پارت 2 ناظر محترم پلیز منتشر:)♡
آدرین : بیا داخل مرینت : در و باز کردم و با قدم های محکم وارد اتاق شدم اتاق بزرگی بود یه میز گوشه اتاق بود و پسری با موهای طلایی رو صندلی پشت میز نشسته بود کمی بهش نزدیک شدم سرشو گرفت بالا و بهم خیره شد چشمای سبز خوشرنگی داشت و نگاهش منو سمت جنگل زیبا و جادویی میبرد فکرای تو سرمو کنار زدم و نگاهمو ازش گرفتم با من کاری داشتی؟ آدرین : اگه زیرنظر گرفتن اتاق تموم شد آره تو باید مرینت باشی چرا اینجایی؟ مرینت : چی؟ از من میپرسی؟ خودت بهم گفتی بیام اینجا آدرین : خنگ نیستم منظورم این بود دنبال چی هستی که تا الان اینجا موندی؟ مرینت : انتقام! آدرین : از کی؟ مرینت : اگه قراره ازم بازجویی کنی اصلا حوصله ندارم آقا پسر آدرین : درست حرف بزن من رئیستم مرینت : اگه قراره یه بچه اینجا رو مدیریت کنه همون بهتر رئیس نباشه آدرین از پشت میز بلند شد و اومد سمتم روبه روم وایستاد قدش از من بلند تر بود آدرین : چی گفتی؟ ببین دختر جون همه اینجا منو به عنوان رئیس قبول دارن مهم نیست تو که معلوم نیست از کجا اومدی چی فکر میکنی به هر حال من رئیسم! مرینت : تو خودت مثلا کی هستی؟ دلم نمیخواد اینجا بمونم من بدون شماها خیلی بهتر میتونم انتقام پدر و مادرمو از اون آدم نفرت انگیز بگیرم نیازی بهتون ندارم آدرین : جدی؟ خب چرا نمیری؟ مرینت : چون نمیخوام حرف تو رو گوش بدم آدرین : واقعا حرف زدن با شما دخترا فایده ای نداره مرینت : ببخشید که زبون پسرای مغروری مثل تو رو بلد نیستم آدرین کلافه چنگی به موهاش زد و گفت : خب الان میری یا میمونی؟
مرینت : اینجا باید چکار کنم؟ آدرین : پس میمونی مرینت : شاید آدرین : تو اینجا میتونی مهارت های رزمی یاد بگیری و در مقابل دشمنت استفاده کنی مرینت : لبخندی روی لبم نشست میمونم! آدرین : تصمیم درستی گرفتی مرینت : من همیشه تصمیم هام درسته آدرین : دنبالم بیا مرینت : از اتاق خارج شدیم آدرین جلوتر حرکت میکرد به خودم اومدم تو حیاط بودیم رفتیم یه گوشه یه در بود آدرین در و باز کرد و وارد سالن بزرگی شدیم سر و صدای زیادی میومد نمیدونم کجا میرفتیم فقط دنبالش راه میرفتم آدرین رفت پیش یه پسر و با دستش به من اشاره کرد آدرین : نیتن با مرینت تمرین کن تمرین های جدیدی که یاد گرفتی و یادش بده نیتن : اوکی مری بیا مرینت : هوفف دنبال نیتن رفتم و تو یه فضای نسبتا کوچیکی روبه روم قرار گرفت نیتن : گارد بگیر مرینت : دستامو مشت کردم و با بی خیالی گارد گرفتم نیتن : بیا سمتم سعی کن منو بزنی مرینت : رفتم سمتش و مشتی به صورتش زدم ولی به سرعت ضربه منو مهار کرد به خودم اومدم رو زمین افتاده بودم نیتن : پاشو مرینت : نمیخوام ولم کن نیتن : گفتم پاشو! مرینت : منم گفتم نمیخوام نیتن : میرم به آدرین بگم مرینت : به هر کی دلت میخواد بگو نیتن از اتاق خارج شد نفس عمیقی کشیدم و به سقف خیره شدم چشمامو بستم با صدای فریادی کمی لای چشمشو باز کردم و رو زمین نشستم آدرین : خوابیدی اینجا؟ پاشو ببینم چرا حرف نیتن و گوش نمیکنی؟ مرینت : من حرف هیچکس و گوش نمیکنم
آدرین اومد سمتم و با لحن جدی گفت : بلند شو خودم یادت میدم مرینت : از رو زمین بلند شدم و بهش نزدیک شدم چی؟ آدرین : دوبار باید تکرار کنم؟ خب اول گارد بگیر مرینت : بازم دستامو مشت کردم و گارد گرفتم تو چشماش خیره شدم آدرین : حمله مرینت : سمتش هجوم بردم فقط لوکا میومد تو ذهنم واسم مهم نبود چکار میکنم فقط بهش مشت میزدم آدرین : عه...آروم باش بسه من اون یارو نیستم که میخوای ازش انتقام بگیری مرینت : متاسفم...اون اومد تو ذهنم آدرین : یکم فکرتو جمع کن فقط مشت نزن به من دقت کن اول دستاتو مشت میکنی بعد سمت حریف قدم برمیداری یه بار با پا و یه بار با مشت میزنی اوکی؟ بقیش واسه بعد تمرین کن مرینت : آدرین اینو گفت و از اتاق خارج شد فقط جای خالیش و حس کردم نفس عمیقی کشیدم و نشستم رو زمین در باز شد و آلیا اومد داخل آلیا : واو دختر واقعا آدرین باهات تمرین کرد؟ اون با هیچکی تمرین نمیکنه مرینت : ولم کن حوصلتو ندارم اینو گفتم و از اتاق خارج شدم راه افتادم سمت اتاق خودم......رو تخت دراز کشیدم و به سقف خیره شدم واقعا سرنوشت من چیه؟ قراره اینجا بمونم؟ با آدمایی باشم که واقعا خطرناکن؟ نمیدونم باید چکار کنم ولی تنها چیزی که میدونم اینه که من باید از لوکا انتقام بگیرم چشمامو رو هم گذاشتم ولی تنها چیزی که تو سرم بود یه مشت خاطره بود که قلبمو...ذهنمو آزار میداد ( لوکا؟ بیا بریم شهربازی لوکا : اوکی لیدی بریم سوار شو....چه آهنگی بزارم؟ مرینت : lovely آهنگ مورد علاقم نیست ولی دوسش دارم لوکا دستشو برد سمت ضبط و آهنگ و پلی کرد سرمو به پنجره چسبوندم و بیرون و تماشا کردم لوکا : به چی فکر میکنی؟ مرینت : نمیدونم...هیچی فقط دلم میخواد به آهنگ گوش کنم )
اشکی از روی صورتم سر خورد با دستم پاکش کردم و به خواب رفتم آدرین : دختر عجیبیه ولی واقعا رو مخم راه میره نمیخوام از اینجا بره باید به هدفش برسه!
ناظر عزیز و محترم لطفا لطفا منتشر کن رد نشه خواهش:)💚☺تنک:) لایک و کامنت فراموش نشه:)♡♡