
۲ سال از اومدن این شاهکار که ناشناخته هست گذشته ولی من اندازه مو های سرم این سریال و دیدم :

سپاس فراوان از تمام کاربرای مهربون و بینظیری که تولدم رو تبریک گفتن. ماچ به کله یک یکتون🫶🤡 (امیدوارم کسی رو جا ننداخته باشم)

پشت کاجستان ، برف. برف، یک دسته کلاغ. جاده یعنی غربت. باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب. شاخ پیچک و رسیدن، و حیاط. من ، و دلتنگ، و این شیشه خیس. می نویسم، و فضا. می نویسم ، و دو دیوار ، و چندین گنجشک. یک نفر دلتنگ است. یک نفر می بافد. یک نفر می شمرد. یک نفر می خواند. زندگی یعنی : یک سار پرید. از چه دلتنگ شدی ؟ دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید، کودک پس فردا، کفتر آن هفته. یک نفر دیشب مرد و هنوز ، نان گندم خوب است.

سری قبل که اوبانای کشیدم یه چشمش بزرگتر شد 😅 قبلی رو پاک کردم و یدونه جدید کشیدم چطوره؟ ببخشید اگه بد شد چون تازه طراحی رو شروع کردم🙂