
کاش وان نایت تاکینگ داشتیم . نیاز دارم با آدمای خیلی غریبه فقط یه شب حرف بزنمو بعد گمشون کنم...آدمای دورم حرفامو نمیشنون هرچقدرم که داد بزنمشون...
کاش وان نایت تاکینگ داشتیم . نیاز دارم با آدمای خیلی غریبه فقط یه شب حرف بزنمو بعد گمشون کنم...آدمای دورم حرفامو نمیشنون هرچقدرم که داد بزنمشون...
امسال سال مار هستش... یکم زوده ولی سال جدیدو به تموم مارایی که تو آستینم پرورش دادم تبریک میگم
گرچه بد رفتی و بد کردی و بدخواهم دید گرچه با خون خودم پشت دلم داغ زدید با توام ای خط ابروی کج در تهدید باز با این همه هروقت غمی شیهه کشید من همین نبش چنار و چمنم فکر نکن
من به شخصه راجب چشمای فلان رنگ ، تن صدای پرستیدنی ، قد چند متر ، تیپ و پول آنچنانی ، نظری ندارم... این معیارای پیچیده و بیخود رو بریزین دور ، بگین ببینم... "با حرفاش آروم میشین یا نه؟!"
من از همین فاصله...از همین دور عاشقت میمانم... و تو تا میتوانی از تمامی جمعهای بی من لذت ببر . _ ابر هایی که باران نشدند / 14
من اینجوریم که اونقدری صبر میکنم تا یکی بارها و بارها به حدی ناراحتم کنه تا بتونم بالاخره ازش دل بکنم...
ذهنم آشفته و دستانم لرزان پاهایم بی جان و موهایم ریزان گویا در ذهنم طغیان است و در دستانم زلزله ، در پاهایم زمستان و در موهایم پاییز آیا عاشق شدهام یا فارغ؟! عاقل شدهام یا مجنون جواب این ها را فقط معشوق و جاهل و مجنون میداند
شعر میگویم ولی معشوقهای در کار نیست آه من دیوانهام ، دیوانه بودن عار نیست خواستم چون مصرع اول تو را مخفی کنم باختم دل را حقیقت قابل انکار نیست...
بقول یکی یروز اون میره و تو میمونی . ولی من میگم...دیر بیا ولی بیا . نرو ، چه کاریه اصلا . اگه بری کجا میری؟! یوقت نبرنت ، یوقت نری . چی میخوای بگو من هستم خب . اصلا من میگم بذار رو کول من ، بذار من ببرم . مشکلمونو ، دردمونو ، اشکاتو . ولی خب بنظرم تو بمون....
روز جهانی بغل هم داریم...به لحاظ تکنیکی آدما تو این روز همو بغل میکنن و بنگ ! از قضا چون 2 بهمن وقت نشد پس الان میگم امروز روزش_ خدای من...هنوزم اهل مقدمه الکی نیستم ، میخواستم بگم بغلم کن .
قانون دوم نیوتن : "وقتی نیرویی خالص بر جسمی وارد شود ، جسم شتاب میگیرد" قسم به بوسه ، به آغوش و دلدادگی...چه میدانستم که دوست داشتن هر چه خالصانه تر ، شتابت برای رفتن بیشتر...
دردی که قرار بود مرا قوی کند درونم ریشه کرده و کل وجودم را فرا گرفته ، حال نمیدانم زندهام یا نه .
من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدم هاست پس چرا این همه دل ها تنهاست... _ سهراب سپهری
به فوتبال دستی جلوم خیره میشم...22 تا بازیکن پلاستیکی ؛ بنظرم واقعی میان ولی مقیاس کار درست نیست...برای چندمین بار بهم ثابت میشه که هیچ چیز جای تورو پر نمیکنه...از اشیا تا هشت میلیارد آدم و هرچیزی که فکرشو کنی...و بعد از اون ، هیچکس برای دومین بار، در قالب تو پدیدار نمیشه...
هنوز جزوی از تو هستم . به عنوان پنبه های بالش ، یا هیولایی زیر تخت ، یا کتاب هایی که قبل از خواب میخونی . فرقی نمیکنه عزیزم...اما انقدری زیبا هستی که بخوام در قالب هرچیزی ظاهر شم برای دیدنت...
وقتی جنگ تمام شد ، ازدواج میکنیم و زمین مثل تو پر از گل خواهد شد...من و تو زیبا ترین دختر دنیا را بدنیا خواهیم آورد که به مه رویی تو است... (نامه ای پیدا شده در جیب یکی از سربازان کشته شده جنگ جهانی دوم ، 1939)