
اریک : از بیمارستان خرج شدم و ماشین رو گرفتم و به سمت شرکت میدراک ها رفتم . به جان گفته بودم اسلحه ام رو آماده کنه . با تمام سرعت تو خیابان رانندگی می کردم، نمیخوام ملودی اینبار از دست بدم ! ایندفعه نه! هر وقت یاد رفتارم تو این چندماه باهاش میفتم اشکام سرازیر میشه ولی الان وقت گریه نیست ! ملودی: در انباری باز شد ، دوتا مرد اومدند و من و لورا رو بلند کردند . ما رو بردند توی یک اتاق قدیمی . دست و پاهام همه زخم بود .تیانا اسلحه اش رو تمیز می کرد و میخواست بده به میراندا . میراندا با قیافه سردی گفت : خون همتون رو می پاشم . تیانا با چشم و ابرو به کارلوس اشاره کرد . کارلوس رفت سمت میراندا و دستاش رو از پشت گرفت و سریع یک چسب به دهنش زد . تیانا اسلحه رو به سمت میراندا نشونه رفت و گفت : میراندا جان اینجا ته خطه ! واقعا فکر کردی من و کارلوس ع.ا.ش.ق چشم و ابروت هستیم که کمکت میکنیم ؟ من کارلوس خیلی وقته که میخواهیم نابودت کنیم ! پس اول تو و بعد اون دوتا! کارلوس شروع کرد آروم به پشت تیانا رفتن و بعد یک میله فلزی رو برداشت و محکم زد تو کمر تیانا !
بهشون نگاه میکردم. اینا خودشون به خودشون کلک میزدند ! کارلوس اسلحه رو به سمت میراندا گرفت و چسب رو از دهنش کند. پرسید :حرفی قبل از م.ر.گ نداری؟ میراندا گفت : نمیبخشمت کارلوس ! چرا این کار رو کردی ؟ ■ وقتی مری زن من میشه ، ازم انتظار داره این مجموعه هم مال منه ! من بخاطر تو خواهرم رو ک.ش.ت.م الان فقط میخوام ب.م.ی.ر.ی ! با پوزخند گفت : تو کثیفی ! ■ تو هم خیلی تمیز نیستی . اسلحه رو چسبوند وسط پیشونی میراندا و ماشه رو کشید . میتونستم صدای کرکننده اش بشنوم.میراندا دیگه زنده نبود . ولی در آخرین لحظه زندگیش کلماتی رو زمزمه کرد: تو دیوونه قدرتی! ■خوب بخواب میراندا ! برگشت سمت لورا و من گفت :پرنسس کوچولو حس تو چیه ؟ لورا گفت : تو آلیس رو ک.ش.ت.ی ، راشل رو مجبور به خود.... کردی !با ماشین به الین زدی! کلویی رو نابود کردی ، تام رو ک.ش.ت.ی!تمومش کن! کارلوس گفت : یکم بهت فرصت میدم تا زنده باشی بعدش اول تو و بعد ملودی !
اریک : جلوی در شرکت ایستادم. محاق ها جلوی ورود من رو گرفتند ، ایتقدر اعصابم خرد بود که افتادم روشون و تا جایی که می تونستم کتکشون زدم وقتی سیاه و کبود شدند ، دویدم داخل ، از شر محافظ راحت میشدم تا اینکه رسیدم به دفتر اصلی واردش شدم ، خالی خالی بود . نگاهی به میز مدیریت کردم. با دیدن یک سری اسناد خشکم زد . اینا همه کارهای میراندا بود ! تصادف و ک.ش.ت.ا.ر ها ! ولی الان ملودی کجا بود ؟ که صدای خنده ای توجه ام رو جلب کرد. جک : بعد از تماس اریک فهمیدم باید چیکار کنم . سریع مری رو سپردم به جان و رفتم سمت اداره ! ملودی : کارلوس لورا رو آورد جلوی من و گفت : دیگه داره تموم میشه ، بگید کدوم اول میخواد بره به اون دنیا ! با خشم به پاش لگد زدم . با عصبانیت اومد بالا سرم و گفت :چه غ.ل.ط.ی کردی خانم ؟ ♡ فکر کردی مری میبخشتت؟ ■منظورت چیه ؟ ♡ تو الان برای پری یک هیولایی بیشتر نیستی ! ■ من آدم ساده ای بود ولی الان خبیثم و مری منو خیلی د.و.س.ت داره ! همون موقع صدای محکم زدن دیوار شنیده شد . ■ معلوم نیست اون دست و پا چلفتی ها چه غلطی دارند می کنند . دیوار شروع کرد به ریختن ! € سکوت رو رعایت کنید ! خوشحال بودم . پلیس بود ! لبخند زدم، پشت سر پلیس اریک و جک هم معلوم بود .
کارلوس : با ترس به پلیس ها نگاه کرد و بعد دبه من سریع ماشه رو به سمت من کشید و دیگه چیزی به خاطر ندارم. اریک :با جک هماهنگ کردم که بیاد اینجا سراغ کارلوس وقتی پلیس ها رسیدند . محل خنده رو شناسایی کردند و دیوار هاش خرد شدند . تو اون اتاق ملودی و لورا بودند که دستشان با طناب بسته شده بود ، و ج.س.د نصفه جون یک دختر به اضافه ج.س.د بی جان میراندا ! و البته کارلوس اسلحه به دست ، اون با ترس به ما چشم دوخت و بعد سعی ماشه رو سمت ملودی کشید . دنیا برام سیاه شد . اون ...اون خون م.ل.و.د.ی بود؟پلیس کارلوس رو گرفت . یک سری آدم ملودی من را روی برانکارد گذاشتند . £ آقای رستر می تونید با همسرتان برید . جک گفت : داداش برو من در جریان پرونده هستم .دویدم سمت برانکارد ! ملودی به سختی نصف می کشید . سریع داخل آمبولانس گذاشتند . دستش رو گرفتم و فشردم. ♤ ملودی من لطفا زنده بمون ! به بدن زخمی و خونیش نگاه کردم. زیر لب زمزمه کردم : الان که به یاد آوردم تو رو میذاری میری ؟ الان که میخوام فقط تو داخل دنیام باشی میخوای ولم کنی؟ ملودی من اشتباه کردم ولی بدون تو نمیتونم . وقتی خاطراتم برگشت از خودم متنفر شدم که چرا 4 سال منتظرت نماندم ! چرا دیوونه بازی در آوردم. ملودی دیوونه ! تو ملودی زندگی من هستی ! لطفا ولم نکن!
به بیمارستان که رسیدیم ، سریع انتقالش دادند به عمل اورژانس ! زمان برام بی معنی بود . آدمهایی که قدم می زدند برام سیاه و سفید شده بودند. صداش تو ذهنم اکو می شد:{چطور منو نمی شناسی؟.... البته از آدمی مثل تو هیچی بعید نیست. بگو مخ کدوم بدبختی رو زدی ؟ بگو .} واقعا چطور ع.ش.ق.م رو به یاد بردم ؟ چطور پرنسسم رو به یاد بردم ؟چطور ممکنه ؟ سرم رو بین دستام گذاشتم و گریه کردم . مری : وقتی فهمیدم ملودی تیر خورده و تو همین بیمارستانه به زور جان رو مجبور کردم منو ببره پیش ملودی ! رسیدم جلوی در اتاق عمل ، اریک اونجا بود و داشت گریه می کرد!با ناراحتی تمام گفتم :اریک ! بهم نگاه کرد . کنارش نشستم و گفتم : کار کارلوس ع.و.ض.ی بود ! صداش در نیامد و فقط سری بالا و پایین کرد .غم رو تو چشماش خوندم. اریک : بالاخره در اتاق باز شد و دکتر اومد بیرون با ناراحتی تمام نگاهم کرد . ♤ دکتر چه اتفاقی افتاد ؟ € راستش چطوری بهتون بگم ! گلوله به جای خاصی اصابت نکرده بود پس زیاد خطرناک نبود اما ..... ♢ اما چی دکتر ؟ € اما بدن ضعیف خانم شما نتونست میزان داروی بیهوشی موردنیاز تحمل کند .بهتون تسلیت میگم آقای رستر !..... (کسی دستمال میخواد ؟)

آنچه خواهید خواند :این واقعیت نداره ......سعی کن باهاش کنار بیای ..... چرا ؟.......من حقیقت رو میگم.....چطور باورت کنم؟......منم یکی از اونام.......پرنسس کوچولوی من! (طرفدار فقط این دوست عزیز )
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
میخوام از دنیا حذفت کنم😐🚬
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟
چرا ملودی رو کشـ#ـتی؟
پارت بعد رو بزاررررررررررر
تروخدا بگو ملودی نمـ*ـرده😢
پارت بعد در دسترس هست میتونی بری بخونی
عه الان میرم بخونم💕
چراااااااااااااا؟!؟!؟!؟!!!!!؟!؟!؟!؟؟؟؟
مگه شخصیت اصلی مودی نیست ؟؟؟
چرا شخصیت اصلی داستان که داستان با اون شروع شد باید بمیرهههه ؟!؟!؟!؟؟!؟؟؟؟؟
چرا هایی که جوابی ندارند
نهههههههه
ملودی رو نکش
تو مشکلت جیه نویسنده
نه ملودی رو بکش نه بلونا یه پایان خوش بزار تا ما هم از داشتان لذت و تو ذوقی نخوریم
شرمنده من خبیثم.....
😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑
F*** you
بابا یکم جنبه داشته باشید
برادران من از همه تون بیشتر تلاش کردم ۱۰۰ تا از کامنتا بیشتر برای منه😹🤝
فقط 188 تا کامنتت داشتم تا الان
حالا اگه پارت بعد منتشر بشه 😂😂
راستشو بگو چه نقشه ای داری
نمیگم فقط بدون تو بررسیه یه بارم رد شده
دنبال آهنگ بودم بعد به آهنگ قاف علیرضا طلیسچی رسیدم دقیقا حال و هوای اریکه یعنی با این آهنگ و این پارت اشک منی که سر داستانا و فیلما در نمیاد در اومد😥🥺
با آهنگ let me down slowly گوش کن بهتره
ممنون بابت پیشنهادت این آهنگم اتفاقی پیدا کردم
نهههه ملودی نباید ب×﷼)+میرههه😭
عالیی ولی باور نمیکنممم😭
با آهنگ let me down slowly گوش کن تا باورت بشه
حاجی نکن قرار نبود مثل داستان قبلیت بکنیش🗿
آره قرار نبود
پس نکننن حاجی نکننن🗿
پارت بعد نمیخاد بیاد؟ 😐💔
دقیقا
تو بررسیه
هعیییی
مهسای عزیزم یا نویسنده جان.... میدونم که پارت بعدی قراره خیلییی خوب تموم شه و تو قراره ما رو سوپرایز کنی پس این نامه برای توست... تو قلب پاکی داری و فقط میخوای گریمونو در بیاری و میخوای پارت بعدی ما رو خوشحال کنی! دوست دار تو هرماینی
اشک در چشمانم حلقه زد😐😐😐هیچم اینطور نیست
عالیییییییییییییی
ماشالله دست به کشتنت خیلی بالاستااااااا
یه خ. ری بره پارت بعدو بررسی کنه مردم...
نره بررسی کنه
چرااا؟