سلام گوگولی ها🤗 چطورید؟ ❤ اومدم با یه داستان ( خودم نوشتم )
سلام گل های گلاب💖 چطور ایید؟ امروز داستان می خوام بزارم و اگر خوشتون اومد پارت دو رو می زارم.
داستان : فقط اسمم رو به یاد بیار( از روی اسم قضاوت نکنید اصلا غمناک نیست) فرمانده: مامور؟ چه اتفاقی افتاده؟ مامور:قربان لو رفتیم. فرمانده:دوباره چه گندی زدی مامور؟ مامور:قربان تقصیر اون بچه بود فرمانده:ب.ک.ش.ش( ناظر جونم هیچ کس نمی میره ) مامور:نمی تونم قربان فرمانده:آه.بازم مثل همیشه برات نیروی کمکی می فرستم. مامور:نیازی نیست قرب.... مامور جیم:سلام مامور کیم. مامور کیم:سلام جیمی. مامور جیم:چی شده؟ مامور کیم: خدا به چند نفر باید توضیح بدم. یه بچه اومد و نقشه هامون رو نقشه بر آب کرد. مامور جیم:درستش می کنیم.
( بعد ماموریت:) فرمانده: مامور کیم تا کی می خوای به این مسخره بازی هات ادامه بدی؟ هان؟اخرش هم این کشور به خاطر تو داغون میشه. مامور کیم:قربان.من نمی تونم به بچه ها آسیب بزنم. من همی این کارارو برای بهتر کردن دنیا برای اونا انجام میدم. فرمانده:ببین.تو مامور خوبی هستی. ولی اینجوری نمیشه ادامه داد. باید تنبیهت کنیم. مامور کیم:نیازی نیست قربان. خودم استفاء می دم. فرمانده: دستور از مقامات بالاست. ببخشید. مامور هپ! ببندش به صندلی. مامور هپ: ولی قربان من.... فرمانده: از مافوقت سر پیچی می کنی؟ ( مامور هپ، مامور کیم رو بست. ) مامور کیم: قربان. چه بلایی می خواید سرم بیارید؟ فرمانده:هیچی فقط حافظتو پاک میکنیم. هر روز صبح که بلند میشی فقط بدونی اسمت چیه و یک بیماری داری که حافظت ساعت ۱۲ هر شب پاک میشه. مامور کیم:نه قربان! لطفا! خودم فراموش می کنم. قول می دم. فرمانده : ببخشید مامور.( *پسر خوبی بود) ( هر جا * گذاشتم دارم از ذهن فرد صحبت می کنم. )
ممنون وقت گذاشتید❤ اگر خوشتون اومد لایک کنید و اگر بنظرتون باید ادامش بدم کامنت کنید🤗
اولین لایک و اولین کامنت 💕عالی بید👌😊
ممنون🤗