
بچه ها این کتاب ها رو خودم خوندم و خیلی ازشون خوشم اونده
1.مجیستریوم❤ بیشتر بچهها هر کاری میکنند تا در آزمون آهنی پذیرفته شوند؛ اما «کالم هانت» دلش نمیخواهد در این آزمون قبول شود. پدر کالم همیشه به او گوشزد میکرد که از جادو و جادوگری دوری کند؛ اگر در آزمون قبول شود و به مجیستریوم برود، مطمئناً اوضاع خوبی نخواهد داشت. به همین دلیل، کالم سعی میکند تا جایی که میتواند گند بزند؛ اما در نهایت تلاش او برای شکست خوردن نتیجه نمیدهد. حالا مجیستریوم منتظر اوست؛ مدرسهای که از آنچه در خیالش میگنجید، بسیار مهیجتر و شیطانیتر است... جایی که به گذشتهاش پیوند خورده و مسیر آیندهاش را پرپیچوتاب کرده است. اما آزمون آهنی تنها آغازی است برای آزمونهای بزرگتری که در راهند... . مجیستریوم یک مدرسهی زیرزمینی جادوگری است و «کالم هانت» به همراه دوستانش تامارا، آرون و جاسپر در این مدرسه یاد میگیرند عناصر آب، خاک، آتش و هوا را کنترل کنند. مجموعهی فوقالعاده «مجیستریوم» مجموعهای فانتزی است، پر از اتفاقاتی که چشم خوانندگان را گرد خواهد کرد و در نهایت لبخند رضایت به لبهایشان مینشاند. نوجوانانی که داستانهای جادویی را دوست دارند، به طور حتم از این مجموعه لذت خواهند برد و طبق آنچه در سایتهای معتبر گزارش شده، طرفداران مجموعهی «هری پاتر» از این مجموعه نیز استقبال کردهاند. مجیستریوم نیز 5 جلد دارد. مجستریوم جوایز متعددی را از آن خود کرده و در فهرست پرفروشترین کتابهای جهان قرار دارد. طبق قوانین بینالمللی، حق انحصاری انتشار این مجموعه،به زبان فارسیدرسراسردنیا متعلق به انتشارات پرتقال
2.شازده کوچولو شازده کوچولو، شاهکار آنتوان دوسنت اگزوپری نویسندهی فرانسوی است که در سال ۱۹۴۳ منتشر شد و تبدیل به یکی از پرفروشترین کتابهای جهان شد که بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه فروش داشته و به بیش از ۲۸۰ زبان و گویش ترجمه شده است. این کتاب در سال ۱۹۴۳ در نیویورک منتشر شد. همچنان از این کتاب سالی یک میلیون نسخه در جهان به فروش میرسد. آنتوان دوسنت اگزوپری نویسنده و خلبان اهل فرانسه است که در سال ۱۹۰۰ میلادی متولد شد. اگزوپری تا قبل از جنگ جهانی دوم، خلبان تجاری موفقی بود؛ او با آغاز جنگ به نیروی هوایی فرانسه آزاد در شمال آفریقا پیوست. در ماه ژوئیه ۱۹۴۴ هواپیمای او در یک پرواز شناسایی بر فراز دریای مدیترانه ناپدید شد و احتمالا در همان زمان کشته شد. این داستان که به سبک سوررئالیسم نوشته شده از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب ۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدمها و کارهایشان است. در بخشی از داستان میخوانیم: در این هنگام بود که روباه پیدا شد. روباه گفت: سلام! شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید، ولی مودبانه جواب سلام داد. صدا گفت: من اینجا هستم، زیر درخت سیب. شازده کوچولو پرسید: تو که هستی؟ چه خوشگلی! روباه گفت: من روباه هستم. شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن. من آنقدر غصه به دل دارم که نگو. روباه گفت: من نمیتوانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکردهاند. شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش! اما پس از کمی تامل باز گفت :اهلی کردن یعنی چه؟
3.مزرعه حیوانات کتاب مزرعهی حیوانات یکی از آثار ماندگار جورج اورول، نویسنده و روزنامهنگار انگلیسی است. این کتاب در قالب داستانی نمادین بهطور غیرمستقیم اشاره به شرایط حاکم بر شوروی سابق دارد این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد و در اواخر دههی ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید. مشهورترین جملهی کتاب شعاری است که از تحریف شعار اولیهی جنبش یعنی: همهی حیوانات برابرند، به وجود آمده است.”همه برابرند اما بعضی برابرتر” این کتاب دربارهی گروهی از جانوران اهلی است که در اقدامی آرمانگرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای جونز) را از مزرعهاش فراری میدهند تا خود ادارهی مزرعه را به دست گرفته و برابری و رفاه را در جامعهی خود برقرار سازند. رهبری این جنبش را گروهی از خوکها به دست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به رهبری خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهرهکشی از حیوانات مزرعه میپردازند و هرگونه مخالفتی را سرکوب میکنند. در بخشی از کتاب مزرعهی حیوانات میخوانیم: در یک سوی اصطبل بزرگ، بر روی جایی سکو مانند، میجر روی تختی از کاه، زیر فانوسی آویزان از یک تیر چوبی لم داده بود. او، خوکی دوازده ساله بود که این اواخر کمی چاق و چله هم شده بود ولی هنوز با ابهت به نظر میرسید و هرچند که دندانهای نیشاش را هرگز نکنده بودند، اما ظاهری خردمند و خیرخواه داشت. چندان طول نکشید که سر و کلهی بقیهی حیوانات هم پیدا شد که هرکدام به روشی خاص، جای راحتی برای خودشان پیدا کردند. اول از همه، سه سگ مزرعه آمدند. بلوبِل، جسی و پینچر. بعد، خوکها جلوی سکو و روی کاهها جا خوش کردند. مرغها بر لبهی پنجره و کبوترها بالبالزنان بر روی تیرهای سقف نشستند و گوسفندها و گاوها هم پشت سر خوکها جا گرفتند و مشغول نشخوارشان شدند.
4.هری پاتر و زندانی آزکابان هری پاتر نام مجموعهای از رمانهای به سبک خیالپردازی به قلم نویسندهی انگلیسی، جی.کی. رولینگ است. این کتابها به شرح ماجراهای یک جادوگر نوجوان به نام هری پاتر به همراه بهترین دوستانش، رون ویزلی و هرماینی گرنجر، در مدرسهی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز میپردازند. هری پاتر و زندانی آزکابان، سومین کتاب از مجموعه رمانهای هری پاتر اثر جی.کی. رولینگ است. قصه از آنجا شروع میشود که بعد از اینکه عمه مارج وارد خانهی خالهی هری پاتر میشود با هری درگیری پیدا میکند و هری ناخواسته باعث اتفاق ناگواری میشود، عمه مارج باد شده و مانند بادکنکی به هوا میرود. هری از خانه فرار میکند و منتظر اظهارنامه وزارت جادو میشود زیرا انجام جادو برای افراد زیر هفده سال ممنوع است و هری فقط ۱۳ سال سن دارد. اما او سرانجام میفهمد که سیریوس بلک کسی بوده که پدر و مادرش را به ولدمورت فروخته و اکنون از زندان فرار کرده و حالا دنبال اوست و به همین دلیل وزارت برای او حکم اخراج نمیفرستد تا بتواند در مدرسه هاگوارتز در امان باشد! هری در سالی سخت قرار دارد که همواره باید مواظب باشد که مورد حمله سیریوس بلک قرار نگیرد. اما در پایان مشخص میشود که سیریوس بلک پدرخوانده اوست و دوست صمیمی پدرش و کسی که پدرش را به ولدمورت لو داده پیتر پتی گرو بوده که خودش را به شکل موشی در آورده بوده و از قضا موش خانگی رون ویزلی بهترین دوست هری بودهاست. اما درست وقتی که همه چیز درست میشود و سیریوس موش را به شکل عادی برمیگرداند و همه به اینکه به وسیله او بی گناهی سیریوس را ثابت کنند امیدوار میشوند همه چیز نقش بر آب شده و پیتر پتی گرو فرار میکند. در بخشی از کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان میخوانیم: چندی نگذشته بود که درس دفاع در برابر جادوی سیاه درس محبوب همهی دانشآموزان شد. در این میان فقط دراکو مالفوی و دارو دستهاش پشت سرلوپین بدوبیراه میگفتند. هر بار که لوپین از جلوی مالفوی میگذشت او با صدای نسبتا بلندی زمزمه میکرد: رداشو ببین! سر و وضعش مثل جن پیریه که توی خونهی ما کار میکنه. اما هیچ کس دیگری به لباسهای وصلهدار و نخ نمای پروفسور لوپین توجه نمیکرد. کلاسهای لوپین هر بار مثل اولین جلسه جالب و دوستداشتنی بودند. بعد از لولوخرخرهها به درس کلاه قرمزیها رسیدند. آنها موجودات بدجنسی شبیه به جنها بودند و در جاهایی که خون و خونریزی زیاد بود کمین میکردند.
5.آلیس در سرزمین عجایب ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب، کتابی است که لوئیس کارول در سال ۱۸۶۵منتشر کرد. این کتاب داستان خیالی سفر دختری به نام آلیس را تعریف میکند که به دنبال خرگوش سفیدی به سوراخی در زمین میرود و در آنجا با ماجراهای عجیبی روبهرو میشود. ادبیات آمیخته به خیال داستان را شکل میدهند و مفاهیمی عمیق را در قالب داستان بیان میکنند. آلیس در سرزمین عجایب و ادامهی آن، که آن سوی آینه، نام دارد در طی یک قرن و نیم بیوقفه تجدید چاپ شده است. چارلز لاتویج دادسون با نام مستعار لویی کارل متولد ۲۷ ژانویهی ۱۸۳۲ در دیرزبری و درگذشته ۱۴ ژانویهی ۱۸۹۸ در گیلدفورد، استاد ریاضیات کالج کرایستچرچ دانشگاه آکسفورد، کشیش، عکاس و نویسنده انگلیسی بود. او جزء بزرگترین نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان جهان به شمار میرود. در بخشی از کتاب میخوانیم: کرم ابریشم و آلیس مدتی در سکوت یکدیگر را برانداز کردند تا بالاخره کرم نیِ قلیان را از دهان درآورد و بیحال و خوابآلود رو کرد به آلیس. تو کی هستی؟ شروع دلگرم کنندهای برای گفتوگو نبود. آلیس من و من کرد که: راستش… درست نمیدانم قربان. یعنی نمیدانم الان کی هستم. یعنی… فقط میدانم صبح که بیدار شدم کی بودم. ولی از صبح تا حالا چند بار عوض شدهام. کرم ابریشم عبوس گفت: منظور خودت را توضیح بده. متأسفم قربان، ولی نمیتوانم منظور خودم را توضیح بدهم چون… چون من خودم نیستم. میفهمید؟ نمیفهمم.
6.آنی شرلی با موهای قرمز آن شرلی، نام یک شخصیت داستانی است که اولینبار در رمان آنی شرلی در گرین گیبلز ۱۹۰۸ نوشتهی لوسی ماد مونتگمری معرفی شد. آن، در یتیمخانه بزرگ شده ولی در ۱۱ سالگی توسط خواهر و برادری سالخورده به نام ماریلا و متیو کاتبرت به سرپرستی قبول میشود و به گرین گیبلز در روستای اونلی میرود، آنی در آنجا بزرگ میشود، دوستان زیادی پیدا میکند، به دانشگاه و کالج میرود، ازدواج میکند. از داستان آنی شرلی فیلمها و کارتونهای زیادی ساخته شده. مشهورترین این فیلمها ساختهی کمپانی سالیوان با بازی مگان فالوز و جاناتان کرومبی است. همچنین در سال ۲۰۱۷ سریالی از نتفلیکس با بازی امیبث مکنالتی و لوکاس جید زومن ساخته شد که فصل دوم آن نیز در ۶ ژوئیه ۲۰۱۸ منتشر شد. لوسی مود مونتگمری، نویسندهی کتاب متولد۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ و ۲۴ آوریل ۱۹۴۲ است که معمولا با نام ال.ام.مونتگمری (L.M. Montgomery) شناخته میشود. او نویسنده ای معروف و کانادایی بود که معمولا برای نوجوانان شعر و داستان کوتاه مینوشت. در بخشی از کتاب آن شرلی، دختری با موهای قرمز میخوانیم: آن همیشه شاگرد اول کلاس بود و علاقه زیادی هم به معلم شدن داشت. بعد از تمام شدن مدرسه، آن تصمیم گرفت در امتحان ورودی دبیرستان شرکت کند. روزی که نامه پذیرش آن از مدرسه معروف کویین به دستش رسید، ماریلا و متیو از شدت خوشحالی اشک شوق ریختند. در این سالها، این دو واقعا پدر و مادر آنه بودند. آن و گیلبرت، هر دو در امتحان اول شده بودند.
7.دنیای سوفی دنیای سوفی، یک رمان فلسفی اثر یوستین گردر نویسندهای نروژی است که در سال ۱۹۹۱ میلادی در نروژ منتشر شد. این اثر داستانی است که تاریخ فلسفه را به زبان ساده برای نوجوانان تشریح میکند. این کتاب تاکنون به ۵۹ زبان ترجمه شده و علاوه بر نوجوانان، توجه بزرگسالان را هم بهخود جلب کرده است. یوستین گردر در رشتهی فلسفه، الهیات و ادبیات از دانشگاه اسلو فارغالتحصیل شد و سپس به مدت ده سال به تدریس تاریخ عقاید در دبیرستانها پرداخت و پیوسته در فکر متن فلسفی سادهای بود که به درد شاگردان جوانش بخورد و چون متن مناسبی نیافت نهایتا کتاب دنیای سوفی را در سال ۱۹۹۱ نوشت. این کتاب با استقبال بسیاری روبهرو شد و بیش از ۴۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. داستان در مورد دختری به نام سوفی است که در آستانهی پانزده سالگی نامههای جالب و نوارهای ویدئویی از شخصی به نام آلبرتو ناکس دریافت میکند که در آنها سؤالات جالبی مانند جهان چگونه پدید آمده است؟ که آغازگر راه آموزش تاریخ فلسفه است، مطرح میکند. این نامهها در ابتدا مطالبی در خصوص یونان باستان، سقراط و سؤالات اساسی زندگی بشری را عنوان میکند. پس از دریافت چند نامه سوفی و آلبرتو یکدیگر را ملاقات میکنند. موضوع صحبتهای آنان عمدتا نظریات فلاسفهی یونان باستان، امپراتوری روم، قرون وسطی، رنسانس، عصر روشنگری و موضوعاتی چون انقلابهای بزرگ و تا مسائل امروز بشری است. در بخشی از کتاب میخوانیم: سوفی عزیز، مطلب من این است که تو نباید در زمرهی این آدمهایی باشی که دنیا را به منزلهی یک امر بدیهی پذیرفتهاند و میپذیرند. به منظور احتیاط، ما پیش از آن که به درس فلسفه خودمان بپردازیم، چند ورزش ذهنی مطرح میکنیم. تصور کن که در روزی آفتابی به گردش در جنگل رفتهای. ناگهان یک سفینهی فضایی بر سر راه خود میبینی. یک آدم مریخی از آن فرود میآید، جلوی تو سبز میشود و به ورانداز کردنت میپردازد…در این لحظه چه چیزی به ذهن تو میرسد؟ اوه، اهمیت چندانی ندارد. اما آیا هرگز از این مطلب حیرت نکردهای که تو خودت نیز یک آدم مریخی هستی؟ البته احتمال اینکه انسان با موجودی از یک سیارهی دیگر برخورد کند بسیار اندک است، این را قبول دارم. اما میتوان تصور کرد که تو، خودت با خودت برخورد کنی و رودررو شوی. ممکن است که تو لحظهای توقف کنی و ناگهان خود را دیگری تصور کنی. این اتفاق ممکن است، مخصوصا که در طول گردشی در جنگل به انسان دست دهد.
خب خب تستمونم به پایان رسید. بای بای برو نتیجه چالش داریم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (2)