اول بالا☝️👆
تو این داستان یه دختر ۱۸ ساله به اسم مری داریم که تو کافه کار میکنه
یکی از روز ها یک وکیل خوش تیپ به کافه اش میاد و روی میز اول میشینه.مری یه احساس عجیبی میکنه انگار قشاع(برعکس بخوانید) شده. لرزان به سمت اون میره. مری: چ...چ...چی س...س...سفارش میدید؟ وکیل: یه قهوه تلخ لطفا. مری با عجله به آشپز خانه میره.بعد درست شدن قهوه با خامه روش یه قلب خوشگل میکشه. لرزان قهوه رو رو میز وکیل میزاره و درمیره وکیل تا قلب رو میبینه سرخ میشه و به مری نگاه میکنه.مری هم از پشت میز صندوق به اون نگاه میکنه. یکدفعه وکیل به آقایی که از در کافه اومد تو نگاه میکنه و اون آقا سر میز وکیل میشینه. وکیل:سلام رئیس اینم برگه هایی که میخواستین.
فلیننننت
خوب بود
اینا رو که گفتم فقط برا این بود که بتونم تو پیشرفتت یه نقطه کمک کرده باشم ولی بازم می گم درجه یک بود فقط اینا رو درست کنی می شه خود داستان های پرتقال
ببین خیلی قشنگ بود ولی حس داستان نیم ده از این متن های رادیوییه انگار ولی بیشتزین چیزی که به چشمم خود این بود که نوشته بودی
تو این داستان به دختر ۱۸ ساله داریم که ......... مگه مقدمس؟ حتی اگر از زبان راویه با حال و هوا شروع کن یا نگو از زبان فلانی
با حرفاشون بفهمون کی به کیه ولی واقعا عالی بود
عالی بود:)
داستانت عالی بود
اگه قهوه ع.ش.ق داریم نسکافه و اسپرسو و هات چاکلتش هم داریم؟
من نگفتم خود انیمه هستش گفتم یخورده شبیه هستش
توعم الان بیداری؟"-"
یا تازه بیدار بیدی؟"-"
بهرحال خوب بود ولی اگه از روی انیمه ست باید بگم تو انیمه م اسمش آدرینه فقط اخلاقش سرده و شبیه فیلیکس تو فصل ۳)
و مری رو خوب توصیف کردی فقط اینکه اون توی انیمش دست پا چلفتی تره خیلی خیلی بدتر)
بهرحال ادامه بده♡