گوجو یا دازای؟کدام یک؟ مسئله این است
سنت کدام است ای اوتاکو؟
اخلاقت چیه؟
به کدام علاقه داری؟
ایا اگه دوستت به خطر بیوفته تو آدم نجات دهندش هستی؟(صادق باش لطفا،حتی اگه خودت به خطر بیوفتی)
کدام توانایی رو دوست داری؟
فکر کنم افتادی تو دنیا انیمه حالا دوست داری گوجو استادت باشه یا دازای؟
نتیجه 1
دازای روی صندلی پارک نشسته بودی و داشتی به دخترکی که مشغول تاب بازی بود نگاه میکردی.آهنگ تو گوشت پلی میشد و تو با ریتمش سر تکون میدادی اما یهو صدا قطع شد. سر چرخوندی و دازای رو دیدی.هدفونت تو دستش بود. لبخند دخترکشی تحویلت داد و کنارت نشست. پاهاشو روی هم انداخت و آرنج هردو دستشو روی لبه صندلی گذاشت. تو از این همه ادا تو شک بودی که یهو با حرفش به خودت اومدی:ماه رو میبینی؟به نظرت مثل شب قشنگه؟ سری به نشونه نه تکون دادی. ادامع داد: اما تو چه شب چه روز قشنگی....حالا این خانم زیبا افتخار یه شام دلپذیر رو به من میده؟ و تو میگی:...
نتیجه 2
گوجو از لای در گوجو رو دیدی که پشت میز نشسته بود و خیلی سخت مشغول انجام کاری بود. به مگومی و یوجی که کنارت بودن نگاهی انداختی و گفتی: مگومی میدونی گوجو داره چکار میکنه؟ مگومی که خودش در حیرت بود جواب داد: خیلی عجیبه،از صبح ته حالا بیرون بوده،حالا هم که اومده معلوم نیست چه کار میکنه...بریم تو؟ یوجی یقه مگومی رو گرفت و عقب کشید،همون موقع گوجو ایستاد.پارچه رو از چشمش برداشت و به سمتتون اومد.با هل و عجله از جا پریدین و به سمت اتاق هاتون دویدن که با صدای رسا و محکم گوجو ایستادی: ا/ت! فکر کردی قراره دارت بزنه و نابودت کنه.اب دهنتو قورت دادی و برگشتی سمتش که جا خوردی. انتظار داشتی چشم آبی و جذابشو،مملو از خشم ببینی اما اینطور نبود،به جرعت میشه گفت پر بود از ستاره و چیزی که نمیشه اسمی روش گذاشت. قویی که مشغول درست کردنش بود رو همراه یه جعبه کوچیک و زیبا به دستت داد و بعد زدن حرفی رفت: _کاغذو باز کن و بخون. توی قو کاغذی نوشته بود: میدونی که مدت هاست دارم بهت فکر میکنم...توهم این حسو بهم داری؟...اگه آره لطفا این حلقه رو ازم قبول کن...خوشحال میشم اگه تو دستت ببینمش و تو دستت؟....
نتیجه 3
دازای روی صندلی پارک نشسته بودی و داشتی به دخترکی که مشغول تاب بازی بود نگاه میکردی.آهنگ تو گوشت پلی میشد و تو با ریتمش سر تکون میدادی اما یهو صدا قطع شد. سر چرخوندی و دازای رو دیدی.هدفونت تو دستش بود. لبخند دخترکشی تحویلت داد و کنارت نشست. پاهاشو روی هم انداخت و آرنج هردو دستشو روی لبه صندلی گذاشت. تو از این همه ادا تو شک بودی که یهو با حرفش به خودت اومدی:ماه رو میبینی؟به نظرت مثل شب قشنگه؟ سری به نشونه نه تکون دادی. ادامع داد: اما تو چه شب چه روز قشنگی....حالا این خانم زیبا افتخار یه شام دلپذیر رو به من میده؟ و تو میگی:...
نتیجه 4
گوجو از لای در گوجو رو دیدی که پشت میز نشسته بود و خیلی سخت مشغول انجام کاری بود. به مگومی و یوجی که کنارت بودن نگاهی انداختی و گفتی: مگومی میدونی گوجو داره چکار میکنه؟ مگومی که خودش در حیرت بود جواب داد: خیلی عجیبه،از صبح ته حالا بیرون بوده،حالا هم که اومده معلوم نیست چه کار میکنه...بریم تو؟ یوجی یقه مگومی رو گرفت و عقب کشید،همون موقع گوجو ایستاد.پارچه رو از چشمش برداشت و به سمتتون اومد.با هل و عجله از جا پریدین و به سمت اتاق هاتون دویدن که با صدای رسا و محکم گوجو ایستادی: ا/ت! فکر کردی قراره دارت بزنه و نابودت کنه.اب دهنتو قورت دادی و برگشتی سمتش که جا خوردی. انتظار داشتی چشم آبی و جذابشو،مملو از خشم ببینی اما اینطور نبود،به جرعت میشه گفت پر بود از ستاره و چیزی که نمیشه اسمی روش گذاشت. قویی که مشغول درست کردنش بود رو همراه یه جعبه کوچیک و زیبا به دستت داد و بعد زدن حرفی رفت: _کاغذو باز کن و بخون. توی قو کاغذی نوشته بود: میدونی که مدت هاست دارم بهت فکر میکنم...توهم این حسو بهم داری؟...اگه آره لطفا این حلقه رو ازم قبول کن...خوشحال میشم اگه تو دستت ببینمش و تو دستت؟....
وای من غش گوجووو 😭💖
😍😍😍🫠🫠
گوجو بهم پیشنهاد داد .بنده:(من مردم)
عرررررررررررررر
🫠🫠
دازای میگم نه چون خیلی بی ادب بود
انقدر زدی تا دازای شد😂
اوکی
😂😂😂
چطور زدی دازای شد من هرچی میزنم گوجو میشه 😂
همش گوجو میشه
دازای، جواب من: نه خیر من فقط گوجو رو دوست دارم
هردو عشقن🙃🙃
گوجو
از لای در گوجو رو دیدی که پشت میز نشسته بود و خیلی سخت مشغول انجام کاری بود.
به مگومی و یوجی که کنارت بودن نگاهی انداختی و گفتی:
مگومی میدونی گوجو داره چکار میکنه؟
مگومی که خودش در حیرت بود جواب داد:
خیلی عجیبه،از صبح ته حالا بیرون بوده،حالا هم که اومده معلوم نیست چه کار میکنه...بریم تو؟
یوجی یقه مگومی رو گرفت و عقب کشید،همون موقع گوجو ایستاد.پارچه رو از چشمش برداشت و به سمتتون اومد.با هل و عجله از جا پریدین و به سمت اتاق هاتون دویدن که با صدای رسا و محکم گوجو ایستادی:
ا/ت!
و ادامه اش که جا
عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
دازای 🥹
😇😇😇
عین خر زوق میکنم
دازاییییییی آخ جون
گوجو عررررر