سلام یه داستان براتون اوردم خودم نوشتم و اگه تو یه وبلاگی چیزی دیدید که اسم نویسندش جسیکاس اون خودمم امیدوارم خوشتون بیاد
جایی که قصه شروع میشود اون نور اون نور چیه به رنگ سبز و من متولد شدم . . . . . ۱۸ سالمه و نگهبان جنگلم بدون من جنگل معنیی نداره چون اگه اواز جنگل رو هر روز نخونم جنگلی وجود نداره حدود ۱۵ قرنه که ما وجود داریم بعنی نگهبانان ما نمبتونیم به ادما نزدیک شیم چون ۱۳ قرن پیش اونا جدمونو نابود کردن
. . . . . از خواب پاشدم صبحانه خوردم و به کارای همیشگیم رسیدم راه رفتم و از رد پام گل در امد 😐 من از یک نور جادویی متولد شدم و از اون نور جادو گرفتم که از جنگل محافظت کنم به سمت تپه شکوفه گیلاس رفتم و در جای مقدس شروع کزرم به خوندن اواز جنگل مرینت . جنگلی پر از اواز از یک جایی در انجا میاید صدا صدای دنیا از رو برگا تا عمق قلب ها سوزو گانا بخشد به این دنیا سامان تا به باد اسمان 🎶🎶🎶🎶🎶🎶 از سراسر قلب ها از میان قصه ها از رو برگا یه دنیا نوری در جنگل تابد بر قلب ها تا بعد ... تا بعد ... تا بعد ... (خداییش هیچی به ذهنم نرسید یه چرت و پرت نوشتم ) *وی در افق محو میشود*
با این آواز دنیا نابود نمیشه من تنها باقیمانده نگهبانان جنگلم نا امیدشون نمیکنم در افسانه ها گفتن جنگل یک دختر داره با نام الیزلبت که جنگل اوازش رو انتخاب میکنه و دخترش اونو تبدیل میکنه اواز جنگل کسی که بانوی جنگل هست و دستور میده که دیدم اوکالیپتوس ( گربش 😂 ) افتاد تو یه گودی تقریبا کوچیک اوردمش بالا عکس اوکالیپتوس بالاس نازش کردم که ناگهان... که ناگهان ... *وی حس کرم ریزی اش گل کرده است 😅*
که ناگهااااانننننن که ناگهان صدای فلوتی رو شنیدم ...
تموم شد 🤗 ببخشید کم بود 😔 چون ازمایشی بود و میخواستم ببینم نظرتون چیه کم نوشتم😅😁
لایک و کامنت فراموش نشه حتما نظرتونو بگید 😍😍
باییییییی
خوبه
چالش = منم ۳۰۰تومن کش رفتم یعنی بی حساب شدیم
😂😂😂
عالییی بعدی رو موخام از داستان های کره ای یا میراکلوری که بهتره (البته طرفدار هردوشونم)
باشه عزیزم 😘 خوشحالم خوشت اومد
چالش=اصلا ندارم
چقد کم بود.. دفعه بعدی بیشتر بنویس لطفا
من بعضی جاها متوجه نمیشدم چی میگفت همون قسمتی که شعر میخوند و..... به قول خودت چرت و پرت(منظور بدی ندارم دوست عزیز)
ولی جالبه داستانش
به داستان منم قرار شد سر بزنیا😉❤️❤️
نه خداییش قسمت شعرو خودم نفهمیدم
گفتم که پارتای بعدی طولانیه
اوکی حتما سر میزنم
باریککک باو عالی بود :)
چالش: اول یه ابروشو داد بالا بعد جیغ زد رفت پیش مامانم مامانم بهش اهمیت نداد اومد از پشت افتاد روم موهامو کشید :/ جان من دیگه ازین چالشا نذار وگرنه مو رو سر من نمیمونه😐😐😐😂😂نکته:چالشو با خواهر بزرگم انجام دادم😐💔
عالی بود منتظر بعدی هستم
😂😂😂😂😂😂😂😂😂