سلام! ناظر جان رد نکن ترو خدا و خواستم بگم این رمان با واقعیت قرق داره چون شخصیت اصلیش مری(مرینت) و فیلیکس هست( خلاصه اش اینکه شبیه میراکلس انیمه هستش)
اول بالا☝️👆 تو این داستان یه دختر ۱۸ ساله به اسم مری داریم که تو کافه کار میکنه یکی از روز ها یک وکیل خوش تیپ به کافه اش میاد و روی میز اول میشینه.مری یه احساس عجیبی میکنه انگار قشاع(برعکس بخوانید) شده. لرزان به سمت اون میره. مری: چ...چ...چی س...س...سفارش میدید؟ وکیل: یه قهوه تلخ لطفا. مری با عجله به آشپز خانه میره.بعد درست شدن قهوه با خامه روش یه قلب خوشگل میکشه. لرزان قهوه رو رو میز وکیل میزاره و درمیره وکیل تا قلب رو میبینه سرخ میشه و به مری نگاه میکنه.مری هم از پشت میز صندوق به اون نگاه میکنه. یکدفعه وکیل به آقایی که از در کافه اومد تو نگاه میکنه و اون آقا سر میز وکیل میشینه. وکیل:سلام رئیس اینم برگه هایی که میخواستین.
آقا: خب فیلیکس پرشون کردی؟وکیل یا همون فیلیکس: بله آقا. آقا به برگه ی فیلیکس نگاه میکنه و داد میزنه: اینا چیه نوشتی من از تو اینارو نخواستم🤬. بعد برگه رو پرت میکنه رو میز و میره بیرون. مری که میخواد بیاد ومیز رو تمیز کنه پاش به پای اون آقا گیر میکنه و میوفته رو فیلیکس.آقا:اینم خدمتکاره اینا دارن😡؟فیلیکس: تو خوبی😐؟مری:آ...آ...آره🫣. فیلیکس:پس میشه بلند بشی و به کارت برسی😒.مری:اوه...آه ب...ب..ببخشید😁.
فیلیکس کیفشو ور میداره و میره. مری:وای چه دست و پا چلفتی هستم من ولی فهمیدم اسم وکیله چیه.جارو رو ور میداره و تمیز میکنه."روز بعد" از زبان مری: منتطر بودم دوباره برگرده که ناگهان در کافه باز میشه و... بعله در باز شد و گل اومد، فیلیکس دردونه اومد. سریع حدس زدم بازم قهوه تلخ میخواد و براش بردم. فیلیکس: میدونستی بازم قهوه تلخ میخوام. مری: هی هی هی😁(صدای خندیدن) فیلیکس: چیش خنده دار بود🤨؟ مری: خودمم نمیدونم.فیلیکس اسمت چیه؟مری: اسمم مری چان هستش فیلیکس: منم فیلیکس اگرست هستم. در حال صحبت کردن بودیم که یهو فیلیکس از جا پرید و آروم گفت:این شماره منه. و یه برگه از پشت گذاشت تو دستم. یه آقای دیگه اومد تو کافه و گفت:فیلیکس تو نباید الان سر جلسه باشی😠؟فیلیکس:چشم پدر. فیلیکس و پدرش از در خارج شدن و رفتن. منم شماره رو تو گوشیم زدم و سیو کردم.
ناظر جان رد نکن چیز بدی نداره. امیدوارم خوشتون اومده باشه بد بود با من روراست باشید بگید ادامه ندم یا بدم من ناراحت نمیشم😘☺️
فلیننننت
خوب بود
اینا رو که گفتم فقط برا این بود که بتونم تو پیشرفتت یه نقطه کمک کرده باشم ولی بازم می گم درجه یک بود فقط اینا رو درست کنی می شه خود داستان های پرتقال
ببین خیلی قشنگ بود ولی حس داستان نیم ده از این متن های رادیوییه انگار ولی بیشتزین چیزی که به چشمم خود این بود که نوشته بودی
تو این داستان به دختر ۱۸ ساله داریم که ......... مگه مقدمس؟ حتی اگر از زبان راویه با حال و هوا شروع کن یا نگو از زبان فلانی
با حرفاشون بفهمون کی به کیه ولی واقعا عالی بود
عالی بود:)
داستانت عالی بود
اگه قهوه ع.ش.ق داریم نسکافه و اسپرسو و هات چاکلتش هم داریم؟
من نگفتم خود انیمه هستش گفتم یخورده شبیه هستش
توعم الان بیداری؟"-"
یا تازه بیدار بیدی؟"-"
بهرحال خوب بود ولی اگه از روی انیمه ست باید بگم تو انیمه م اسمش آدرینه فقط اخلاقش سرده و شبیه فیلیکس تو فصل ۳)
و مری رو خوب توصیف کردی فقط اینکه اون توی انیمش دست پا چلفتی تره خیلی خیلی بدتر)
بهرحال ادامه بده♡