4 سال پیش 6 اسلاید 196 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (51)
  • به خواطر درس و مشقام نمیتونم زیاد پارت ازین به بعد فقط جمعه ها😐

  • H Azarsa
    به نظر شما پاسخ داد: تولد یه انسان بدرد نخور نزدیکه...
    کی؟
    ــــــمن

  • هلیا آجی پارت نمیدی عزیزم؟ 😐 صد ساله منتظر پارت بعد هستم 😐

  • های عاجی
    خسته نشی یوخ از این همه پارت دادن😐❤

  • پارت بعد رو نمیدی 🙁

  • تولدت مبارک D:
    عه من :]

  • منشی نظرم تغییر کرد منو تو اون خونه وحشته بزار.. که داشتم از ترس داسان مینوشتم بعد اون داسانه رفت تو تستچی بعضیا هم دیدن و غرر زدن بعد همینجوری که داشتم جواب بعضیا رو میدادم و پشت سر بعضیا زر میزدم بهت برمیخورم و میوفتم توعم تبلت لامصبمو میبینی بعد میفمی من منم بعد با مشت دنبالم میکنی حالا Emma بد😭

    • اما که تو پرانتز گفتم همون Emma ی فارسیه دیگه اومدی تو داستان😐😂

    • واقعا؟ 😂 جررر

    • جر ترررررر😁

    • اوکی ولی من یهو تو خونه وحشته عجیب میشم بعدش غیب میشم 😂

    • 😐ی کاریش میکنم😐

    • بعدش منو خاب بین کلی شبح و تله و موانع میبینین 😂جر

    • اهوم تازه بعد رفتن به خونه شبحا دنبالمون میکنن 😂

    • اهوم بایدم بکنی 😂

    • اصا نمیکنم😐

    • هیی 😂

  • تولدت مبارک عشق من!🤞🏻❤❤❤

  • میشه منم باشم تو داستانت؟😁

  • عالیییی😂😂😂😂

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.