
این داستان هرج مرج و هرج و مرج های بیشتر.
یه صبح دل انگیز در خانه ی تایپ ها بود. هرکس مشغول کاری و خونه سکوت ملایمی داشت. یک محیط عالی برای intp که بتونه روی تحقیقات و کتابی که میخوند تمرکز کنه. اروم قطره چکون رو برداشت و سمت محلول جلوش رفت. سه قطره ریخت که یهو در با شدت به دیوار کوبیده شد و محلول intp روش ریخت. -entp. دقیقا داری چه شکری میخوری ؟ +سلام intp منم خیلی از دیدنت خوشحالم ! چه خبر ؟ +چی میخوای ؟ -اوه هیچی فقط اون معجونی که باعث تغییر رنگ موها میشد رو داری هنوز ؟.
intp یک لحظه به گوشه میز کارش نگاه کرد ، entp نگاهش رو دنبال کرد؛ -ممنون! سریع شیشه رو برداشت و از در بیرون رفت. intp دستی روی صورتش کشید و آه کشید ، خدا به خیر کنه. ( از ان طرف. ) intj توی اتاقش دراز کشیده بود و از روز تعطیلش نهایت لذت رو میبرد. یه روز افتابی و قشنگ ، چی میتونه همچین روز خوبی رو خراب کنه ؟ اوه خب معلومه یه entp و estp مزاحم و بازیگوش که دارن از پله ها بالا میان و ریز ریز به نقششون میخندند. اونا اروم وارد اتاق شدن ، پاورچین پاورچین نزدیک تخت شدن و اون معجون رو روی intj خالی کردن.
intj با احساس مایع سردی که روی صورت و سرش ریخته میشد از خواب پرید و با صدای خنده و دویدن های اشنای دو نفر که کم کم دور میشد تازه به خودش اومد. دستی روی سرش کشید و با احساس خیسی مطمئن شد که خواب نمیدید و سریع سمت اینه رفت. وقتی انعکاس خودش رو توی اینه دید خونش به جوش اومد. ،،، اون دو نفر با سرعت هرچه تمام تر شاید حتی سریع تر از نور از اتاق intj دور میشدند و تنها با تصور قیافش برای دو روز اینده میخندیدند. اما همینطور که فرار میکردند پاشون به میز گیر میکنه و میوفتند ؛

از قضا برگه های حساب و کتاب estj و قوطی رنگ isfp روی میز بودن ؛ قوطی رنگ حالا روی برگه ها چپه شده بود. -کسی برگه های منو ندیده ؟ +قوطی رنگ من رو چطور ؟. اون دو نفر تازه به خودشون اومدند. حالا اوضاع خیلی خیطه خیلی خیط. خالی از لطف هم نیست که بگیم intj مو نارنجی با خونسردی خاصی داشت از پله ها پایین میومد. entp رو به estp کرد. -داداش خیلی از دیدنت خوشحال شدم. +منم همینطور -حیف شد که دیگه دنیا نمیتونه از حضورمون مفتخر باشه.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
INFP هستم
بعد میگن چرا از entpها خوشت میاد😂😂😂
intp میباشم😂😂😂
عالی بود پرفکتتتتت😂😂😂😂😂
عه entp و estp مرد.ن که
ولی بسیار بسیار زیبا🤝🤝🤝🤝🤝
/اشک/منم لذتی که entp داستان ما تجربه کردو موخوام.../البته وی هنوز فقط ۲ اسلاید اولو خونده/
جرررر عالیییی
ج چ:enfp
وای خدایا سم...
آقا یه حقیقت دردناک
Enfpرو با intj ش.یپ میکنن...
خوشت نمیاد مگه نه ؟ 👺
منی که این شیپو میدوستم
راستش من میدوستم این شیپو ولی مشکل اینه عکسای خیلی زیبایی ندیدم ازش...
من همون عکسایی که تو بهشون میگی"زیبا نبودن" رو میدوستم🤝🤝
تو گلط کردی
منم enfp ام... ولی entp میخوامممم
همتایپت میباشم
نویس
نیازمند یک estp...
intj
یه دوست entp دارم ولی اذیتم نمیکنه من و اون با هم همرو اذیت میکنیم 😐
خب اینم از خوبی های داشتن دوست entp هست شما از شوخی ها در امانید .. بیشتر وقت ها
یه intj که از رنگ نارنجی بدش میاد ... هعی .
شوما میتوانید رنگی را که از ان خوشتان نمیاید تصور کنید دوزست عزیز