لایک و کامنت
لباس داشتم می پوشیدم صدا در زدن شنیدم گفتم الان میام......... متیو:بدو دیگه ص:باشه در رو باز کردم متیو به من زل زده بود گفتم: بریم؟ گفت: باشه گفتم: خوشتیپ شدی ما رفتیم با کسانی که تو جام بودن همه ما رو تشویق کردن من با متیو رقصیدم خیلی خوب بود وسط جشن هری پاتر آمد که کاشکی نمی یامد گفت مک گوناگال کارت داره من به متیو نگاه کردم
گفت: منم میام متیو سوت زد و گفت: دراکو دراکو هم دوید سمت ما موضوع رو تعریف کردیم و رفتیم دفتر مک..... گفت: شما آقای پاتر رو زدید؟گفتم: بله تازه کجا شو دیدی؟و خندیدم متیو هم پوسخندی زد. مک گفت:۵امتیاز از اسلیترین کم میشه آیا شما از زدن هری پاتر متاسف شدین؟
گفتم: نه گفت: آقای پاتر باید در همانجا و همونطور شما را بزند یول تمام شد استرس داشتم رفتیم همونجا به من دستبند زدن تا تکون نخورم معلوم بود دراکو و متیو می خواستن نفله اش کنن ولی معلم ها نمی زاشتن
بعد هری محکم تر زد به صورتم و از دهنم خون اومد داشت چشام بسته می شد و بعد تاریکی مطلق
از زبان متیو از دهن صابرینا خون اومد دستش رو روی دلش گذاشت و افتاد من دراکو رفتیم سمتش دراکو و من تکونش دادیم اما هیچی که هیچی
صابرینا رو بلند کردم دستام خونی شد دلم می خواست پاتح رو بکشم بردمش پیش خانم پامفری خانم پامفری نگران شد گفت وای وضعیتش خوب نیست خونش رو پاک کرد خانم پامفری گفت فکر کنم دماغ شکسته گفتم میشه کاریش کرد به نظرتون خوب میشه گفت بله ولی طول میکشه ولی نه زیاد مثلا یک ماه......
عالی بود یعنی عالیا
ممنون
خیلی عالیییی
تنک
داستانت عالیه ولی کم میزاری
ببخشید
بکامنتید