‌دانم که هیچ کدام از آنها آرامم نمی‌کند؛ آتشی دارم در سینه پنهان، پنهان می‌سوزاند ..؛

گفتاورد
عکس

-ناراحت کردن یه آدم مثل پرت کردن یه تیر به آسمونه که نمیدونی کجای زندگیت قراره برگرده پایین و یقه خودتو بگیره ..!

گفتاورد
عکس

— بدایـت آمـدی و دلـم را بـه تـو بـاختم؛ اما دل به چه بسته بودم؟ چـشم‌هایی که مرا نمـیدید؟ دلی که خانه‌ی دیـگری شده بود؟ لبـانی که سودای عشق کسی جز من را سـر مـیـداد؟ بــه چـه چــنـیـن حـقـیـرانـه بـاخـتـه بــودم؟ تو به من‌دیوانه یک زندگی بدهکار بودی، سال‌هایی به اندازه‌ی یـک عمر، قلبی به اندازه‌ی تمـام احسـاسـاتم، نگاهی به وسعت چـشم‌هایـی که کـسی جز تـو را نـدید، اشـک‌هـایی به انـدازه‌ی روز‌هایی که بی تو ریختم.. و جـانی که در نبودت بی‌جـان شد. عـاقبت رفـتی و تـو را بـه دنـیا باخـتم؛

گفتاورد
عکس

زندگی همین ست ،شیشه ی عطری که خالی شده نامه ای که کاغذش زرد شده ست . یک انگشتر قدیمی یا ساعتی که دیگر باتری اش کار نمی کند . هرکدام کوچک ولی با انبوهی از معانی. جهان اینگونه می گذرد. جهان با یادگاری ها برجا مانده ست . با پیراهن هایی که هنوز بوی آنهایی را می دهد که رفته اند. با خانه هایی که در قلبمان خالی مانده اند؛

گفتاورد
عکس

قــســم بــه سـرخـی چـشـمانـت پـس از بارش اشــک. قــســـم بــه خـماری چـشـمانـت پـس از بـوســیـدنم. قــســم بــه درخــشـش چـشـمانـت پـس از دیـدنــم. خــلاصـــه بــگــویــم؛ قــســم بــه تـیلـه‌هـایـت که عاشـقـانه مـیـپرستمـت.

گفتاورد
عکس

همیشه‌یک‌چیزی‌ازوجودمعشوق‌ تو‌قلب‌عاشق‌ته‌‌نشین‌می‌شه ، حتی‌اگه‌همدیگه‌رو‌ترک‌نکنن شبیه‌اشک‌اول‌‌ و بغض‌آخر؛

گفتاورد
عکس

برای تو چه بگویم ؟ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت ؟ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند ؟

گفتاورد
عکس

‌چشـم‌هـای‌تـو،کـهکشـانی‌را‌در‌خـود‌جـای‌داده‌است؛ ومـن‌هـم‌ستـاره‌ای‌هستـم‌ کـه‌مدت‌هاسـت‌دراین‌کهکشـان‌گم‌شده‌‌ام...

گفتاورد
عکس

« ‌حتی اگه آخرین سـتاره‌ هم خاموش شه، حتی اگه آخرین بابـونه‌ هم پژمرده شه، من هیچ‌وقت دست از دوست داشتنت برنمی‌دارم. »