روزی ک این بچه ب دنیا آمد و صدای گریه ی یک نوزاد ب نام جیمین از اتاق عمل بلند شد، روزی بود ک یک فرشته ی تنها و مظلوم اما مهربان و با استعداد ب زمین آمد تا بتواند برای کشور، مردم و ملتش افتخاری تکرار نشدنی باشد..
او با کودکان هم سن و سالش فرق داشت، گرچه در تصوراتش انسانی ناچیز بود؛ اما باز هم ب امید موفقیتش در دلش آرزویی داشت ک حتی تصورش هم برایش باور نکردنی و زیبا بود؛ او حتی فکر نمیکرد ک چگونه میتواند ب آرزویش برسد چون؛ فکر میکرد رسیدن ب این آرزو غیر ممکن است
سر انجام وقتی ب سنی رسید ک مطمئن بود میتواند انسانی موفق شود، ب فکر امتحان کردن آیدل شدن افتاد.. او خود را امتحان کرد تمرین کرد و پس از هزاران بار تکرار جمله ی "من میتونم!" بالاخره بعد از نفسی عمیق دکمه ی ضبط ویدیو را کلیک کرد.. در دلش غوغا بود اما این غوغا را در هیچ چیز جز صدای بهشتی اش نمیتوانستند بفهمند
شاید سوال بپرسید او کیست؟ الان چ میکند؟ کجاست؟ چند ساله است؟ او، پارک جیمین، افتخار ملتش است، روزی آرزوی خواننده و آیدل شدن را داشت اما الان، یک جهان او را میشناسند برخی ب او حسودی کرده و برخی ب او عشق می ورزند و افتخار میکنند او، عشق آرمی های جهان است، عشقی جاویدان!
بک بده..
من سازنده تست حقوق ورزش زنان یکی پاکش کردههههههههه منم دنبالشم تو که نکردی ؟
بسه دیگه بقیش فردا
۳۰
۲۹
۲۸
۲۷
۲۶
۲۴
۲۳