ترسناک ترین خاطره ی زندگیتون رو بگین... 1000 امتیاز جایزه داره
| اتمام مسابقه | 1402/01/22 |
| ظرفیت مسابقه | 30 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
یه بار داشتم روح چارلی رو احضار میکردم.حدود ۲۰ دقیقه سوال پرسیدم،ولی مداد ها یک میلی متر هم تکون نمیخوردن. بیخیال شدم و چراغ ها رو روشن کردم و سایه م روی دیوار افتاد؛ میخواستم برم سمت آشپزخونه ولی وقتی راه رفتم، سایه م یک ثانیه دیرتر از من حرکت کرد. فکر کنم سکته کردم اون لحظه😱😶 ⭕نمیدونم باور میکنین یا نه ولی واقعیه⭕
داشتم دستامو میشستم احساس کردم مامانم از پشت سرم گذشت ولی احساس کردم بدنش یکم عجیب شده بعد فهمیدم مامانم تو خونه نبود کلا تنها بودم و وقتی برگشتم ببینم اون چیه دیدم چیزی نیست:/ولی من صدای پاهاشو پشت سرم شنیدم:/
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (2)