
سولام 😐
«_ چه خبر شده؟» «_انگاری یه تایتان دیوار رو شکسته. بهش میگن تایتان عظیم الجثه. ما زیاد ازش چیزی نمی دونیم. فقط می دونیم پنجاه سال پیش همراه با تایتان زره پوش دیوار رو به چو.خ داده! ولی لژیون گشت جلوی پیروی تایتان ها رو به دیوار گرفتن و با کمک تایتان مهاجم دیوار رو بستن»
«_الان وقت این حرفا نیست. شما دوتا هنوز آموزشتون تکمیل نشده. سریع تر یه جای امن پیدا کنین. خیلی عجیبه ، چرا تایتان عجیب الجثه باید اینجا ، تو دیوار سینا ، امن ترین منطقه دیوار باشه؟»
ممد و چیتوز که از قیافیشان می شد خواند از ترس در حال بوجود آوردن نهر آبی هستند ، همین طور که به طرفی می دویدند ، آن چهار تا را می دیدند که با تجهیزات مانور سه بعدی به جون تایتان هایی افتاده بودند که در حال وارد شدن به دیوار بودند.

پشت لباسشان نمادی داشت عجیب داشت می درخشید. ممد و چیتوز تا به حال به آن دقت نکرده بودند. آن نماد ، نماد بال های آزادی بود.
چیتوز عربده ای زد و گفت: «ممممدد» ناگهان تایتان شل و ول و آویزانی از ناکجا آباد به سمت ممد پرتاب شد و او را توی دستانش گرفت.
ممد که داشت آیت الکرسی می خواند ، نزدیک بود قبل از اینکه توسط تایتان خورده شود ، توسط بوی تخم مرغ گندیده ی دهانش به کما برود.
با اینکه عزرائیل داشت برای مرگ ممد لحظه شماری می کرد ، ولی گلوله ای آتشین از نمی دونم کجا آباد ، درست قبل از اینکه ممد وارد دهان تایتان شود ، پیدا شد و گردن آن را دو نیم کرد.
ممد از لای دستان تایتان بیرون آمد و با تعجب زوزه کشید: «مکس!! » مکس نگاه مسالمتآمیزی به ممد انداخت و سپس به سمت تایتان بعدی هجوم آورد.
داخل دیوار هیاهو شده بود. ملت مانند سوسک های بال داری بودند که برای رسیدن به قندان زجر می کشیدند. ممد و چیتوز هم بین آن ملت بودند.
همه در حال دویدن بودند که که ناگهان دوباره و طبق معمول ، از ناکجا آباد ، تایتان زره پوش جلوی مردم ظاهر شد. تایتان به طرز عجیبی ممد را نگاه می کرد. ملت هم از ترس در حال ج.ر خوردن بودند.
تایتان زره پوش خودش را تکان داد و به طرف ممد دوید ، او را در دستانش گرفت و ناگهان ناپدید شد… این داستان ادامه دارد… 😐

کاربرایی که تو این پارت بودن: ᴡᴏʟғ ɢɪʀʟ ، اتو خان ، رزا خبیث ، یجیگنگ🔗
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
من خیلی وقته قراره باشم:)
لبخند تلخخخ
از بس درخواست ها زیاده ، خیلی ها اون وسط گم میشن ، ولی سعی می کنم همه رو بیارم.
:)
فقط آیت الکرسی..🤡😂
عالی بوددد
فقط.. منم تو داستان باشم؟!...؛]😂
می هم باوشم؟
تلوخودا🥲
👌👌
فک کنم هویج آبادی ام🤣🤣
اوکی 😂👌
میشه منم باشممم:>؟
اوکی. 👌
مرسی:>
کو پارت بعد،
نه کو پارت بعدد؟🗿
کوووووووووووو؟🗿
به نظرت بذارم پارت بعد رو؟
آخه احساس می کنم لایکاش کم شده ، برای همین دیگه نمی ذارم.
اگه بتونی تبلیغش کنی خوب میشه.
توی تستات یا با کامنت.
اگه یکی بتونه این کار رو بکنه حتما پارت های بعدیش رو می ذارم.
می تونی این کار رو بکنی؟
من 100 تا امتیاز دارم. می تونم بهت بدم عوضش.
البته بیشتر از 100 تا هم می تونم بدم
معلومه باید پارت بعدو بزاری🗿
امتیاز نمی خوام تو بلاگ و تستای مختلف داستانتو تبلیغ می کنم شایدم یه تست درموردش ساختم تو فقط پارت بعدو بزار🗿
اوکی. ممنون.
امشب یکی دو تا می ذارم 😊
یححححح🗿
😁
آفرین🗿
پارت بعد منم باشم🗿✅
باسه ، ولی نمی دونم حمایت بشه یا نه
پارت بعدددد🗿
اا آخرش فقط اسمم هست😂😂🗿
😂😂
چرا اتکارو ریختی تو ممدا؟ 🗿
از اونجایی که اوتاکو ها تو تستچی زیادن ، گفتم که گروه اضافه کنم که به انیمه و اینا ربط داشته باشه.
این شامل آرمی ها و بقیه هم میشه
هوم 😂🤝