من بهت نیاز دارم (p1) از زبون سوجین: امروز با این امید که بتونم 7 تا فرشته رو ببینم بلند شدم به پوستر هاشون نگاه کردم و با خودم گفتم بلاخره به آرزوم رسیدم راستی من امروز باید برم دانشگاه واییی تمام یادم رفته بود که امروز دانشگاه دارم ساعت 7:48 هست ای خدا ساعت 8:00 کلاس دارم سریع یونیفرمم رو پوشیدم با ی کتونی سفید (تصویر بالا)وقت نشد صبحانه بخورم.چون دانشگاه نزدیک خونمونه همیشه پیاده میرم اما امروزمجبور شدم تاکسی بگیرم سوار تاکسی شدم ساعت رو دیدم7:57 بود یهودیدمگوشیم زنگ میخوره جنی بود (جنی و سوجین از بچگی باهمدوست بودن) جواب دادم(سوجین+جنی-) +الوسلام نوتلام-خوبهخوبه نمیخواد لوسشی +باشه سوسک کوچولو-حالا ببین بلیط کنسرت رو گرفتی+اره گرفتم برا چی؟-منم گرفتم (یادم رفت بهتون بگمجنی آرمی و بایسش آر ام و بایس رکرش جیهوپ)+پس تو دانشگاه میبینمت-باش بای خب به موقع رسیدم رفتم سر کلاس
من در آینده میخوام میکامپ آرتیست بشم کلاسم ساعت 10 تموم میشد و ساعت 6:00 کنسرت بود داشتم میرفتم ب سمت خونه ک یهو ی چیزی ریخت روی من منتظر پارت بعدی باشین♡
با اینکه حالم خوب نبود براتون گذاشتم
شرط پارت بعد 10 لایک 8 کامنت
های گایز.. امیدوارم خوب باشی ادمین عزیز این کامنت تبلیغ نیست! من کاربر مبلم و انگاری که ممد اکم رو پ*رونده و من داشتم یه رمان رو به اسم ماه من مینوشتم که نتونستم ادامشو بنویسم میتونی پین کنی؟ تست هاتو لایک میکنماریگاتو
عالییی
عالیییییییعهبهعهللبب
عالی تروخدا بعدی زودتر بزار
1 لایک و 3 کامنت دیگه مونده
اوکی
تصویر یونیفرمش رو یادم رفت😐
تا امدم ویرایش کنم دیدم ناظر تایید کرده