
سلام عزیزانم ، اینم پارت ۳ ، امید وارم خوشتون بیاد 😍💜
خب تو پارت قبلی رکسانا و آتوسا و بهار و وستا کنسرت هاشون رو اجرا کردند و الان در کره ی جنوبی هستند تا اخرین کنسرت این تور رو هم اجرا کنند و فهمیدیم مانیا می خواد گروه pretty girls رو از هم بپاشونه تا یه جورایی انتقام گرفته باشه بریم برای پارت جدید ...
مانیا : خب نقشه ی من اینه که تو گروه اونا رکسانا لیدر هستش و یعنی اگه اون نباشه گروهی هم نیست ، سوزین ( یکی از زیر دست هاش ) بیا اینجا ببینم سوزین : بله بانوی من ؟ مانیا : هر چقدر ظرفیت سالن کنسرت هستش به اندازه ی نصفش رو بلیط بگیر و می خوام وقتی کنسرت اجرا می کنند نصف سالن ادمایی که من می خوام باشن فهمیدی یا نه ؟! 😠 سوزین : ببله بله خانوم . 😨
( همون طور که متوجه شدین مانیا نصف سالن کنسرت رو گرفت و بلیط هاشو اجاره کرد تا بتونه نقشه اش رو عملی کنه ، نقشه چیه ؟ اینکه می خواد در زمان کنسرت وقتی دارن اجرا می کنند ادم هاشش که نصف سالن رو تشکیل می دن یک صدا با هم بگم رکسانا از گروه برو بیرون و همش اینو تکرار کنن چون می دونه رکسانا خیلی روحیه ی حساسی داره و یا افسردگی می گیره و گروه از هم می پاشه و یا از گروه می ره و بازم گروه از هم می پاشه و مانیا خیلی خوب به چیزی که می خواد می رسه ) این یه توضیحی بود که داستان رو بهتر متوجه شید ، بریم ادامه ی داستان ...
از زبان رکسانا . رکسانا و آتوسا و وستا و بهار در حال اماده شدن برای کنسرت بودن و پوشیدن لباس و میکاپ و ... که گوشیه رکسانا زنگ خورد . رکسانا : بچه ها رییسه کمپانیه ساکت رکسانا : سلام رییس بفرمایید رییس کمپانی : سلام می دونم وقت ندارید و باید سریع به کنسرت برید فقط خواستم بگم این کنسرت رو بترکونید چون بی تی اس هم در این کنسرت حضور داره ابروی منو جلوشون نبریداااا 😁😕 رکسانا : واییی اهان بله چشم قول می دیم 😫
رکسانا خبر رو به آتوسا و وستا و بهار داد و سریع به سالن کنسرت رفتن ، از اون طرف هم مانیا ادم هاشو اماده کرد و فرستاد به کنسرت تا کنسرت رو گند بزنن 😑 . اعضا درحال اجرا بودن و همچی خوب و طبق برنامه پیش می رفت ، رکسانا و وستا و بهار آتوسا رفتن تا سریع بدنشون رو خشک کنند چون پره عرق بود و سریع برگردن به ادامه ی کنسرت ، رکسانا : بچه ها تا الان خیلی خب رفتیم وستا: اره خدا رو شکر جلوی بی تی اس ابرو ریزی نکردیم آتوسا : منم خیلی استرس داشتم ولی حداقل فعلا خوب از پسش بر اومدیم بهار : من خوابم میاد 😴🥱 ( ایشون شوگا دومی هستن 😂 ) اعضا سریع به استیج برگشتن و داشتن اجرا می کردن که ...
همون طور که حدس زدین ادمای مانیا شروع کردن به شعار دادن هاشون ( رکسانا از گروه برو و کلی چرت و پرت دیگه در مورد رکسانا ) ذهن رکسانا : وایی اصلا حالم خوب نیست نمی تونم این وضع رو تحمل کنم ، نمی خوام اینجا باشم ، واییی ذهن آتوسا : وا اینا چشونه ، رکسانا داره حالش بد می شه وایه من ذهن وستا : چرا اینا بس نمی کنن اه رکسانا هم که داره قش می کنه بدبخت ذهن بهار : 😴🥱
همین طوری داشتن به شعار ها ادامه می دادن که ...
که رکسانا قش کرد و افتاد رو زمین 😨 از زبان اعضای بی تی اس ( ذهن کوکی : وا اینا چشونه این چرت و پرتا چیه می گن ذهن جین : ایی خدااااا الان می رم یه چیزی بهشون می گمااا ذهن نامجون : وای رکسانا انگار داره حالش بد می شه ) صحبت اعضا با هم : جیهوپ : بچه ها به نظرتون رکسانا یه جوری نشده ؟ شوگا : چرا به نظرم رنگش پریده تهیونگ : خب معلومه منم بودم همین می شدم نامجون : ای وایهههه من افتااااد 😨😨😧
اعضا همه پریدن به سمت رکسانا ، آتوسا و بهار و وستا هم شک شده بودن ، نامجون : وا چرا وایستادید یکی زنگ بزنه به امبولانس آتوسا : من الان می زنم ، زنگ زدن به امبولانس و سریع رکسانا رو به بیمارستان بردن 😥 آتوسا و وستا و بهار داشتن گریه می کردن و رو زمین نشسته بودن اعضای بی تی اس هم خیلی ناراحت و شک بودن و سعی می کردن آتوسا و بهار و وستا رو اروم کنن ...
خب خب خب این پارت هم تموم شد ، دستم از جا در اومد 😖 لطفا اگه خوشتون اومد تو کامنت بهم بگید و اگرم نه بهم بگید تا یه جوری موضوع رو پیش ببرم تا مورد پسندتون قراربگیره ، لایک هم کنید لطفا 🙏😥 تا پارت بعدی بای بای 💜
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود من از هر داستانی خوشم نمیاد اگرم بیاد نظر نمیدم بگم این داستان عالیه
خوشحالم خوشت اومده 😘