
سلام!
ژانر داستان: فانتزی. خلاصه: سوزانا، دختری ست که برای شکست یک هیولای بزرگ، ماهر، شیطان، باهوش و بسیار بسیار قدرتمند برگزیده میشود. اما آیا دختری به ضعیفی او در برابر آن شاه قدرتمند و فرمانروای شیطان ها میتواند پیروز میدان جنگ شود؟ آیا او میتواند جان هزاران هزار نفر را نجات دهد و جهان تصرف شده را از چنگال های پست آن شیطان نجات دهد و میلیون ها میلیون سوال دگر. خب، همه ی این سوال ها با برگزیده شدن سوزانا توسط ریش سفیدان دهکده در ذهن او نقش بست و همین باعث شد برای شکست آن دیو قول پیکر و ترسناکی که مدت ها بود مردم آن دهکده، دهکده های دیگر، شهر های دور و نزدیک و... و به زودی حتی کل جهان از دستش آرامش نداشتند و نخواهند داشت اقدام کند. اما آیا او میتوانست پیروز از میدان جنگ بازگردد و خبر پیروزی به مردم دهکده دهد؟ خب... با ادامه ی داستان همراه باشید!
خب، عکسی که مد نظرم باشه و قشنگ شبیه شخصیتی که تو ذهنم باشه نبود... بنابراین فقط توصیفشون میکنم. سوزانا: موهای سفید کوتاه چتری با چشمانی خیره کننده و زیبا به رنگ آبی( که البته بعدا همین چشمای خوشگل کار دستش میده) یک تل سبز رنگ با گل های سفید طبیعی که همیشه به موهای سفید رنگ براقش متصل است. پوستی سفید و گوش هایی کمی نوک تیز که گاهی مردم دهکده را به تعجب میاندازد. لباسی که معمولا بر تن اش است سبز و زرد ساده است و تیر و کمان چوبی ای که همیشه با خویش به همراه دارد. اسبی سفید با یال های طلایی کمی بلند و تیزپا که در اکثر مواقع با او سفر میکند. اخلاق های او شامل اند از: مهربانی، حسودی، خوش اخلاقی. و ویژگی های او شامل: قدرت آتش ( در اوایل داستان هنوز این قدرت را نخواهد داشت. همچنین او قدرت های دیگری را هم در ادامه ی داستان به دست خواهد آورد ) مهارت در تیر اندازی.
لونا: موهایی بلوند و چشمانی سبز که بسیار باشکوهش میکند. پوست کمی تیره. اخلاقی خشن، سرد و گاه مهربان دارد. همیشه و همیشه با اسب سیاه چابک خود نیز سفر میکند و چاقویی نوک تیز را به همراه میبرد. همچنین نقش مهمی در ادامه ی داستان خواهد داشت. ویژگی های او: مهارت در کار با انواع سلاح سرد و اسب سواری.
مایکل: چشمان زرد و موهایی استثنایی ای که بالای آن کاملا زرد است و کمی که به پایین تر میرویم، کم کم خط هایی مشکی را روی موهای بلوند زیبایش میبینیم. او اخلاقی مهربان ولی کمی خشک دارد. همچنین صدای زیبا و آرامش بخشی دارد. او اسب یا حیوان دیگر ندارد و با پای پیاده به جاهای دور و نزدیک، آشنا و غریب سفر میکند. ویژگی ها: چرب زبانی، صدای زیبا.
لوسیفر: موهای سیاه کوتاهی که در آخر به تار هایی قرمز ختم میشود. چشم هایی مشکی و قرمز و شنل بلند سیاهی که تا زانو های بلندش میرسد. همچنین میتواند هرگاه که خواست، رنگ چشمانش، موها و قیافه و... خود را تعویض بنماید. همچنین او بجای اسب، گرگ های سفید زیبایی نگهداری میکند. به اخلاق هایی بد مانند: سنگ دلی، عجیبی و... مشهور است. (مانند باقی کاراکتر ها، در ادامه ی داستان بیشتر باهایشان آشنا خواهید شد.) ویژگی ها: قدرتی بسیار بسیار زیاد، تغییر چهره و صدا و... .
فیلیپ: موهای به رنگ آبی نفتی و چشمانی خاص با رنگ هایی رنگین کمانی که باعث جذب شدن افراد زیادی به او میشود. سگ سفید زیبایی دارد که از کودکی با او همراه بوده است. اخلاق های او شامل: حسادت، تند حرف زدن، سنگدلی و... هستند. ویژگی های او: چرب زبانی، قابلیت درست کردن توهم برای افراد و... .
خب، دوستان عزیز ممنونم که باهام همراه بودید. لطفا توی کامنت ها بگید بگذارم یا خیر. لایک و کامنت فراموش نشه کیوتا! همچنین در ادامه شخصیت های دیگه ای هم به داستان ملحق خواهند شد. با تشکر.
ناظر مهربون، لطفا منتشر کن و شخصی هم نکن. ممنونممم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
منتظرمممم
اولین لایک اولین کامنت
😂💔احتمال نوشتنش ۳%