اینم قشنگه بخونین..کلا بخونین همه رو:)😂🤝
جلد اول : دختران کوهستان:) خلاصه کتاب:مگر دختری کوهنشین میتواند شاهزاده خانم شود؟ وقتی به میری خبر میرسد که شاهزاده قصد دارد همسرش را از میان دختران روستای آنها انتخاب کند، ناگهان زندگی ساده او بهم میریزد . میری از یک سو درگیر رقابتی شدید با دختر ها میشود و از سوی دیگر باید با معلمی سختگیر کنار بیاید.اما اکنون که آکادمی تصرف شده،میری باید به دنبال راهی برای نجات همکلاسی ها و روستای عزیزش باشد.
یه بخش از کتاب:"برای میری هر روز هر بارش برف و هر درس،تا رسیدن بهار هزار سال طول کشید و او بی قرار بود و دیگر صبر و تحمل نداشت.هرشب که سر روی بالشت می گذاشت، با خودش میگفت برای رسیدن به روستا و تعریف کردن ماجرای تجارت برای پدرش و اهالی ده یک روز دیگر هم نزدیک تر شده است.همه نزدیک شدن بهار را حس میکردند. حتی کاتار هم جوری از پنجره به بیرون خیره میشد که انگار عمق برف را میسنجد و روزهای باقی مانده تا رفتن به خانه را می شمرد.
عکس جلد اول
جلد دوم : قصر سنگی:) خلاصه کتاب :آیا ممکن است سفر به پایتخت زندگی میری را برای همیشه تغییر دهد؟میری باید یک چند راهی عجیب قرار گرفته و باید بین وفاداری به شاهزاده خانم و دوستی جدید دست به انتخاب بزند.اکنون او باید تمام مهارت ها و درس های تزئینی و شجاعتی را که در آکادمی شاهزاده خانم ها فرا گرفته به کار ببندد تا بتواند بهترین راه را انتخاب کند.
یه بخش از کتاب:"استفان به میری نگاهی کرد و میری در تایید او به آرامی سرش را تکان داد،که نشان دهد درک کرده که بی شک خرد مرمری در این نگهبان گسترش یافته و در نتیجه قادر بوده افراد خائن را از دیگران تشخیص دهد و خیانتکار ها را برای همدستی انتخاب کند.سر نگهبان پیش از مجازات نام همه آنهایی را که نقشی در این توطئه داشتند،نوشته بود."
عکس جلد دو
جلد سه خواهران فراموش شده:) خلاصه کتاب:میری و دوست هایش پس از یکسال تمام آماده اند قصر را ترک کنند که شاه دستور میدهد میری به مردابی دور دست سفر کند و سه عموزاده شاه را تعلیم دهد. اما آن سه بیشتر از آنکه مشتاق یادگیری تاریخ و آداب باشند،به شکار و کشتی گیری و ماهی کسی علاقه مندند و عجیب اینکه از نسبت خود با خاندان سلطنتی به کلی بی خبرند.میری به مرور می فهمد زندگی دخترها بخشی از یک راز سربه مهر است که کلیدش در دست اوست"
حال ندارم کتابو براتون تایپ کنم 🤝
عکس جلد سه رم ببینین و برین🤝