
سلام عزیزان بابت تاخیر واقعا معذرت میخوام من قرار بود عمل جراحی بشم بخاطر همین نتونستم پارت بنویسم معذرت( ناظر جان تو رو خدا منتشر کن 🙇)
ناگهان به یک هیولا تبدیل شد، دلم لرزید داشت بهم حمله میکرد نمی تونستم کاری کنم فقط بهش خیره شده بودم، اشک هام آروم، آروم رو گونه ام چکیدن! هیولا بهم نزدیک و نزدیک تر میشد تا اینکه بهم زل زد با چهره اش قلبم داشت ترک بر میداشت هیولا به چشمام خیره شد، چشماش هنوزم سبز و درخشان بود پس از چند دقیقه نگا کردن به چشمام به ادرین تبدیل شد افتاد زمین خونی بود از دهنش خون میومد چی؟ ، چی شد؟ نزدیکش شدم سرشو تو دستام گرفتم تکون، تکون میدادمش اما اون بیدار نمیشد تو رو خدا بیدار شو خواهش میکنم، نمی خوام دوباره تو رو از دست بدم، ادرین تورو خدا بیدار شو، ادرین خواهش میکنم بیدار شو، اشک هام نمیذاشتن جایی رو ببینم ادرین غلتیده در خون تو آغوشم بود نفس نمیکشیدن، چرا نفس نمیکشید باید نفس بکشه ادرین خواهش میکنم نفس بکش خواهش میکنم دیگه طاقت نداشتم ادرین رو بیشتر به خودم فشردم و اشک هام مثل رود خونه همه جارو گرفتن( از زبان ادرین ) بعد از اینکه مرینت تو بغلم غش کرد پرستار و دکتر و صدا کردم به بخش ICU بردنش یعنی چی مگه یه غش کردن این چیز هارو میخواد نگرانش بودم خیلی تو فکر هام غرش شده بودم که
ناگهان دستی رو، روی شونه ام احساس کردم، نینو بود! نینو با یه چهره خاصی بهم نگاه میکرد میدونستم مقصر همه ی این اتفاق ها منم 😣 میدونستم! اون دختر رو به یاد آوردم الان هم وضع این شد چرا، چرا به این زودی؟ چرا به این زودی غم هام رو دوباره به یاد آوردم؟ چرا خدا؟ چرا داری این همه عذابم میدی؟ نمیخوام تو این موقعیت باشم همین جوری که بغض گلومو فشار میداد دکتر از اتاق بیرون اومد و به سمت ما قدم برداشت تو یه سانتی متری مون ایستاد و گفت :متاسفم که اینو میگم جناب اگرست اما ایشون در زندگی نباتی فرو رفتن 🙇، چی؟ چی داشت میگفت با بغض گلوم سرمو تکون دادم و گفتم چی دارید میگید چرا؟ برای چی؟ چرا اون دختر؟ نه این واقعی نیست، نه! مگه نه دکتر این واقعیت نداره 😢اشک هام کل صورتمو گرفته بودن مثل رود خانه جاری میشدن چقدر احمقانه عمل کردم چرا انقدر احمق بودم چرا تو این همه سال پیداش نکردم حالا هم برای چند لحظه فهمیدم که اون برای منه همه چیزش برای منه دارم از دستش میدم؟ زندگی کردن اینجوریه؟ برای زنده بودن باید این همه سختی بکشیم؟ مگه یه انسان چی میخواد جز زنده بودن؟ برای زندگی کردن آیا باید با همه بجنگیم؟ هق هق هام شروع شده بودن! صدای کل سالن رو پر کرده بودن، ناگهان در آغوشی جا گرفتم! آغوش برادرانه! از عطش فهمیدم اون برادرمه، نینو بهترین رفیق و برادرم سرمو نوازش کردم محکم بغلم کرده بود چقدر جاه طلب بودم چقدر قدر ارزش های دنیا رو نفهمیدم، قدر سلامتی، چقدر قدر محبت مادرانه، مادرم و خواهرانه کلویی رو نفهمیدم
چرا انقدر ابلهانه عمل کردم همین جوری تو بغل نینو اشک میریختم صدایی باعث شد لرزه به تنم بیوفته، صدای پدرم بود. اون کسی بود که از بچگی منو وادار به این کرده بود که مثل خودش زندگی کنم و هیچ وقت عا**شق کسی نشم. اما آیا این عادلانه بود؟ مخفی کردن عش**قم عادلانه بود؟ زجر کشیدن در باره بیماریم عادلانه بود؟ شرکت در مراسم هایی که به میل خودم نبودن عادلانه بودن؟ نه هیچ وقت عادلانه نبودن. فقط از سر هوس پدر این کارو میکردم، پنهان کردن زخم های عمیق چند ساله ام فقط بخاطر پدرم بود، جناب گابریل اگرست! کسی که حتی چند بار منو به زور وادار کرده بود که با یه دختر مزدوج بشم همه ی اینا یعنی چی؟ یعنی من نمی تونم به عش**قم برسم یعنی اینکه پدری ندارم که مثل بقیه نازمو بکشه و بهم امید بده، ایشون جناب اگرست بزرگ بودن، برترین و بزرگترین طراح لباس و مد جهان! کمتر کسی پیدا میشه که اسمشو بلند نباشه، پدرم یا بهتره بگم جناب اگرست به من و نینو نزدیک شد منو از بغل نینو جدا کرد دستاش رو، روی شونه ام گذاشت و با لحن خشک همیشگیش گفت باهات کار دارم چند دقیقه بیا، همراهش رفتم پدرم منو برد اتاق خصوصیم که تو بیمارستان بود
شروع کرد به صحبت کردن. لحن حرف زدنش فرق کرده بود اون داشت درباره چی توضیح میداد؟ گابریل : سال ها پیش وقتی که بیماریت تازه شروع شده بود و از همه ی دنیا نا امید شده بودی، دختری وارد زندگیت شد. اما اون دختر نمی تونست با تو بمونه اون دختر از خاندان چنگ بود بزرگترین سلطنت در چین! پدر بزرگ اون دختر بعد از مرگ فرزندش به یک انسان دیگه تبدیل شد هیچ وقت نمی خواست کسی به نوه اش نزدیک بشه. اون دخترک رو مثل یه پرنسس زندانی شده به دختر دیگرش سپرد اون نمیخواست نوه اش تنها فرزند دختر هنرمندش آسیب ببینه خب حقم داشت مگه یه پدر جز سلامتی فرزندش چی میخواد هان؟ ادرین :سلامتی فرزندش؟ مگه شما به غیر از خودتون به کس دیگه ای هم اهمیت میدید؟ گابریل :ادرین تمومش کن 😡ادرین : چند سال باید زجر بکشم هان؟ چند سال باید بیماریمو از همه مخفی کنید پدر؟ الان اومدید این داستان هارو تعریف میکنید که چی بشه؟ که منو گمراه کنید هان؟ یا میخواید خودتو فریب بدید؟ پدر من بچه تونم من تنها پسر تونم. مگه جرم کردم که نوه بنجامین اگرست بزرگم مگه جرم کردم که مریضم؟ مگه جرم کردم که به دنیا اومدم
شما اصلا میدونید من کیم؟ من تنها نوه پسری بنجامین اگرست!( باشه بابا پدر بزرگ تو قدرت مند برا ما کم قدرت 😒)پدر بزرگم بهم یاد داد مثل یه مرد پشت خاندانم بایستم ازشون محافظت کنم حتی اگه خودم آسیب ببینم. من آسیب دیدم خیلی هم آسیب دیدم از خانواده ام مراقبت کردم اما خانواده ام منو پس زدن مثل یه فرد ناچیز باهام برخورد کردن گابریل :ادرین همه ی اینایی که میگی درست اما باید به حرفام توجه کنی من صلاحتو میخوام، تو فکر میکنی من مقصر همه ی این ماجرا هام، وقتی هم میخوام بهت واقعیت رو بگم اینجوری باهام برخورد میکنی انگار من بچه ی ۲ ساله ام، انگار من هیچ وقت بهت یاد ندادم به بزرگترت احترام بذاری، من پدرتم حتی اگه بهت سخت گرفته باشم تو هیچ وقت منو به چشم پدرت ندیدی همیشه میخواستم ازت محافظت کنم اما تو هیچ وقت اینو درک نکردی ( از زبان ادرین ) اون حق داشت نباید یه بچه ی ناقص مثل منو به دنیا میآورد. من بودم که مایع تاسف این خانواده شده ام، الان که فکر میکنم می بینم اون بیشتر همه کس درد و رنج هارو تحمل کرده بود، سینه ام خس، خس میکرد نفس کردن برام سخت بود. مثل ماهی ای شده بودم که از آب بیرون آوردنش، با نفس کمی که داشتم شروع کردم به حرف زدن ادرین: پدر تو راست میگی من مایع تاسفم 😧 هیچ کس حق نداره بهتون توهین کنه
جلوش زانو زدم و گفتم میجنگم با اونی که جلوتون بایسته، از الان به بعد میشم همون پسری که میخواستید، پدرم بهم نزدیک شد دستام رو گرفت و بلدم کرد منو تو آغوشش گرفت، آغوش پدرم! از وقتی مریض بودم هیچ وقت نتونستم تو این آغوش قرار بگیرم تو بغل پدرم هق هق میکردم اشک میریختم. ادرین : آخ، آخ چرا قبلا بغلم نکرده بودی چرا قبلا با این آغوشت بهم آرامش نداده بودی هان چرا این چهره ات رو هیچ وقت بهم نشون ندادی پدر چرا گابریل :هیس هیچی نگو میدونم زجر زیادی کشیدی. میدونم تو دنیایی که من برات ساختم هیچ چیز رو نتونستی حس کنی اما همه ی اینا برای تو بود تنها پسرم یا به قول خودت نوه بنجامین اگرست! چقدر شبیه پدرمی! میدونی چیه پسرم من این دنیا رو برات خواستم تا تو رو از خطرات دور نگه دارم خطراتی که از هر چیز ممکن بود بهت آسیب بزنه تو وقتی 13سالت بود عا**شق شدی اما میدونستی اون کیه اون دختر یکی از قدرتمند ترین دختران جهانه اون با قدرتی به دنیا اومده که ممکنه بهت صدمه بزنه نوه ته جو چنگ دختر سابین چنگ و تام دوپن، تام یکی از بهترین دوستانم بود قبل از اینکه مرینت به دنیا بیاد تام نگرانه همه چیز بود اون میدونست اون دختر با روح خاصی به دنیا میاد تام و سابین بخاطر همه ی اینا جونشون از دست دادن هیچ کس درباره روح مرینت خبر نداشت
مرینت میتونه از روح بقیه برای قدرتمند شدن خودت استفاده کنه و یکی از مهم ترین بخش این قضیه اینه که اون هیچ وقت نمی تونه به یه پسر د**ل ببنده، میفهمی چی میگم ادرین :یعنی شما میگین...؟ گابریل :آره من میگم ازش دوری کنی، همه ی این کارا بخاطر این بود که تو از بین نری همه ی این کارا بخاطر این بود که تو و مرینت آسیب نبینین لیام و سلین هم در این باره خوب میدونن اما اون دوتا این راز هارو با مرینت فراموش کردن با داروی فراموشی که مرینت نوشید اونا هم گذشته رو باهاش فراموش کردن اونا سعی کردن مثل مرینت زندگی کنن و این راز هارو به کسی نگن حتی به عزیز ترین کسانشون مرینت حتی اگه بخواد هم نمیتونه روح خودش رو کنتر کنه میفهمی هیچ کس نمی تونه بهش کمک کنه ادرین : عیب نداره حتی اگه کسی هم نتونه بهش کمک کنه من هستم من همه چیو بهش یاد میدم تا آخرین لحظه مرگم کنارش می ایستم و کسی که بخواد بهش صدمه بزنه باهاش میجنگم! من میخوام همه چیو بهش یاد بدم، یادش بدم که چجور آدمیه چجوری باید زندگی کنه، چجوری باید عا**شق بشه، زندگی شو به همین راحتی از دست نده باید زندگی کنه باید و من میخوام یادش بدم! مرینت میشنوی میخوام بهت یاد بدم پس لطفا بیدار شو و با من بمون 😢( خوبه حالا تو ام 😐😒)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
دورود. بنده سرپرست دکان ضدبشریت هستم😍
برای کسب اطلاعات بیشتر به نظرسنجی اخرم سر بزن😍
تستت لایک شد صوییطیح،مایل به پین؟😘
چه تست خفنی
من لازم به حمایت دارم خواهش میکنم
مایل به پین کیوتی؟🥺
آجی یه هفته شد پارت بعد در کجا محو شده؟؟
خیل ممنونم🥲🌿✨
عالییی بوددددد میدونم دوروز پیش دادی ولی لطفاااا بعدی رو بدههههه😭😭
چشم فردا یا پس فردا حتما میدمش ❤
پااااااااااااارت بعد
چشم
عالی بوددددددد آجی
ممنون خوشگل اجی 🌹
عملت انجام شد؟
اره اجو ❤
الان حالت خوبه؟
اره اجو خوبم نگران نباش 🌹
👍🏻😍
هالی بود آجی جونم❤️
ممنون خوشگل آجی ❤
🤍
چقدر این پارت قشنگ بود😍
تنکیو اجو ❤
ولی برا پارت بعد باید مثل ابر بهار گریه کنی 😌
وای زود تر بذارش😭😍