
ناظر لطفا منتشر کن پلیز منتشر
اسم:مرینت فامیل:دوپن چنگ خواهر برادر:نداره سن:۲۰ بهترین دوست و تنها دوست:الیا سراز کار:طراح شرکت باباش رنگ مورد الاقه:صورتی حیوون مورد علاقه:همستر اخلاق:زود عصبی میشه وقتی میخنده خیلی شیرینه غرغرو لجباز پسر و دختر واسش فرقی نداره راحته احل ارایشه لباسای اسپرت و لش دوس داره غذا پختن بلد نیس موهاش تا کمرشه اسم:ادرین فامیل:اگراست اخلاق:جدی مغرور شاید تو ۱سال فقط یکی دوبار بخنده بخنده هم فیکه سن:۲۱ یک سالشو تو ک¢م=ا بوده تو کودکی یک ت{ص=ا¢د}ف بΠد¢ی داشته و یک سال از مدرسه عقب مونده بهترین دوست و تنها دوست:نینو لاحیف کار:تو شرکت باباش کار میکنه و مدله رنگ مورد الاقه:سبز حیوون مورد الاقه:گربه برادر خواهر:نداره
لیلا:خانم مدرستون در میشه مرینت:ممنون لیلا پا میشم خودم لیلا:حتما مرینت:رو تخت نشستم و خم یازه ای کشیدم دست و صورتم شستم و یک ...(لباسش)پوشیدم موها رو از بالا بستم کیف سیاهم برداشتم کمی ارایش کم رنگ کردم رفتم پایین دوتا کروسان خوردم و یک دونه ماکارون و سوار ماشین شدم روز اول مدرسه م بود خیلی هیجان نداشتم خوب اینم مثل سال های دیگه رد میشه میره وقتی رسیدم ماشین پارک کردم و وارد حیاط مدرسه شدم خیلی خیلی بزرگ بود خوب غیر قابل پیش بینی بود هرچی باشه اینجا بزرگ و معروف ترین مدرسهست از شانس خوبم ۱هفته پیش مدیر اینجا رو نشونم داد و گفت کلاسم کدومه به همون سمتی که مدیر گفتع بود رفتم و وارد کلاس شدم از شانسم خیلی زود رسیده بودم و فقط ۳نفر اونجا بودن رفتم کنار دختری که تچ ردیف۱نشسته بود نشستم=ام سلام الیا:سلام من الیام ولی الی صدام میزنن ما قراره سال ها اینجا باشیم*کلاسای بالایی هم هست*باهام دوست شیم؟مرینت:البته راستش تو اولین کسی هستی که تو مدرسع باهاش دوست شدم الیا:وای چه جالب مرینت:نشسته بودیم که یک پسر که موهاش زرد و چشای سبز نعنایی داشت اومد سمت مون با اومدن اون پسره اخمای الی رفت تو هم
ادرین:اهای دخترای زشت ام الیا خیلی وقته ندیدمت چیه از دیدنم خوشحال نشدی میبینم دوست زشت تر از خودتم اوردی الیا:درست حرف بزن ادرین:امم نظنم چی میشه مثلا مرینت:لطفا از پیش مون برو ادرین:و اگه نرم؟مرینت:خیلی عصبی شده بودم=.... ادرین:اها بزار یاد اوری کنم اینجا مدرسه بابا ی منه و من میتونم هرکاری بکنم فهمیدی مرینت:دیگه داشت خ°و¢ن به مغزم نمیرسید به اطراف یک نگاهی کردم که شاید اروم بشم که پسره دختر الی رو گرفت و محکم فشار داد جوری که الیا دردش اومد دیگه نتونستم این موقیت تحمل کنم دستم مشک کرده بودم و فشار میدادم اونم بیشتر فشار میداد دیگه چشام کاملا سیاه میبید دستم بالا اوردم و محکم زدم تو صورتش جوری که گونه هاش قرمز شده بود ادرین:همین جوری دست الیا رو فشار میادم*مر&ض داری؟ادرین:اره نویسنده:اوکی😐* که یک د{رΠد بدی تو صورتم ح^س کردم و هم راه باهاش عقب پرت شدم همه اون موقه ها چشام بسته بودم اروم چشام باز کردم دیدم اون دختر مشت زده تو صورتم خیلی عصبی شدم ولی هیچی نگفتم و بلند شدم و رفتم سمت سرویس از تو اینده صورتم دیدم د∆ر∆د شدیدی داشتم دستم اروم گذاشتم رو ز^خ¢م د∆ر¶د فقط د°ر°د حس میکردم با اب جای که مشت زده بود شستم از سرویس بیرون اومدم و به سمت کلاس رفتم تو مسیر نینو رو دیدم نینو:سلام رفی... ادرین صورتت چی شده با کی دعوا کردی ادرین:هیچ کی😒نینو:اها اینم مامانم کرده😐ادرین:داشتم دست دختره رو فشار میدادم کناریش مشت زد تو صورتم نینو:اون دختره تازه وارد میگی؟ادرین:اه اره نینو:خوب چرا فشار دادی؟ادرین:همین جوری نینو:😐بیا بریم کلاس الان شروع میشه
مرینت:بعد از اینکه به خودم اومدم تازه متوجه شدم چیکار کردم تا خواستم برم پیشش رفت الیا:م..ر..ی مرینت:الیا واقع..ادامه حرفم بخاطر بغل الیا نصفه موند*دوتا دخترن ناظر*الیا:واقعن ممنون دستم دیگه داشت م*ن»د&ه میشد واقعن ممنون مرینت:چیزی نگفتم و نشستم سر جام الیا هم همین کار کرد که دیدم اون پسره با یک پسر دیگه داره میاد تا خواستم برم پیششون تا ازش معزرت بخوام معلم از پشت اون دوتا پسر اومد داخل بعد از کلاس مرینت:داشتم دنبال اون پسره میگشتم که دیدم سوار یک ماشین شد و رفت خوب دفعه بدی با دیدن الیا که داشت سمتم میومد برگشتم سمتش الیا:خوب فردا میبینمت مرینت:اره اره من برم راستی میخوای برسونمت؟الیا:نه نه لازم نیس راننده اومده دنبالم تو خودت میایی؟مرینت:اره من خودم ماشین دارم الیا:وایی چه خوب من از راننده گی میترسم مرینت:چه بد الیا:خوب دیگه من برم بای مرینت:بای
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
به دو تا مسابقه جدیدم سر بزنید
پین!؟...
خیلی قشنگه!
با حرفت خیلی خوشحالم کردی😍
حتما اینو ادامه بده
میدم دارم بعدی مینویسم❤💖🎀
عالییییییییییییییییییییی بوددددددد
❤نظرت خیلی خوشحالم کرد❤
عالی بعدی
فردا حتما میدی عصیصم❤💖
مرسی
❤🎀