
پارت دوم اومد 🙂🥺 ببخشی یکم دیر اومد امیدوارم خوشتون بیاد از این پارتم 🥺❤️
سرخ شده بودم گفتم : شما کی هستید دیدم که کوک بود کوک : سلام خوشگله چه خبر ؟ من : وای باورم نمیشه شما؟! کوک : بله منم غافلگیر شدی ؟ من : خیلی غافلگیرم کردی خوشحالم میبینمت دوباره . کوک : از این به بعد با ما راحت باش اوکی ؟ من : اممم اوکی کوک : میخوای بریم پیش بقیه اعضا؟ من : بریم ..وای توی مدت راهی که داشتیم میرفتیم داشتم ذوق مرگ میشدم وقتی وارد اتاق شدم : اولین نفر شوگا بهم سلام کرد و همینطور بقیه هم بهم سلام کردند اشکم در اومد گفتم : باورم نمیشه شماها رو دارم میبینم وای خدای من . شوگا محکم بغلم کرد و در گوشم گفت : گریه نکن طاقت اشکاتو ندارم . بگو اسمت چیه ؟
اسم مستعار من سوریون هست . یهو شوگا بلند داد زد و گفت : بچه ها سوریون صداش کنید . منم گفتم : آروم تر گوشم ترکید . شوگا : هعیییی بامن درگیر نشوووو . من : اممم بهتره برم نه ؟
یهو نامجون و جی هوپ و جی مین گفتند : تنها اومدی ؟ من : نه بابا با دوستم اومدم . شوگا : کوپس؟. من : امممممم خودمم نمیدونم میرم زنگ بزنم . بعد از زنگ زدن که اومدم بلند گریه کردم و گفتم : سوسانو فک کرده من رفتم اونم رفته حالا چه گِلی به سرم بزنم مامانم حدود ۲۰ بار تماس و پیام 😭😭حالا کی منو ببره ؟ یهو
نامجون دست من گرفت و گفت : تو امشب مال ما هستی جایی قرار نیست بری بعدشم به مامانت بگو خونه دوستت موندی . سکوت همه جا رو گرفت یهو جی مین گفت : اوووف من خیلی گشنه و خسته هستم میخوام برم خونه بریم ؟ من : چی ؟ چی ؟ من و خونه شماها ؟ نه بابا داری باهام شوخی میکنی ...
جی مین و جی هوپ : نه بابا چه شوخی آقا خلاصه به خونشون رفتیم یهو شوگا بهم گفت : بهتر نیست تو هم بری دوش بگیری؟ من : چه لباسی بپوشم ؟ شوگا : لباس منو . من سرخ سرخ شده بودم و گفتم : نه نمیخاد که یهو شوگا دست منو گرفت و..
گفت : منو اذیت نکن برو ..... من : نمیخام نمیرم .. و اینقدر دعوا ما باهم جدی شده بود که ناگهان من یه بالش به سمت شوگا پرت کردم و بهش گفتم : نمیرم اههههه بس کن شوگا شوگا: تازه بازی شروع شده سوریون و یهو بهم یه بالش محکم بهم پرت کرد دوتامون خنده مون گرفته بود هی من میزدم و هی شوگا و خنده های و من و شوگا رو تخت افتادیم گفتم : شوگا ؟ شوگا: جونم ؟ من : خیلی خوفی خیلی پایه ایی خیلی دوستت دارم شوگا : من بی نهایت دوستت دارم سوریون جونم تو هم خیلی پایه ایی .... گفتم : امممممم بهتره برم دوش بگیرم یادت نره لباس برام بزاری .... شوگا: چشم خوشگلم ... بعد از دوش گرفتن من وقتی لباس شوگا رو پوشیدم
تا زانوی من اومد لباسش خیلی نرم بود و بوی خوبی میومد رفتم بیرون دیدم همه سرشون تو گوشی شوگا گفت : دیدی لجباز خانم الان چه گُلی شدی ؟ من : واقعا گل شدم ؟ یهو همه اعضا گفتن : خیلییییی نامجون زیر خنده زد و گفت : شما سر دوش گرفتن داشتین دعوا میکردین؟ و بعد از خنده کم مونده بود غش کنه من گفتم : امممممم شام چی داریم ؟ اعضا چیزی نگفتن و من گفتم : میرم توفو آب پز نرم درست کنم یه ساعته آماده هست یهو جی مین و جی هوپ گفتند : به به پس آشپزی بلدی خوشگل ؟ من :راستش اره بد نیست غذام شام خوردیم و موقع خوابیدن رفتم اتاق شوگا که پتو و بالش بردارم رفتم که بخوابم دیدم شوگا خیلی ناز خوابیده رو مبل دلم نیومد بیدارش کنم رفتم طبقه پایین رو مبل اونجا خوابیدم فردا صبح چشمامو که باز کردم دیدم که ......
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
واقعا شورا رو دوست داری؟ 😅
هی درباره نامجون میگفتی میخندیدم😏
عالی بود
ممنون که فالوم کردی بک دادم
مرسی از نظر همگی 🙂❤️پارت بعدی گذاشتم منتظرم بیاد 🙂
ادامههههههههههه
بسی خوشمل
واییییی بد موقعی قعطش کردی