پارت جدید بدون ایده😂😂
لباس کوییدچ رو پوشیدم و جارو اذرخش رو گرفتم با اسلیترن تمرین داشتیم بازی داشتیم بازی میکردیم که یکی از عضو های تیم اسلیترن بهم خورد باعث شد کنترلم رو از دست بدم و بیوفتم زمین جیغ بنفشی کشیدم که همه بهم نگاه کردن دراکو سریع امد سمتم و از جاروش امد پایین دراکو: خوبی؟ ا.ت: نه دست راستم خیلی درد میکنه
دراکو دستم رو گرفت که دوباره جیغ زدم که از ترس دستم رو ول کرد دراکو: چته بشر رز: درد میکنه خیلی درد میکنه چشمام اشکی شده بودن و داشتم گریه میکردم که سدریک امد جفتمون سدریک: حالت خوبه رز رز: سدریک دستم درد میکنه با انگشت هاش اشکام رو پاک کرد سدریک: اشکال نداره عزیزم سدریک ب.ر.ا.ی.د.ا.ست.ایل ب.غ.ل.م کرد و برد سمت هاگوارتز
به سمت بیمارستان بردم که منو گذاشت رو تخت خانم پامفری معاینه ام کرد پامفری: چیز خاصی نیس فقط دستت شکسته بهتر امشب رو اینجا بمونی مالفوی رز: باشه پامفری: فردا خوب خوب میشی میتونی مرخص بشی عزیزم گریه نداره که رز: خانم پامفری خیلی درد داره پامفری: اشکال نداره خوب میشی بهت قول میدم فردا که بیدار شدی هیچ دردی رو حس نکنی عزیزم
خانم پامفری تنهامون گذاشت و رفت منو سدریک باز تنها موندیم رز: نشد به دراکو بگم سدریک: میخوای الان صداش کنم؟ رز: اره مرسی سدریک: الان میام باشه؟ رز: باشه بعد چند دقیقه دراکو با صورت نگران وارد شد سریع امد سمت تخت من دراکو: خوبی؟ رز: اره دراکو...
کم بود میدونم چون ایده ای به ذهنم نیومده بود کامنت لایک بای😂😂
نظرات بازدیدکنندگان (0)