خیلی ها معتقدند که ارسطو ، علم شیمی را سالها عقب انداخت و لی با این حال ، صحبت هایی هست که باید به آن گوش و چشم فرا داد
ارسطو
ارسطو
ارسطو
ارسطو
ارسطو» زاده ی سال 384 قبل از میلاد مسیح در شهری کوچک به نام «استاگیرا» در شمال یونان، بدون تردید یکی از شناخته شده ترین افراد در تاریخ یونان باستان است. حتما می دانید او یکی از شاگردان محبوب فیلسوف برجسته ی یونانی، «افلاطون» بود. ارسطو اما برخلاف «افلاطون» و «سقراط»، به استفاده از استدلال های مبتنی بر واقعیت و علم در پژوهش خود درباره ی طبیعت گرایش داشت؛ گرایشی که فیلسوفان قبل از او به شکلی متداول از آن چشم پوشی می کردند چرا که به افکار فلسفی خودشان ارجحیت می دادند. به خاطر شگفتی و علاقه ی بی حد و حصر ارسطو نسبت به طبیعت، منطق و تعقل بود که این فیلسوف تأثیرگذار، مشارکت هایی حیاتی را در این عرصه ها داشت که همچنان در ریاضیات، متافیزیک، فیزیک، زیست شناسی، اخلاقیات، سیاست، و پزشکی در جهان امروز، طنین انداز هستند. او به واقع شایستگی این را دارد که «معلم اول» نامیده شود.
به نظر می رسد اعمالی غیرارادی است که به حکم اجبار، یا به سبب جهالت، صورت می گیرد. عمل بالاجبار آن است که مبدا آن، خارج از حیطه ی ما باشد، به طوری که عامل فعل، یا طرف مقابل، به هیچ وجه در آن دخالت نداشته باشند. مثل این که، باد شدیدی بوزد یا کسانی که حیات ما در اختیار و قدرت آن هاست، ما را جا به جا کنند. به همه ی اعمالی که ما از ترس عواقب بدتر یا به هوای هدف و پناهی انجام می دهیم، این موضوع درخور اهمیت است که دانسته شود آیا ارادی بوده اند یا خیر. من باب مثال، وضع جابری را به نظر آوریم که صاحب اختیار جان متعلقات و فرزندان ما است و ما را وادار به عمل ناشایسته کرده و مشروط به این سازد که انجامش مایه ی نجات وابستگان ما و تخلف از آن به مرگ آنان منتهی می شود. این وضع بی شباهت به کشتی ای نیست که در دریا گرفتار طوفان باشد. در اکثر اوقات هیچ کس، نسبت به کشتی بی تفاوت نمی ماند، بلکه با کمال میل برای نجات خود و دیگران به هر زحمتی تن می دهد. همانند کسانی که دارای روح سالمی هستند. از کتاب «اخلاق» اثر ارسطو