
ناظر قشنگم به خدا چیز بدی نداره *_^ این قسمت انتقام یونگی از آیدا
خوب خوب قبل از هر چیزی بگم اگه تعداد لایک ها کمتر از ۱۵ تا باشه پارت بعد نمیزارم. یونگی از آیدا بپرس . یونگی : امروز رفتی سراغ مسواک یکی تا روزگارش رو خراب کنی ؟ از زبون یونگی: وقتی شیدا گفت بپرسم هیچ به ذهنم نیومد به جز این. آیدا: راستش اعتراف میکنم من رفتم سراغ مسواک یونگی و اون تا ته وارد توالت کردم و خوب داخل خمیر دندونش هم یه عالمه سس تند ریختم. یونگی: برای همینه که امروز دهنم مبارک شده. آیدا: شرمنده برادر اما خیلی رومخم بودی . یونگی : که رو مخت بودم 🙂 دارم برات . آیدا: قشنگ تا میتونی سعی کن انتقام بگیری 😜. شیدا: خیلی خوب بسه، آیدا چرخونه رو بچرخون، کوک در مقابل مارال، شیدا :کوکی از مارال بپرس. کوک: عا چرا انقدر بی احساسی ؟. درون مارال: وادافاززززز این چی من چی من بی احساسم هعیییییی البته اینا چهره بی روحم می بینن ولس از درون مثل چی احساسی هستم بی خیال . مارال: به تو ربطی نداره 🤨. کوک:😶🌫️ عا خوب چیزه چرا آیدا خیلی یونگی دوست داره . مارال: سوال دیگه ای نداره ؟ . کوک: نه همین جواب بده. مارال: چون تو رو دوست داره 😐 خوب من مگه از احساس اون باخبر هستم مگه علم غیب دارم؟. کوک : نه عا خوب پس جرعت داری مثل اپن صحنه یکی از کنسرت هاتون مثل گربه بپری. مارال: آره. * و مارال حرکت پرش گربه رو انجام میده * کوک: واووووو😯. شیدا : خوب مارال چرخونه رو بچرخون. شیدا: نامجون در مقابل آیدا: نامجون از آیدا بپرس. آیدا : همین اول جرعت رو انتخاب میکنم. نامجون : عا خوب اوم اها یونگی ب&ب&و&س* آیدا: دیگه چی من عمرا این کارو بکنم. شیدا : توی سوال جرعت نمیشه سوال عوض کرد. آیدا : ای خدا خیرت نده من الان این وسط چیکار کنم . پینکی: مشخصه جرعت انجام بده بره پی کارش. آیدا: عررررر🥲 سگ تو همه چی.... الله اکبر زشته هعیییی باشه قبول
یونگی: جرعت نداری بهم نزدیک بشی فهمیدی. آیدا: میخوای نابودم کنی ( با همون لحنی که پدران گرامی دلشان به حالتان میسوزد ) درون یونگی: آخه گناه داره چی گناه نداره اون منو صبح از بین برد هنوز طمع اون فلفل اون بوی ... توی دهنمه. لعنتی خیلی کیوته اه بزار راحت یه لحضه جرعت انجام بده بره. نه نمیشه شوگا. گناه داره شوگا. ( وی با خود درگیری دارد )یونگی: باشه بابا قبوله.* واکنش اعضا:😶🌫️ محو شدن بیچاره ها * آیدا: آروم رفتم سمت یونگی خواستم لپشو ب&ب&و&س&م* که. شیدا: خواهر لپس😐. آیدا: هعییی باشه * و بله آیدا یونگی را بو&سی&د* جهت اطلاع به خوانندگان گرامی انشالله همه شما را در جهنم می بینم 😂* درون یونگی: عرررر دختر چه بوی خواصی داره انگار که رسما اومم.... اها بوی توت فرنگی میده شت خیلی کیوته عرررررر شوگاااا تو داری چی واس خودت میگی بی خیال شو این دختره از سرت بیرون کن. هوم ولی نمیشه خیلی کیوته تازه علاوه بر اون خیلی باحاله اهههه بی خیال * بچم خیلی درگیره '_'. *
بعد از ران مافیا : اعضا و دختر ها به مدت ۱ ساعت استراحت کردند. یونگی : اون آیدا منو تا تونست اذیت کرد حالا نوبت منه تا اذیتش کنم😹. یونگی آروم رفت و از توی یخچال یکی از آبنبات های آیدا برداشت توش پر از خامه تلخ کرد و بعدش رفت سراغ اتاق آیدا یدونه سطل آب گذاشت بالا سر اتاق آیدا تا وقتی می خواد بیاد بیرون کامل خیس بشه ( بچه اینجا آیوا میخواد با پینکی بره کنسرت مامامو و یونگی هم میخواد اون خیسش کنه تا نتونه بره کنسرت چون اگه آیدا به موهاش سشوار بکشه موهاش تغییر رنگ میده که در ادامه می فهمید چرا و برای همین آیدا خوشگل ما مجبوره بمونه خونه 😂
قسمت بعدی آیدا قصه ما از حرص یونگی به فنا میده. اما سخن ها ی نویسنده : سلام به همه شما ببینید من زیاد مطمعن نیستم که داستان خوب یانه اگه واقعا داستان خوبه برام بنویسید و اینکه بچه حمایت از داستانم واقعا بهم انرژی میده چون توی شرایط سخت درس خوندن دارم براتون داستان میزارم و سعی میکنم خوب بنویسم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
من معلم ایدلی هستم❄️⛄
منو با مربی کارامل بشناسید ❄️⛄
امیدوارم مربی خوبی باشم❄️⛄
مبلغ کلاس هام هر ترم ۱۰۰❄️⛄
هر ترم ۲۰ جلسه هستش ❄️⛄
یک روز امتحانی هم میتونید بیاید❄️⛄
تستت لایک شد(: ♡
عالی بود(: ♡
مایلی دوتست آخرم رو لایک کنی؟(: ♡
ممنون (: ♡
تولدت مبارکککککک
مرسیییی
ادامه نمیدی؟
تو ویسگون
لینکش و میدی؟
متسفانه نمیشه
خودم پیدات کردم
باریکلا😐😂😂😂
آره دیگه ما اینیم😎
خوشمان آمد😂😂😂
😂😂
بنظرم ادامه بده دنبال لایک و کامنتم نباش اینجوری باعث کلافگی میشه بنویس که قلمت خوب بشه :)
ممنونم اما فعلا بحث کامن اینجور چیزا نیست چون امتحان های سنگینی دارم نمیتونم ادامه بدم خواهرم زیاد حالش خوب نیست اما تا جایی که بشه قرار بنویسم بعد و توی عید پخش کنم
ادامه بده پلیز
عالی بودددددددد
ممنونم
🧸🍪🤍