اینم پارت ۲😍😘تستچی تورو خدااااااااا به عکس تستم گیر نده خودمبه زورررررر اینجور کردم تورو خدااااااااااا خیلی روش زحمت کشیدیم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
عکس بالا رو ببین هم کف کن هم کیف کن تو شک بودم اون همون تهیونگعه که عاشق بچه ها بود همون... تهیونگ:حق داری!حق داری تعجب کنی منو ببخش نمیدونستم آرمی هستی ستین:آرمی؟چه فایده داره ما آرمی نیستیم که با دست خودمون تهیونگ رو انداختیم بیرون😭 و اونبگومنبگو اون بگو من بگو اونبگو من بگو
تهیونگ:میتونی بری ولی به شرطی که نه به کسی جای منو بگی و اینکه منو ببخشی قبول؟ ستین:ولی اگه تو نیایی من نمیرم گروه بدون تو یجوریعه لطفااا برگرد تهیونگ😭 تهیونگ سریع با این حرف اخماش رف توهم و منو از خودش دور کرد تهیونگ:سه سال از اون روز نحس میگذره اون روز که بنگ پی دی نیم به من تهمت زد که دوس دختر دارم اگه میموندم شایعه بزرگ تر و بزرگ تر میشد و منو مجبور به ازدواج زوری میکردن برای اینکه به خواسته خودشون برسن بعد اون روز نه دختری رو دوس داشتم و نه پسرایی که خانواده من بودن رو شناختم فقط اون لحضه من بودم و فرم استعفا من دیگه یه دختر تو زندگی من هیچ معنی نداره توهم زود تر برو تا یه نفر ندیده 😒 ستین:نه وی تو اون پسر نیستی تو تو مهربون بودی 😭چرا این کارو میکنی چرا خودتو بد جلوه میدی 😭 تهیونگ:اون تهیونگ مرده وقتی همه باهات بدن توهم بد میشی🙂 ستین:همه تورو دوس داشتن تهیونگ:مثلا با تمام وجد بلند شدم و با جدیت تمام به حرفم ادامه دادم ستین:مننن من بعد تو وحشی شدم دختری که لای پر قو بزرگ شده بود و مهربون تر از اون توی جهان نبود یه ظالم شده بود با اخلاق سگش هیچکس نمیتونست بهش نه بگه نه پسر و نه دختر توهم هیچ فرقی نداری یا میایی یا من میمیرم وی:من تکون نمیخورم ستین:باشه با پلیس برمیگردم و پا به فرار گذاشتم مث جت دنبالم میومد ولی ازش فاصله داشتم سریع رفتم تو حیاطشون لامصب خلافکار هم نی که تیلیاردره😒😒😒 یه تفنگ رو سرم احساس کردم و بعد یه نفر حولم داد تو باغچه
از اونجایی که عجب رسمیه رسمزمونه قصهی باد و برگ خزونه و میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه یه بسته دستمال جهت احیاط داشته باشین که گریه کردید گوشی ناقص نشه😁
هی روزگار چقدر بده این دیا مردم آزاری داره😁😏
تماممم😂
لایک و کامنت بزارین هااا بای بای😘😍
فالوووووووووووووووووووووووووووو کنید مرسی
فالویی بفالو ❤️
باش
چرا کم مینویسی گلم 😣
سلام گلم عالی بود اما کم بود❤️🙃
عالی بوددد ولی چرا انقد کم بودددد نامرددددد بقیشو یبزاررر😐💔💔💔
بقیه اششششششششششششششششششش
کم نوشتی ولی عالی
معذرت میخوام قسمتی از کامنتم نیومد...
و خب توی داستان توی پارت دو...
یکم عجیب بود که ته توی این موقعیت بخواد بیاد با یک ارمی درد و دل کنه...
من برای پیشرفت بیشترت میخواستم یه سری جاهاش که بنظرم می تونست بهتر باشه رو بهت گفتم🌺🌺🌺🌺🌺🌹
امیدوارم کمکت کرده باشم.....
راستی...
عکس تستت منو جلب خودش کرد....😜
قططعا در پارت های بعدی و داستان های بعد موفق تر خواهی بود.😄😄😄
وقتی عاجی دیا داستانت اومد از ذوق گریه کردم بعد که خوندم کم بود 😂😂😂😂😐😐😐
خواهش میکنم ادامه بده عاجی جون مارو نکش😂😂😂😐😐😐💜💜💜💜
عاجی زود بعدیو بنویس گناه داریم 😭⛓
وااای اونو کشتی یا مارو؟ 😐
خیلی کم بود😡ولی عالی بود💜یه هر حال بعدی هم میخوای دیر بذاری😭