اول ببینید بعد نقد رو بخونید چون شاید اسپویل بشه
این سینمایی از اونجایی خاص میشه که میفهمیم کوبریک کارگردانش بوده،منتقدان سینما هم میدونن و البته همه، کوبریک یکی از بهترین و پر نبوغ ترین کارگردان های دنیای سینماست.داستان از اونجایی جالب تر میشه که ژانر این فیلم با بقیه فیلم های کوبریک متفاوت ، ولی این باعث نمیشه نبوغ کوبریک در تک تک صحنه ها دیده نشه..ولی خب یجاهایی هم زیاده روی میکرد و وسواس بخرج میداد برای ساخت فیلم که این ارزش فیلم رو ،هم زیاد تره میکنه.مثل صحنه ی شکوندن در که در طول ۳ روز ،و با عوض کردن ۶۰ تا در انجام شده تا اون چیزی که کوبریک میخواست بشه..همین صحنه میگن باعث شده شلی دووال یسری اختلال براش بوجود بیاد😕
و این عجیب تره برای همه با این همه تفاوت با باقی فیلم های یک ژانر چه چیزی باعث شد کوبریک جایزه ی بدترین کارگردان و شلی دووال بیچاره جایزه ی بدترین زن رو بگیره! شاید بخاطر این بود که مردم آثار متفاوت رو درک نمیکردن و کلا تو کتشون نمیرفت همچین فیلمی و حتی از این فیلم استقبال زیادی نشد ولی از فیلم هایی با همین ژانر چندان برابر استقبال شد
جذابیت بیشتر این فیلم بخاطر خاص بودنشه بیشتر، فیلم ،حس ترس القا میکنه به بیننده ، اما برای این القا از نمای تاریک مرسوم استفاده نشده و صحنه ها کاملا نورپردازی هست تو این فیلم هیچ منشا بیرونی برا ایجاد ترس وجود نداره ،اینجا منشا ترس درون آدم هاست..در کل تو آثار کوبریک این اثر همراه پرتقال کوکی بهترین هستن. اون سال ها کلا ساخت فیلم ترسناک زیاد مرسوم نبوده یا اگه بوده به این شکل نبوده .
جالب تر اینجاست که بعضی از سکانس هایی که توی فیلم وجود داره اصلا توی کتاب نیومده بودن ولی باز استیون کینگ به طرز مسخره ای بدش از این فیلم میومد در صورتی بهترین و شگفت انگیز ترین صحنه ها توسط کوبریک خلق شدن و سلیقه ی قشنگش زیبایی فیلم رو هزار برابر میکنه..مثلا به درخواست کوبریک اتاق ۲۳۷ خلق شد ولی توی هتل تیمبر لاین اصلا اتاقی با این شماره وجود نداشت ولی الان گفته میشه که بیشترین درخواست اقامت توی اتاق ۲۳۷ هست و شماره اتاق بخاطر فیلم از ۲۱۷ به ۲۳۷ تغییر میکنه
یکی از مهم ترین سکانس ها که توجه خیلی از مخاطبین سینما رو به خودش جلب میکنه عروسک دنی هستش که دنی داشته باهاش بازی میکرده و اون و جایی میذاره که دقیقا هالوران همونجا میمیره...از فردی مثل کوبریک بعید هم نیست بخواد این ماجرا رو با درخشش دنی ارتباط بده !
یکی دیگه از محکم کاری های کوبریک استفاده از رنگ قرمز برای ایجاد حس آشفتگی ذهنی هست که این موضوع در تک تک لحظات فیلم دیده میشه..از موزائیک های قرمز و موکت ها تا دیوار ها و در های چوبی که رنگشون به قرمز میزنه و کوبریک این موضوع و حتی تو لباس ها هم رعایت میکنه (مثل لباس جک تورنس که اوایل به سبز میزد با دنی مهربون تر بود ولی هرچی میگذشت رنگ لباس و رفتارش با دنی به قرمز نزدیک تر میشد)
این جزئی نگری های کوبریک باعث میشن درکل یک اثر ماندگار بوجود بیاد از شکل و رنگ هتل گرفته تا تک تک رفتارهای افراد توی فیلم.دو مورد دیگه که خیلی بهشون توجه شده خونسردی دنی هست این بخاطر درخشش هست و انگار از قبل همه چی و میدونسته..یکی از عجیب ترین اتفاقات فیلم اون قسمتی هست که جک تورنس صدای موسیقی میشنوه و میره تو قسمتی از هتل که پر از آدمه در صورتی که اون موقع و توی اون زمستون کسی نمیتونسته بیاد هتل، همون قسمت و وندی میبینه ولی خالی از آدم و تار عنکبوت گرفته و البته با اسکلت(شاید کوبریک خواسته حس و حال دونفر رو با هم مقایسه کنه؟)