از زبان کت نوار:همینطور که میگشتیم بانیکس صدام کرد:کت بیا ببین. رفتم ببینم. زمان زندگی دایناسور ها بود. یه تی رکس داشت میگذشت. گفتم:خوب دایناسور عجیبی بود.بانیکس نگام کرد و گفت:به شاخه ی درخت کناری توجه کن.یکم نگاش کردم دیدم سه پارچه لباس قرمز با خال های سیاه هست.بانیکس گفت:انگار لیدی باگ از اینجا گذشته و لباسش پاره شده.تا شنیدمپریدم تو پورتال. بانیکس گفت:حداقل حواست رد جمع میکردی که بره بعد بیای بیرون.وبه تیرکس کنارم اشاره کرد.
به تیرکس کنارم اشاره کرد. یه نگا بهش کردم گفتم: سام علیکم اگه اجازه بدید ما رفت زحمت کنیم.بانیکس در حالی که به حرف من میخندید از تیرکس فرار کرد و گفت: یخورده جلوتر یه رودخونه هست اونجا میبینمت.منم پا به فرار گذاشتم.وقتی مطمئن شدم گمش کردم. کنار درخت نشستم و استراحت کردم.
بعد استراحت راه افتادم به سمت رودخونه. احساس میکردم یکی پشت سرم قلقلک میده. برگشتم دیدم بازم دایناسور گفتم: بچه ها مهمونی تموم شده برگردید سر کارتون، اَل فرار. دویدم رفتم تو آب رودخونه. دایناسورا رفتن. یکی کشیدم بالا،بانیکس بود.
وقتی اومدم بالا،گردونه ی لیدی باگ رو دیدم.بانیکس گفت:انگار هر قدمی که برمیداریم بیشتر به لیدی باگ نزدیک تر میشیم... ناظر جان منتشر کن
نتیجه 1
فدات منتشر کن ای ناظر
نتیجه 2
فدا قد و بالا فدا منتشرات برا منم منتشر کن
نتیجه 3
ناظری بمنتشر
نتیجه 4
چالش: آیا هیولا را شکست میدن؟
سلامممم..
ما گروه موسیقی پرپل پینک هستیم..
آیدل تیپاپ نیستیم..
آهنگامونو صوتی میخونیم..
تست بیومون شخصی شده..میشه یه سر بهش بزنی؟
ادمین جان پین؟
۳ کو😐؟
پیداش نمیکنی برو جست و جو کن میاد
مرسی😄
ببخشید متاسفم شخصی شده.