داستان زیبای میراکلس
مرینت: سلام من مرینتم عاشق موسیقی هستم ولی خانواده من پول کافی برای اینکه من توی دانشگاه موسیقی درس بخونم رو نداشتن برای همین مجبور بودم توی خشکشویی کار کنم تا بتونم خرجمو در بیارم شب ها هم میرفتم خونه و با ویولن خودم که پدربزرگم به من داده بود و قدیمی بود به سختی تمرین میکردم
سلام من مرینتم یه دختر عادی بایک زندگی غیر عادی چون من یک ابر قهرمانم خانوادم ثروتمندان و برای من چیزی کم نداشتن من همیشه از کلویی بدم نیومد چون خیلی مغرور بود و ثروتمند ولی من مغرور نبودم چون خانوادم به من یاد دادن که نباید مغرور باشم
سلام من آدرین آگراستم یکی از ثروتمند ترین ها من یک ابر قهرمانان و یک همکار هم دارم که با هم ابر شرور هارو شکست میدهیم ما نباید هویت هم رو بدونیم چون باعث به خطر افتادن جونمون میشه ولی من دوست دارم بدونم زیر اون نقاب چه کسی هست
از زبان مرینت امروز روز اول مدرسه به سمت در حرکت کردم ولی یادم افتاد صبحانه نخوردن سریع یکی کروسان برداشتم و به طرف مدرسه حرکت کردم امید وار بودم با کلویی باز داخل یه کلاس نیافتم ولی از شانس بدم افتادم ولی یه دانش آموز جدید داشتیم
اسمش آلیا بود با هم دوست صمیمی شدیم امروز آدرین آگراست مدل معروف به مدرسه اومد و همه دورش جمع شدن چون معروف بود همه ازش امضا میخواستم ولی از دست اون جمعیت در رفت همه دنبالش افتاده بودن تا آدرین آگراست به اونا امضا بده ولی من مثل بقیه دنبالش نیفتاده چون فکر میکردم اونم آدم مغروریه
ناظر جون لطفاً رد نکن یک تست نوشتم رد شد😭 لطفاً منتشر کن ببخشید این تست بد بود ولی از تستای بعد بهتر میشه
به نظر خوب میاد😃😃
میشه بنویسیش؟
ببخشید صفحه اول اشتباه شده