{ا.ت ویو}بغض تمام وجودن رو گرفته بود که بغضم ترکید شروع کردم به گفتن+من سابقه کار وحشتناکی دارم توی اینترنت هم درموردم بدجور نوشتن بدهی های خیلی زیادی دارم که نمیتونم بدمشون.._ببین اینا درسته که برای آیندت ضرر داره باشه اما واسه ی این شرکت نداره ناراحت نباش اینا آسیبی به کارت نمیزنن +ممنونم قربان_قربان صدام نکن بگو تهیونگ {تهیونگ ویو}از اتاق اومدم بیرون بغض منو هم گرفته بود یه حسی بهم میگفت برگرد پیشش منم بهش گفتم دارم چیکار میکنم تهیونگ خفه شو رفتی تو فاززز... نمیدونم از وقتی این دختر اومده به شرکت قلبم بدجوری تند میتپه...
واییی دارم چی میگم دارم دیوونه میشم وات د فاخخ {ا.ت ویو} تهیونگ رفت بیرون خیلی بارم سبک شد آخیششش خوشحالم از اینکه بهم نزدیک تر شده یعنی نصف مامورتم انجام شده از وقتی اومدم اینجا قلبم تند میتپه وایییی خاک عالم دارم چی میگم اگه اونطوری بشه رییی کمپانی منو اخراج میکه نهههه دیوونه نشم😲
شب شد پشت در تکیه داده بودم که خوابم برد صبح با گردن درد شدیدش از خواب بلند شدم گلوم خشک شده بود رفتم برای تهیونگ صبحانه آماده کنم وقتی وارد اتاقش شدم دیدم خوابه صبحانشو گزاشتم روی میز خواستم خیلی یواش بیدارش کنم که تپی خواب دستمو گرفت و کشوند روی تخت و افتادم روش چشاشو باز کرد اینقدر بهم نزدیک شده بود که نفس داغشو حس کردم با تعجب بهم نگاه کرد سریع بلند شدم _دقیقا داشتی چیکار میکردی؟+ببخشید اما خودتون منو کشوندین رو تخت _😅جیخخ واقعا ببخشید ممنونم میتونی بری+پاهام بی حس شده بود
تموم شد بای بای💓
ناظر جون لطفا منتشر کن💗
BTS 💓💓🌌
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
ببخشید بچها پارت یکش رو گذاشه بودم اما هنوز در حال برسی هستش 💗
عالی بود
💝