
بلونا : اومدم پنجره رو ببندم که صدایی پسرونه گفت : نبند قرمزی ! یک پسر 12 یا 13 ساله با چشم آبی و موی سفید ! درست مثل من . پسرک خنده زد و گفت : سلام قرمزی! به داداش دومت سلام کن قرمزی! گفتم : داداش ؟ قرمزی؟ تو دیگه کی هستی ؟ پسرک گفت : اوه راستی تو دختری هوشت پایینه ! لبم رو محکم گاز گرفتم ! گفت : خب ، بانوی من کارلوس رویس هستم!مطمئنم در نگاه اول .... ♡ من ع.ا.ش.ق تو نیستم ! ■ خب عالیه ! چه خبر قرمزی نفرین شده ؟ ♡ به من نگو قرمزی ! ■ چرا قرمز جونم؟ ♡ میشه به من لقب ندی ؟ ■ من برادر بزرگترت هستم ! ♡ ازت متنفرم ! ■ چرا کوچولو . یقه لباسم رو گرفت و از جا لباسی آویزان کرد . ♡ من رو بیار پایییییین! ■ پایین؟ ♡ آره پایین ! ■ باید بگی داداش عزیز تر از جانم که من در نگاه اول بهت دل باختم لطفا مرا پایین بیار و در آغوش گرم خودت نگه دار ! ♡ صد سال سیاه ! ■ خب سخت تر شد باید بگی داداش عزیز تر از جانم که من در نگاه اول بهت دل باختم لطفا مرا پایین بیار و در آغوش گرم خودت نگه دار و ب.و.س.ه ای بر لبانم بزن ! ♡ من فقط 5 سالم ! ■ می خوای سخترش کنم؟ ♡ نیازی نیست میگم : داداش عزیز تر از جانم که من در نگاه اول بهت دل باختم لطفا مرا پایین بیار و در آغوش گرم خودت نگه دار و ب.و.س.ه ای بر لبانم بزن ! من رو از جا لباسی آورد پایین منم معطل نکردم سرش رو محکم زدم به دیوار
■ آخخخخخخخ! ♡ حقته ! تا تو باشی دیگه به دختر 5 ساله یا هر دختری اینجوری رفتار نکنی ! ■ دختره ی خنگ ! ♡ اگه من خنگم تو هم کودنی! ■بعدا میام حسابت رو میرسم و از پنجره خارج شد . منم پنجره رو پشت سرش بستم . تا حالا با 2 نفر از این خانواده ملاقات داشتم : کامرون (پرنس اول )و کارلوس (پرنس دوم) ولونا : منتظر بودم کامرون به قصرش برگرده ! وقتی برگشت سریع دویدم سمتش و گفت : پرنس ! نگاه سردی بهم انداخت و گفت : حوصله ندارم! صداش خیلی دردناک بود . گفتم : من ازت یک خواهش داشتم! رفت سمت اتاق دستش روی دستگیره بود . گفتم : میشه من تو قصر تردد کنم؟ نگاهی بهم کرد و گفت : نه! ♢ لطفا ! ■ بذار یک جور دیگه بهت بفهمانم، تو نامزدی منی و منم ازت متنفرم ! پس ترجیح میدم تنفرات من تو قصر خودم بمانند و پوسیده بشن ! ♢ ......■ حالا هم برو خسته ام نمیخوام روت دست بلند کنم . ازش دور شدم، قطره اشکی از گوشه چشمم و بغضی که گلوم رو چنگ میزد . بعدا بهت نشون میدم کامرون خان ! کامرون :با عصبانیت تو اتاق قدم میزدم. اون بلونا خنگ ع.ا.ش.ق تام شده ؟ یک شرور نفرین شده ! با خشم به دیوار پشت زدم . اون ولونا هم وقت گیر آورده بود ولی فکر کنم خیلی تند برخورد کردم اما فعلا باید بتونم تام رو آروم کنم . اون احتمالا میخواد اون دختره ی نفرین شده رو نابود کنه !
ماریبل : به صفحات کتاب زل زده بودم. چیز خاصی سر در نیاوردم. به تاریکی شب زل زده بودم. ●سلام قلبم هوری ریخت . کی بود که به من سلام داد ؟ ¤تو ....تو کی هستی ؟ ● روح تو ! ¤ روح من؟ ● من روح شیر دال هستم یعنی روح تو . زنی رو به روم ایستاد . سفید سفید بود . صورتش و بدنش . انگار آدم برفی بود اما پایین لباسش پاره شده بود و موهاش و چشم هاش هر از گاهی قهوه ای می شد . ¤ شیردال ؟ ● بذار یک افسانه برات بگم ( آنقدر افسانه رو گفتم حفظ شدید ولی بازم میگم چون میخوام یک معما از تو افسانه سر در بیاریم ) سال ها قبل بین نور و تاریکی جنگی بزرگ در میان گرفت این جنگ به شرطی تمام میشد که دختری از نور قربانی شود.آن دختر تنها پرنسس نور بود ! موقع م.ر.گ پرنسس قسم خورد{یک روز من در بدنی دیگری متولد خواهم شد و انتقامم رو از تمام شما خواهم گرفت} سال ها گذشت و پرنسس تاریکی متولدشد ولی تو طالع اون دخترموی روشن داشت،روز ها می گذشت و روح سیاه دختر سفیدتر میشد تا جایی که مردم نامش را نفرین پرنسس نور گذاشتند اما داستان بعد از م.ر.گ پرنسس تاریکی هم ادامه داشت و اینطوری افسانه نفرین نور سال ها بین خاندان ما گشت. ¤ اینو قبلا شنیدم ! خب من چه ● مثل اینکه باید از اول بگم بیا با پدر جدت آلفیسوس رایسان شروع کنیم که داستانش رو خوندی اما این آلفیسوس یک خواهر داشت و الان یکی از نوادگان خواهر آلفیسوس ،فلورا ، میشه یک سر نفرین نور ولی چراش رو باید برات توضیح بدم .....
آرینا: مثل همیشه با خوردن نور خورشید به چشمم بلند شدم ، دایه وارد اتاقم شد و لباسم رو عوض کردند . من آرینا مارکال تنها پرنسس نروس هستم، با 5 سال سن بخاطر هوشم تحسین میشم البته همه اینا قبل این هست که منم روحم سفید بشه . اینجا امپراطوری تاریکی هست و روح سفید بده ! ♤ آرینا ! ♢برادر! تنها کسی که با همه اینا دوستم داره برادرم ایزانا هست، پدر و مادرم هیچ وقت با من صحبت نمیکنه ولی ایزانا در همه حال کنارم هست ، البته اون 13 سالشه اختلاف سنی 7 ساله باعث میشه زیاد نتوانیم باهم باشیم. ♤ تا شروع کلاسم و کلاست چند دقیقه وقت داریم میخوایتم بک چیزی بهت بگم ♢ی شده برادر ؟ ♤ ببین من قرار هست یک مدت طولانی به یک جای خاص برم ♢داداش ..... ♤ قول میدم زود برگردم ♢ولی اینجوری من تنها میشم ♤ می دونم ولی همش بخاطر تو هست ♢ برادر برو سر کلاست دیرت میشه . سرم رو انداختم پایین و پایین دامنم رو تو دستم مشت کردم. یک قطره عکس آروم از گونه ام چکید .حتما اونم منو ول میکنه ! ○ من ولت نمیکنم ! ♢ تو دیگه کی هستییییی؟
بلونا : ☆ دقیقا داری چیکار میکنی ؟ ♡ اولا صبح بخیر دوما دارم کتاب های جادوی سیاه رو میخونم ولی چیزی نمیفهمم ☆ من باید بهت آموزش بدم ♡ تو که هیچ کاری نمی کنی ! ☆ من از اون بالا ها دستور میگم ♡ منم از این پایینا دستور میگیرم . ☆بلونا ! ♡ چیه ؟ ☆اون کتاب رو ببند یک خبر فوری دارم . ♡ چیه ؟ ☆ ماتریس برات دستور نامزدی احضار کرده ! ♡ چی؟ با کی ؟☆با تام بیرتن ♡ تام بیرتن؟ پسر دوک بیرتن؟ ☆ دقیقا ● بانو برای کلاس آماده اید؟ ♡ من باید برم ! ☆ نگران نباش ! من میتونم مخفی بشم که فقط تو منو ببینی ♡ اوکی !روی شونه ام نشست و از اتاق خارج شدم.€ بانوی من برای رفتن به کتابخانه باید از وسط زمین بازی رد بشیم .☆ میدونستی راه های دیگه ای هم وجود داره ؟ زیر لب زمزمه کردم :برای دست انداختن من هست ! با صدای بلند گفتم : ترجیح میدم از مسیر اصلی برم دنبال میانبر نیستم . £ببین لینجا کسی نیست ازت دفاع کنه بچه جون ! ♡ میدونم ولی من نفرین شده ام ! اگه بخوام امشب بدن همتون رو متلاشی میکنم ! ¥ من کامل طبق نظر بانو هستم . کنار من شروع به حرکت کردند. ☆ کارت خوب بود ؟ ♡ اگه میخوام از خودم محافظت کنم اول باید اینا رو رام کنم. تو راه حرف های خدمتکار ها آزارم میداد :نگاه کنید .....دزد نامزد ..... مثل مادرشه.....اون زنیکه رو میگی...... خب شد یخ زد . ☆ خب....♡ترجیح میدم حرف نزنم. من فقط 5 سالمه توقع خاصی ازم نداشته باش ! ■ تو کسی بودی که نامزدم رو ازم گرفتی دختره ی ....
پارت 7 رو نوشتم بعد از این منتشر میشه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ولونا همون بلوناس؟؟؟
نه ولونا زن کامرون هست به قول دوستی : ولونا زن داداش بلونا ست
اهاااا
ولونا کیه؟
کامرون کیه؟
بیوگرافی رو بخون میفهمی عزیزم
منطقیه
خیلی خوبههه عالییی
ی مدت بازم نبودم چقد پارت🗿
اگه فقط محدودیت تستم تموم بشه
من غششششششششششششششششششششش
آب قند رو بیارید
ممنون اب قندش زیادی شیرین بود
یک بار نگاهم کن رو فرادا نزاری صبح پاررررررررررررررتتتتتتتتتت کردمممممممممممممممممم
آقا بهم محدودیت تست خورده
تا کی
تموم شده ولی الان من تو ماشینم و کل روز خریدم
رزالی ببند عزیزم
با کمال میل درخواست شما را صمیمانه قبول میکنم دوست عزیز
تا صدتایی شدن بک میدم☀️
پین؟
عکس داستاناتو از کجا میاری؟؟😐
پینترست
آقااا فاز کارلوس رو د.و.ست میدارممم😹
دل منو که برد...
بچه ع.ا.ش.ق شد
من روزی ۱۰ تا ک. راش میزنم کجای کاری😹😹
یا خدا من از 7 سالگی روی پسرداییم ک.ر.ا.ش بودم
نباش الان مال منه😹
مال منه
باشه اینجوریه اریک مال من
اریک رو از رو کی ساختی؟
اریک اون پسره هست که تو مدرسه مغرور و سرده و خیلی پولداره و همه دخترا بهش چشم دارند
ولی به هر حال فاز اریک رو هم دو.ست دارم جک رو هم دو. ست دارم