-غذا هارو به کمک جین و شوگا و جیمین درست کردم و سفره پهن کردیم و غذا رو خوردیم+بچه هاااا بیاین جرعت و حقیقت -فکر خوبیه (دینگگگگ دینگگگگگ زنگ گوشی مثلا) -ببخشید یه لحظه الو مامان ^الو ات خوبی دخترم تهیونگ چطوره؟ -مرسی ممنون اونم خوبه راستی با بابا اشتی کردین؟ ^اره میخواستم همینو بگم من و بابات داریم برای دوماه میریم آلمان خواستم بگم مراقب خواهر و برادر کوچکترت که میان خونه شما باشی -باشه مامان جون به سلامت ^بلشه قربونت خدافظ -خدافظ تهیونگگگگگگ یه خبر خوب دارم یه خبر بد کدوم اول بگم؟+ترکیبشون کن - اوکی مامان و بابا آشتی کردن و دارن برای دوماه میرن آلمان و ما باید از یانجی و یونجی مراقبت کنیم +نههههههههه وایییی تروخدااااا -هعیییی از همین الان یه خداقوت و بیامرز به جفتمون میگم +اره هعی وقتی مردم رو سنگ قبرم بنویسید بدبخت جوون و ناکام از این دنیا رفت -باشه رو سنگ قبر منم بنویسین بدبخت به عشق اولش نرسید +کدوم عشق چرا من خبر ندارم؟
دینگگگگگگگگگگگگگگ -عررر اومدن بعدا بهت میگم *سلام نونا سلام هیونگ &سلام اونی سلام اوپا -هانن شما دوتا کی انقدر بزرگ شدین کی انقدر رفتاراتون عادی شده نکنه من خوابم یاااااا اصلا من اخرین بار شما رو کی دیدم؟ اصلا چند سالتونه *اونی خواب نیستی اخرین بار ما رو ۸ ساله پیش دیدی و الان ما ۱۹ سالمونه (خب بزارید توضیح بدم اگر ما در نظر بگیریم که ات و تهیونگ ۲۷ سالشونه و ۱۹ ساله پیش میشه وقتی که مامان و بابای ات و تهیونگ ازدواج کردن و همون سال یه دوقلو به دنیا اوردن الان دوقلو هاشون ۱۹ سالشونه... اصلا چیزی فهمیدین:/؟)
+واییی چقدر زود گذشت -هعییی تهیونگ داریم پیر میشیم +حالا اینا بیخیال مثلا میخواستیم جرعت و حقیقت بازی کنیم یونگی:خب اگه حرفاتون تموم شد بیاین دیگه وگرنه من میگیرم میخوابم و تا دوسال دیگه هم بیدار نمیشم هااااا نامجون:اره بیاین دیگه -اوکی یونجی و یانجی بیاین *باش نونا -خب بچرخونیدد به کوک و یانجی افتاد کوک:جرعت یا حقیقت *جرعت کوک:خب چی بگم... اهااااا سرچای اخر گوگلتو نشونمون بده *اوکی همش انیمه اس بفرمایید -جدی جدی انتظار نداشتم انقدر پاک باشه جوجوتسو کایزن نگاه میکنی؟ واووو کوک:ات خدایی انتظار چی داشتی 😂😂 -خودمم نمیدونم😂😐
-خب خب بعدی بچرخونید به نامجون و جی هوپ افتاد جیهوپ: خب جرعت یا حقیقت نامجون:جرعت جیهوپ:زنگ بزن به مامانت بگو که خونه رو به نمک پر کردی باید چیکار کنی تا تمیز شه جین:خوراک خودته نامجون😂😂جیهوپ:واسه همین گفتم😂 نامجون:اوکی دینگ دینگ م.ن(مخفف مامان نامجون) الو پسرم نامجون:مامان من کله خونه رو با نمک پر کردم حالا چیکار کنم؟ م.ن یعنی چی؟ نامجون:نمک ریختر کل خونه رو نمک پر کرده ن.م خب نمیدونم با جارو برقی تمیزشون کن دیگه چاره دیگه ای نداری نامجون:باش خدافظ ن.م پسر دست پا چلفتی خودمی دیگه خدافظ -😂😂نامجون نکنه قبلا از این گندتا تو خونه زدی؟ نامجون:نه خب بعدی برو افتاد به تهیونگ و ات +:جرعت یا حقیقت -حقیقتتت +خب زود باش لو بوده عشق اولت جریانش چیه؟ -عهههه تهیونگ حساب نیست اینو فقط باید به خودت بگم نمیتونم تو جمع بگم +عه وا خاک توسرم مگه چیزه بدی داره؟ -نه ولی محفوظه +باشه پس بعدا بهم بگو -باشه یونگی:بچرخونید (دیگه انقدر چرخوندن تا بازی تموم شد منم برم تموم کنم بایییی)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (2)