سلامم بچه ها پارت ۲ هم امد امیدوارم خوشتون بیاد بوس بوس بوس 😘😘😘😘
جانگ کوک به بچه ها پیام داد : بچه ها من امشب پیش مینهو میمونم نمیخواد نگران من بشید🙂🥺🥺 از زبان مینهو: بیدار شدم سرم درد میکرد آمدم داخل آشپزخانه اب بخورم با جونگ کوک برخورد کردم از ترس سه متر پریدم 😵هوا مینهو: تو...تو اینجا چیکار میکنی🤔کوک: شب من را از خواب ناز بیدار کردی و مست کرده بودی و من هم آمدم پشت ماندم 😐مینهو : اوو ببخشید وایی چه بوی خوبی میاد چیزی درست کردی
کوک: اره سوپ درس کردم ... خب دیگه من برم مینهو :کجا میری جانگ کوک: بچهها منتظرم هستن باید برم نونا مینهو: باش ولی دفعه بعد جبران میکنم😉😊بای بای داداشی بعدا میبینمت 😘😘کوکی : باشه خداحافظ نونا از زبان جیهوپ:
صبح بیدار شدم رفتم تو گوشی جانگ کوک پیام داده بود که پیش خواهرش میمونه برام سوال بود چرا شاید اتفاقی برا مینهو افتاده 🤔صبحانه خوردیم بعد هر کدوم گرفتار یه چیزی شدیم جین : بچه ها نهار امادس بیاین بخورید بلند شدیم نشستيم بعدش جانگ کوک آمد سلام کرد و آمد کنارمون نهار بخوره شوگا : جانگ کوک چرا رفته بودی پیشه مینهو نکنه حالش خوب نیس کوک: نه خوبه... فقط دیشب یکم مست کرده بود 🤏🏻
یکم بعد از نهار کوکی: حالا بچه ها میاین بریم خونش 😁بچه ها : باشه ولی مینهو مشکلی نداره بهش بگو که میخوایم بریم جانگ کوک: باشه بعد به مینهو زنگ زد و گفت که مینهو گفته که مشکلی ندارم پس بریم آمده بشیم
از زبان مینهو: یکم خونه رو جم و جور کردم بعد رو مبل خوابیدم و نگاه فیلم کردم وسطای فیلم خوابم برد 💤💤از زبان کوک: بچه ها من کلید دارم بریم داخل. رفتیم داخل من دیدم مینهو خوابيده بعد به اعضا گفتم: بچه ها بیاین سنگ کاغذ قیچی کنیم و هر باخت باید مینهو رو بیدار کنه 😆😁😁😁سنگ کاغذ قیچی کردیم از شانس بعد نامجون افتاد رفت آروم زد تو دستش بهش میگفت بیدار شو کوک : نه نه اینطور نمیشه با داد نامجون : خدااااا چرا من چرا تو مینهو 🤦♀️🤦♂️رفت بالا سرش ادا یه چیز ترسناک رو درآورد تا میخواست صداش بزنه مینهو افتاد و سرش خورد به میز بعد دیدم نامجون داره میلرزه گفتم:چی شده چرا داری میلرزی گفت:مین ...مینهو سرت داره ازش خو..خون میاد سرم برگردوندم ديدم مینهو داره غش میره واقعا غش کرد بچه ها ترسیده بودند
جیهوپ: زنگ بزنید آمبولانس کوک : نه نه مینهو فقط اگه خون ببینه غش میکنه الان هم چندتاتون برید داخل حموم اب ولرم داخل یه سطل کنید تا من مینهو رو بیارم بعد شوگا و تهیونگ رفتن منم مینهو رو بغل کردم بردم داخل حموم اب رو گرفتم رو سرش تا خون نیاد خون سرش بند آمده بود یه حوله دورش کردم (بچه ها یه نکته : مینهو الان تو حموم لباس تنشه چون جانگ کوک نمیتونست جلو ته و شوگا این کارو کنه خودش هم خجالت میکشید) بعد بردش داخل اتاق لباس مناسبی تنش کرد و رفت داخل حال گفتم : ببخشید بچه ها روزتون هم خراب کردم شما برید خوابگاه
بچه ها:نه جونگ کوک ما پیش تو و مینهو میمونیم جین : اره من هم الان یه سوپ و کیمچی خوش مزه درست میکنم 😶😋جونگ کوک: باشه ببخشید بچه ها ما نشسته بدیم به جز جین چون داخل آشپزخانه بود بعد یه دفعه مینهو امد از زبان مینهو گفتم:سلام چرا زانو غم گرفتین کوک سریع امد بغل کرد و گفت: حالت خوبه دیوونه حواست کجاست نزدیک بود سرت زربه بعد تری میخورد
اولم مؤدب باش دومم میبینی که زندم نمردم 😑کوک:زبونت رو گاز بگیر باشه من مودب میشم 😑😑😑جین:اوو مینهو روش کارتو به من هم بگو چطوری از پس کوک برمیای مینهو : نچ نچ نچشما الان یه ۷ یا ۸ ساله که باهمید نمیتونید جانگ کوک رو درستش کنین برقاش اتصالی داره 😂😂😂جین: خب چطوری برقاش رو درس کنیم مینهو: من داخل ۸ سال درستش کردم حالا راهش اینه که شما زیاد خوب باهاش برخورد نکنين کوک:مینهو اگه باتو خوب رفتار نکنم با اونا خوب رفتار کنم مشکلی نیست من(مینهو):باشه بعدش رفتیم شام خوردیم
هی به من میگفتن برو استراحت بکن من حرف تو گوشم نمیرفت بعد گفتم باید باهام گیم بازی کنین وگرنه استراحت نمیکنم 😏جیهوپ: باشه من باهات بازی میکنم مینهو : دعا کن به باد نری نامجون : داخل گروه بعد از تهیونگ جیهوپ خیلی خوب بازی میکنه مینهو:اوکی بیا دسته رو بگیر جانگ کوک آروم گفت: بچه ها نگاه تازه یخش باز شده مینهو: شنیدما 😒
خب داخل پارت ۳ یکم عاشقانه میشود☺امیدوارم صبور باشید و بتوانید صبر نمایید تا پارت ۳ بیاید 😑😑😑😑 بای بای امیدوارم خوشتون بیاد 😘😘😘😘
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود گلم بازم از هوپی بزار