
وسایلمو رو زمین ولو کردم و رفتم رو مبل ولو شدم ، گوشیم از تو جیبم دراوردم رفت تا یکم توش بگردم ، از شانس ما الان قبرستون بود هیشکی آنلاین نبود !! ولی روزای دیگه نوتفیکیشن گوشی سرم رو در میاورد ... فهمیدم چی حالمو بهتر میکنه ، رفتم یه نودل از قفسه ها ورداشتم ، اب زو گذاشتم جوش بیاد بعد نودل رو انداختم داخلش و تا چند دقیقه منتظر موندم ، خیلی ها تعجب میکنن که من اینقدر نودل دوست دارم ، اخه برای کشور'م هم نیست ولی خیلی کوچیک بودم منو برد ژاپن اونجا نودل خوردم ، از اون موقع به بعد معشوقه که هیچوقت بهش قرار نیست خیانت کنم نودله ...
نودل که اماده شد ریختم تو بشقاب ، چنگال رو ورداشتم رفتم تلویزیون روشن کردم ، برای چند لحضه ذهنم کاملا دور از چیزِر بود ... یه ساعت بعد ' بلند شدم و رفتم لباس ورزشی پوشیدم ، بارون خیلی خیلی نم نم میومد برای همین تصمیم گرفتم برم بدوام ... وقتی قطرات بارون رو صورتم احساس میکردم ، بهم ارامش میداد ... برای استراحت روی یه صندلی نشستم ، یه نفر دیگه هم اومد نشست و نگاش کردم دیدم همون هادسون عه ... خیس ، خیس بود انگار اونم ورزش کرده بود ولی مسافت بیشتری از من دویده بود . لباسش به بدنش چسبیده بود ، نمیتونستم نگاه نکنم ، موهاشو بالا داد و اومد کنارم نشست ...
وقتی روشو برگردون منم سریع رومو اونور برگردوندم × عه شمایید ، سلام دوباره از اون لبخند های گرم و مهربون زد + س..س..لام .... خس..س..ت..ته نبا..شید × مرسی تو هم همینطور + پس شما هم میاین میدویید !؟ × جزو روتینمه + ههه منم ... ولی زیر بارون رو ترجیح میدم × اره به ادم حس حس ارامش میده + خیلی ... لبخندی زدم و دستمو گرفتم بالا تا قطرات بارون بریزه رو دستم ... × چیزی میخوری ؟! + نه مرسی × تعارف نکن ، زود باش میچسبه تو این هوا + بستنی توت فرنگی لطفا × حتمی
بعد از سه دقیقه ' × بفرمایید + مرسی × نوش جون واسه خودش یه کیک شکلاتی گرفته × میخوای یذره !! از کیکش بهم تعارف کرد ... + نه مرسی ، تو میخوای !!! × نه مرسی ، دندونم یخ میزنه ... میتونم بپرسم چه سازی میزنی !؟ + حتمی ، ویالون سل میزنم ولی ساز های دیگه هم بلدم ، مثل پیانو ، فلوت و گیتار × چقدر خوب ، من پیانو میزنم با گیتارالکترونیک + خفن به نظر میرسه × پس بهت میگن ویالون سفید ... هوم + اوهههه اون اره ، بخاطر اینکه ویالون'م سفیده و آهنگی که میزنم دیگران خیلی دوسش دارن ویالون سفیده ... × هوم ، چه سفید ! ههههه + ههههه هردو به صورت هم خیره شدیم × یه چیزی اونجاس + کجا ، اوههه خدای من ، اینجا × نه ، نه ، صبر کن از تو جیبش یهدستمال دراورد ، و باهاش گوشه لبم رو پاک کرد × اینجا . + خیلی ممنون وقتی تو چشماش نگاه کردم اونقدر چشمام مشکی بود که کاملا خودمو داخلش میدیدم .... + من باید برم ، مواظب باش × تو هم همینطور ، خدافظ + خدافظ سریع راهم کشیدم رفتم و به دویدنم ادامه دادم ....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
میدونم ولی اون تلفظ اسم اهنگه نه ساز :)
اوکی عزیزیم ولی
ویالون اشتباهه
ویولن درسته